کرهرود مهد علم وفضلیت با قدمتی بیش از 2000 سال قدمت
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: سیدمرتضی ناصری کرهرودی معلم باز نشسته آموزش وپرورش - جمعه ٢٦ شهریور ،۱۳٩٥

 سید محمد (مکی) معروف به بابا سید محمد مدفون درتخت سادات کرهرود دارای 5 پسر است که سادات کرهرود از نسل این  5 پسر به نام های 1- میرصفدر (جد میرعلی یاری ها )  2- میر حیدر ( جد میر یحیایی ها و  محسنی ها )  3- میر بها  (جد میر ناصری ها  ) 4 - میر کمال ( جد میر معینی ها )  5 - میر هاشم  ( جد میر آقا جانی ها )  

بن سید غیاث الدین بن سید معصوم بن سید تاج‌الدین بن سید رضی‌الدین بن سید علی بن سید حسن بن سید محمد بن سید محمد بن محمد فخرالدین بن محمدرضی‌الدین بن سید زید بن سید داعی بن سید حسن بن سید محمد بن سید علی بن سید علی (الحریری) بن سید حسن (ابو محمد الافطس) بن سید علی (اصغر) بن امام زین‌العابدین علیه السلام ابن امام حسین علیه السلام ابن امام علیبن ابیطالب علیه السلام ابن عبدالمطلب ابن هاشم 

 

 

نویسنده: سیدمرتضی ناصری کرهرودی معلم باز نشسته آموزش وپرورش - جمعه ٢٦ شهریور ،۱۳٩٥

سادات کرهرود

سادات کرهرود سلسله‌ای از سادات بودند که از جد هفتم به بعد در شهر کرهرود واقع در استان مرکزی زندگی می‌کردند. نسب این سلسله به امام سجاد چهارمین امام شیعیان می‌رسد.

 

 

 

نسب‌شناسی

 

شجره‌نامه‌ای از این سلسله وجود دارد که حاج اسماعیل عراقی در پشت کتاب دُرَر آیت الله عبدالکریم حائری یزدی به چاپ رسانده است. بر اساس این متن شجره نامه به صورت زیر بوده است:

 

میرعلی محمد بن میرفخرالدین بن سیدهادی بن تاج‌الدین بن سید محمد بن سیدحیدر بن سید محمد (مکی) معروف به بابا سید محمد مدفون درتخت سادات کرهرود  

بن سید غیاث بن سید معصوم بن سید تاج‌الدین بن سید رضی‌الدین بن سید علی بن سید حسن بن سید محمد بن سید محمد بن محمد فخرالدین بن محمدرضی‌الدین بن سید زید بن سید داعی بن سید حسن بن سید محمد بن سید علی بن سید علی (الحریری) بن سید حسن (ابو محمد الافطس) بن سید علی (اصغر) بن امام زین‌العابدین.

 

 

 

هفتمین جد این دودمان، میرعلی‌محمد مکی است که مدتی قبل از بنای شهر اراک به این منطقه مهاجرت نمود. مزار وی در قبرستانی بنام تخت سید در کرهرود است و با آنکه ضریح ندارد معروف و مورد زیارت و محل نذورات است. قبرستان به اعتبار وی تخت سید نامیده شده است.

از سید غیاث تا سید علی در شجره‌نامه، از بازماندگان حمله مغول به آوه بودند که از زندگی آنها سندی در دست نیست.

 

ورود جد سادات به کرهرود

 

تاریخ ورود میر محمد مکی به کرهرود به درستی مشخص نیست. همین‌قدر مسلم است که وی در اواخر قرن دهم و در آغاز قرن یازدهم هجری قمری به سمت کرهرود آمده است، اما مقصد اصلی او شهرهای غرب ایران بود. جریان ساکن شدن میر محمد در کرهرود بدین گونه بوده است؛ گویند هنگامی که وی از آوه به سمت کرهرود رهسپار می‌شود نزدیک غروب خورشید برای ادای فرضیه نماز دنبال آب در اطراف کرهرود می‌گردد، چون آب پیدا نمی‌کند دستی بر خاک می‌زند و آب پدیدار می‌شود. یکی از اهالی که از آن سمت می‌گذشت با تعجب چشمه را می‌بیند و چون هزاران بار از منطقه گذرکرده بوده و چشمه‌ای در آنجا یافت نکرده بود با تعجب به سمت میر محمد می‌رود. میر محمد به وی می‌گوید:«برو به شیخ حسن بگو سید محمد آمده.» رهگذر به قریه کرهرود و نزد شیخ حسن کرهرودی می‌رود و واقعه را بر وی شرح می‌دهد. پس از آن شیخ به دیدار سید رفته و از وی خواهش می‌کند تا برای انجام امور شرعی مراجعان شهرها و روستاهای اطراف (عمدتاً از بروجرد،همدان و ملایر) در کرهرود باقی بماند. میر محمد که احساس کرد وظیفه سنگینی بر دوش وی نهاده شده در قریه کرهرود ساکن شد و ۳۵ سال در حوزه درسی آنجا به فعالیت پرداخت.

میرعلی‌محمد مکی بنای مدرسه علوم دینی را در قریه کرهرود گذاشت. بعد از تاسیس شهر اراک، دو تن از فرزندان وی به نامهای سیدمحمد و سیداحمد که به سیدین عراق مشهورند، در شهر اراک ساکن شدند و اداره و ریاست مذهبی و معنوی شهر را بر عهده گرفتند.

 

قبرستان تخت سادات 

 

میر محمد جد اعلای سادات کرهرود، ۳۵ سال پس از ورود قریه وفات یافت. وی را در چشمه‌ای که در کنار آن نماز خوانده بود دفن کردند و از آن روز به بعد محل دفن وی به تخت سادات شهرت یافت.

نویسنده: سیدمرتضی ناصری کرهرودی معلم باز نشسته آموزش وپرورش - یکشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳٩٥

 

روز نهم ذی‌الحجه روز عرفه و از اعیاد عظیمه است، هرچند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مؤید جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‌تر و در خشمناکترین اوقات خواهد بود.

 

روایت شده که حضرت امام زین‌العابدین ـ علیه‌السلام ـ شنید در روز عرفه صدای سائلی را که از مردم سؤال می‌نمود. فرمود: وای بر تو. آیا از غیر خدا سؤال می‌کنی در این روز و حال آن‌که امید می‌رود در این روز برای بچّه‌های در شکم آن‌که فضل خدا شامل آنها شود و سعید شوند و از برای این روز اعمال چند است:

 

اول: غسل

 

دوّم: زیارت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احادیث در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر کسی توفیق یابد که در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسی که در عرفات باشد نیست، بلکه زیاده و مقدّم است.

 

سوم: پس از نماز عصر، پیش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهای عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زیر آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالی به گناهان خود تا فایز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزیده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعیه عرفه که از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه علیهم ـ روایت شده و آنها زیاده از آن است که در این مختصر ذکر شود.

 

شیخ کفعمی در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه برای کسی که ضعف پیدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زیر آسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به جای آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحید و در دوم پس از حمد قُل یا اَیهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت نماز گزارد در هر رکعت پس از حمد توحید پنجاه مرتبه بخواند.

نویسنده: سیدمرتضی ناصری کرهرودی معلم باز نشسته آموزش وپرورش - یکشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳٩٥

تاریخ کهن کرهرود وشجره نامه سادات کرهروداز کوچکترین فرزند امام سجاد علیه السلام:

کرهرود باقدمتی بیش از 2000 سال مرکز حکومت ابودلف عجلی که از طایفه بنی عجل ازقبایل بکر بن وائل بوده

کرج ابودلف

 

کرج ابودلف در استان مرکزی سلسله جبال مرکزی ایران

کرج ابودُلَف شهری تاریخی منسوب به ابودلف عجلی و میان اراک و بروجرد بوده است. امروزه محل قطعی آن مشخص نیست. برخی آن را مطابق با ده آستانه و برخی نیز آن را مطابق با کرهرود می‌دانند. این شهر مرکز ناحیهٔ ایغارَین (به معنای دو ایغار) واقع در جنوب شرقی نهاوند بوده است. خلیفه، کرج ابودلف و شهر برج (به فاصلهٔ ۱۲ فرسنگی کرج بر جادهٔ اصفهان) را به ایغار تیول به ابودلف و خاندانش واگذار کرده‌بود به طوری که مبلغ معینی را همه ساله به خلیفه بپردازند و از همهٔ مالیات‌های دیگر معاف باشند. نام این شهر را کَرَهرود و کرهرود ابودلف نیز گفته‌اند.

این شهر در زمان آل‌بویه (قرن‌های چهارم و پنجم ه ق) از شهرهای شیعه‌نشین ایران بوده است.

تاریخچه

اوج آبادانی این شهر در زمان ابودلف عجلی بوده است. ابودلف که نامش قاسم و از اعراب طایفهٔ بنی عِجل از قبائل بکر بن وائل بود پس از پدرش، عیسی بن ادریس بر این شهر و نواحی اطراف آن مسلط شد. بلاذری در فتوح البلدانمی‌نویسد: «ثم ان عیسی بن ادریس نزل الکرج و غلب علیها و بنی حصنها و کان حصنارثا» از این جمله چنین برداشت می‌شود که عیسی بن ادریس با زور بر این شهر غلبه کرده و در آنجا دژی ساخته و آنجا را کانون قدرت و نفوذ خویش ساخته است. پس از او نیز پسرش (ابودلف) جای وی را گرفته. ابودلف که از حمایت خلیفه (مأمون و معتصم) برخوردار بوده در آنجا برای خود دستگاهی شبیه دربار شاهان فراهم کرده و از آنجایی که دستی گشاده و شاعرپسند داشته قرارگاه او در کرج محل رفت و آمد شاعران ستایشگر شده بوده است.

کرج در قرن سوم هجری که جغرافی نویسانی همچون قدامة بن جعفر و یعقوبیاز آن نام برده‌اند به منطقهٔ وسیعی گفته می‌شده که جاپلق و بربرود را هم در بر می‌گرفته و به گفته یعقوبی بر این دو رستاق، دو رستاق دیگر هم که آن‌ها را دو فائق خوانده، و مشخص نیست کجا را قصد کرده، افزوده شده بوده است. قدامة همهٔ این منطقه را که کرج مرکز آن بوده ابغارین خوانده. از مبلغ خراج آنجا که او و یعقوبی هردو ذکر کرده‌اند معلوم می‌شود که جایی بسیار آباد و پر نعمت بوده، قدامة در فهرست خود خراج آنجا را سه میلیون و هشتصد هزار درهم و یعقوبی سه میلیون و چهارصد هزار درهم نوشته که در زمان واثق خلیفهٔ عباسی به سه میلیون و سیصدهزار درهم کاهش یافته بود. یعقوبی در کتاب البلدان گوید مردم آنجا ایرانیان هستند مگر آن‌ها که از خاندان عیسی بن ادریس عِجلی یا دیگر اعرابی باشند که به آن‌ها پیوسته‌اند.

 

این شهر تا زمان حمله مغول به ایران آباد بوده است. بنابر اسناد تاریخی، اتابک نصرت‌الدین، اتابک لرستان، به سلطان محمد خوارزمشاه پیشنهاد می‌کند از مردان این منطقه لشکری فراهم کنند و به مقابله با مغولان برخیزند که سلطان محمد به موجب هراسی که از مغولان داشته، این پیشنهاد را نمی‌پذیرد و فرار می‌کند. در نهایت با حمله مغولها به این شهر، کرج ابودلف نیز همانند بسیاری از شهرهای ایران ویران می‌شود.

مکان

امروزه موقعیت دقیق کرج ابودلف مشخص نیست اما با توجه به فواصل و مسافاتی که جغرافیانویسان در آثار خود ضبط کرده‌اند محل حقیقی آن را تا حدی می‌توان پیدا کرد. یک گمان مبنی بر این می‌باشد که این شهر در فاصله ۴۰ کیلومتری جنوب شهر فعلی اراک و در مکان کنونی شهر آستانه قرار دارد. احتمال دیگر عنوان می‌کند روستای زلف‌آباد که در شهرستان فراهان کنونی واقع است، همان کرج ابودلف بوده که به موجب آزار و اذیتی که از جانب اهالی آن به مناطق مسکونی مجاور وارد می‌آمده، در زمان فتحعلی‌شاه قاجار به دستور ایمانی‌خان، حاکم وقت فراهان به یوسف‌خان گرج، این روستای بزرگ تخریب می‌شود. حمدالله مستوفی محل آن را آن طرف کوه راسمند (که امروزه به راسبند معروف است) دانسته بنابراین باید محل آن را در نزدیکی سرچشمه‌های نهری که از ساروق می‌گذرد و به قره‌سو می‌پیوندد جستجو کرد. در قرن چهارم ابن حوقل در جایی که از کرج نام می‌برد گوید از بروجرد کوچکتر است با این وجود شهر مهمی است که در روی بلندی بنا شده و طول آن دو فرسخ است، دو بازار داشته یکی دم دروازهٔ مسجد جامع و دیگری در کنار دروازهٔ مقابل که آن طرف صحرای بزرگ بوده، چنانکه صحرا بین دو بازار جا داشته است. این شهر چندین گرمابه داشته و خانه‌های آن از خشت خام بوده و هرچند که باغ‌های زیادی نداشته ولیکن اراضی اطراف شهر حاصلخیز بوده‌اند.قوت حموی گوید کرج اسمی است فارسی اهالی آنجا را کره می‌نامند. وی همچنین گوید قلعه‌ای به نام فرزین در جوار دروازهٔ کرج است. بنا به گفتهٔ حمدالله مستوفی رودخانهٔ آنجا کره رود نام داشته است.دراستان مرکزی اراک

نویسنده: سیدمرتضی ناصری کرهرودی معلم باز نشسته آموزش وپرورش - یکشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳٩٥

تاریخ کهن کرهرود وشجره نامه سادات کرهروداز کوچکترین فرزند امام سجاد علیه السلام:

تاریخچه تشیع در فراهان

تاریخچه تشیع در فراهان  

پژوهشگر : ابراهیم گودرزی فراهانی 4/3/1391

. تشیّع از نظر لغوى از ماده شیع گرفته شده که به معناى متابعت و پیروى است . بنابراین ، تشیّع ، به معناى قبول پیروى و اطاعت است .

اما اصطلاحاً به مکتب و مذهبى گفته مى شود که پیروى از اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله را در جمیع ابعاد اسلام ، اعم از اعتقادى ، سیاسى ، فرهنگى ، اقتصادى ، مسائل عبادى و

حتّى در زندگى فردى و اجتماعى ، واجب و لازم مى داند .

مراد از پیروى اهل بیت علیهم السّلام این نیست که در مکتب تشیّع ، به قرآن و سنّت عمل نمى شود، بلکه مراد آن است که قرآن و سنّت ، باید از طریق اهل بیت علیهم السّلام به دست آورده شده ، وانگهى به آن دو عمل شود

براساس اعتقادات شیعیان باورهایشان اهل بیت علیهم السلام معصوم و از هر خطایی در امان هستند . این اعتقاد براساس مستندات شیعه و سنی و بصورت متواتر بیان شده است و مودت اهل بیت علیهم السلام برمسلمان واجب و فریضه است .

همین دید گاه احترام به اهل بیت موجب اشاعه تشیع در فراهان بوده است و منطقه فراهان و تفرش از قدیمترین مراکز تشیع هستند ولی براستی چگونه تشیع وارد فراهان شده است ؟

براساس مستندات چنین بنظر می رسد که منطقه فراهان قبل از ورود امام رضا (ع)به ایران شیعه بوده است عملکرد حکام بنی امیه و رفتار تحقیر امیز انان با ایرانیان که انها را موالی می نامیدند بزودی حقیقت را برای منطقه ما و ایرانیان مشخص کرد تا حدی که شعار سیاه جامکان "رضا من آل رسول "گردید که شعار ابومسلم۳و لشگریانش بود عملکرد حجاج یوسف ثقفی و مالیاتهای سنگین وی و بنی عباس تنفر از این خاندانها را در وجود ایرانیان باهوش کاشت و ارادت به خاندان علویون را در کشور و منطقه ما ایجاد کرد و بذر های تشیع با ورود خاندان اشعریون۴ به اطراف قم (ابرجس امروزی)۵ حاصل شده است .

اشعریون از فرزندان ابوموسی اشعری بودند که در اثر مخالفت با خلیفه وقت مجبور به کوچ ایران و به منطقه ابرشتجان (ابرجس)قم شدند و بخاطر حملات دیلمیان مورد توجه یزدانفاذار حاکم ابرشتجان قرار گرفتند و بعد ها در منطقه قدرتمند شدند و بمرور در اطراف قم ازجمله تفرش و فراهان و کوزدر و آشتیان فعلی نفوذ کردند. این جریان در تاریخ قم به شرح ذیل است :

 

به نقل از بُنان بن آدم اشعری آمده است که مُخسرهان از قول پدرش یزدان فاذار حاکم قدرتمند ابرشیجان3 آورده است که عرب به سال 82 یزدگردی برابر با 62 پارسی به سرزمین قم نزول کردند و به سال 99 هجری برابر با 87 یزدگردی و 67 پارسی یزدان فاذار ده سیجان را برای سکونت آنان در نظر گرفت و نیز روستای جمزرا با گاو و دراز گوش و وسایل کشت و کار در اختیار آنان قرار داد که از یک تخم یکصد تخم برداشت می شد. البته فتح نواحی شمال توسط ابوموسی اشعری و امیران لشکر او به همراه فتح نهاوند نبوده است که توسط سعد و قاصّ صورت گرفته است فتح منطقه جبال و بخصوص فراهان به راحتی و بروجه صلح نبوده است بلکه فتح نواحی عراق عجم بجنگ و محاربت بوده است.

علّت اصلی ساکن شدن اعراب در قم و بعد به تبع آن در چند روستای ابرشتجان حمله دیلمیان به حوالی قم بود که در این زمان یزدان فاذار موافقت کرد در سال 99 هجری برابر با 87 یزدگردی و 67 پارسی یزدان فاذار ده سیجان (ممجان) را برای سکونت آنان در نظر گرفت و نیز روستای جمزرا با گاو و دراز گوش و وسایل کشت و کار در اختیار آنان قرار داد که از یک تخم یکصد تخم از آنجا برداشت می شد و نیز در سال 102 هجری برابر 90 یزدگردی ده فرابه (شاید فرا) را هم برای تعلیف احشام و چهارپایان و چراگاه شتران به اعراب واگذار نمود. بی تردید منظور یزدان فاذار از این عمل این بود که با ساکن کردن اعراب در حوالی ساوه و قم مردم خود را در مقابل حمله اهالی دیلم مصون نگه دارد. وقتی یزدان فاذار در ناحیه ابرشتجان سپاه دیلمیان را تار و مار کرد یکسال بعد مردم دیلم به ابرشتجان تاختند و از دور متوجه سیاه چادرهای اعراب و چهارپایان آنان شدند. احوص4، رئیس تازیان که بوسیله دیدبانان خود از هجوم مردم دیلم آگاهی یافت اعراب را منجر به تیروکمان به مقابله دیلمیان فرستاد. در این مقابله عدّه ای از مردم دیلم و عربها کشته شدند. عربها کشته های خود را به باغ اسپید منتقل نمودند. این باغ در طسوج و زوا به هنگام اعیاد ملّی و مذهبی مرکز تجمع مردم آن حدود و محل انعقاد جشن و سرور آنان بود.

یزدان فاذار چون از کشتار مردم دیلم با خبر شد با فرزندش مُخسرهان و مردی بنام خَربنداز یکی از اعیان و اشراف منطقه حصار براوستان (ابرشتجان) از عرب ها استقبال نمودند و برای پیشباز از باغ اسپید بیرون رفتند و اعراب را به درون باغ خواندند و بر سر احوص، درهم و زعفران نثار نمودند. پس از این اتفّاق میان سران زرتشتی و عرب اشعری که سعی در مخفی نمودن مرام و اعتقادات و نوامیس خود و دوری از زرتشتیان داشتند انس و الفت برقرار شد و مردم

نویسنده: سیدمرتضی ناصری کرهرودی معلم باز نشسته آموزش وپرورش - یکشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳٩٥

تاریخ کهن کرهرود وشجره نامه سادات کرهروداز کوچکترین فرزند امام سجاد علیه السلام:

تاریخچه تشیع در فراهان

تاریخچه تشیع در فراهان  

پژوهشگر : ابراهیم گودرزی فراهانی 4/3/1391

. تشیّع از نظر لغوى از ماده شیع گرفته شده که به معناى متابعت و پیروى است . بنابراین ، تشیّع ، به معناى قبول پیروى و اطاعت است .

اما اصطلاحاً به مکتب و مذهبى گفته مى شود که پیروى از اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله را در جمیع ابعاد اسلام ، اعم از اعتقادى ، سیاسى ، فرهنگى ، اقتصادى ، مسائل عبادى و

حتّى در زندگى فردى و اجتماعى ، واجب و لازم مى داند .

مراد از پیروى اهل بیت علیهم السّلام این نیست که در مکتب تشیّع ، به قرآن و سنّت عمل نمى شود، بلکه مراد آن است که قرآن و سنّت ، باید از طریق اهل بیت علیهم السّلام به دست آورده شده ، وانگهى به آن دو عمل شود

براساس اعتقادات شیعیان باورهایشان اهل بیت علیهم السلام معصوم و از هر خطایی در امان هستند . این اعتقاد براساس مستندات شیعه و سنی و بصورت متواتر بیان شده است و مودت اهل بیت علیهم السلام برمسلمان واجب و فریضه است .

همین دید گاه احترام به اهل بیت موجب اشاعه تشیع در فراهان بوده است و منطقه فراهان و تفرش از قدیمترین مراکز تشیع هستند ولی براستی چگونه تشیع وارد فراهان شده است ؟

براساس مستندات چنین بنظر می رسد که منطقه فراهان قبل از ورود امام رضا (ع)به ایران شیعه بوده است عملکرد حکام بنی امیه و رفتار تحقیر امیز انان با ایرانیان که انها را موالی می نامیدند بزودی حقیقت را برای منطقه ما و ایرانیان مشخص کرد تا حدی که شعار سیاه جامکان "رضا من آل رسول "گردید که شعار ابومسلم۳و لشگریانش بود عملکرد حجاج یوسف ثقفی و مالیاتهای سنگین وی و بنی عباس تنفر از این خاندانها را در وجود ایرانیان باهوش کاشت و ارادت به خاندان علویون را در کشور و منطقه ما ایجاد کرد و بذر های تشیع با ورود خاندان اشعریون۴ به اطراف قم (ابرجس امروزی)۵ حاصل شده است .

اشعریون از فرزندان ابوموسی اشعری بودند که در اثر مخالفت با خلیفه وقت مجبور به کوچ ایران و به منطقه ابرشتجان (ابرجس)قم شدند و بخاطر حملات دیلمیان مورد توجه یزدانفاذار حاکم ابرشتجان قرار گرفتند و بعد ها در منطقه قدرتمند شدند و بمرور در اطراف قم ازجمله تفرش و فراهان و کوزدر و آشتیان فعلی نفوذ کردند. این جریان در تاریخ قم به شرح ذیل است :

 

به نقل از بُنان بن آدم اشعری آمده است که مُخسرهان از قول پدرش یزدان فاذار حاکم قدرتمند ابرشیجان3 آورده است که عرب به سال 82 یزدگردی برابر با 62 پارسی به سرزمین قم نزول کردند و به سال 99 هجری برابر با 87 یزدگردی و 67 پارسی یزدان فاذار ده سیجان را برای سکونت آنان در نظر گرفت و نیز روستای جمزرا با گاو و دراز گوش و وسایل کشت و کار در اختیار آنان قرار داد که از یک تخم یکصد تخم برداشت می شد. البته فتح نواحی شمال توسط ابوموسی اشعری و امیران لشکر او به همراه فتح نهاوند نبوده است که توسط سعد و قاصّ صورت گرفته است فتح منطقه جبال و بخصوص فراهان به راحتی و بروجه صلح نبوده است بلکه فتح نواحی عراق عجم بجنگ و محاربت بوده است.

علّت اصلی ساکن شدن اعراب در قم و بعد به تبع آن در چند روستای ابرشتجان حمله دیلمیان به حوالی قم بود که در این زمان یزدان فاذار موافقت کرد در سال 99 هجری برابر با 87 یزدگردی و 67 پارسی یزدان فاذار ده سیجان (ممجان) را برای سکونت آنان در نظر گرفت و نیز روستای جمزرا با گاو و دراز گوش و وسایل کشت و کار در اختیار آنان قرار داد که از یک تخم یکصد تخم از آنجا برداشت می شد و نیز در سال 102 هجری برابر 90 یزدگردی ده فرابه (شاید فرا) را هم برای تعلیف احشام و چهارپایان و چراگاه شتران به اعراب واگذار نمود. بی تردید منظور یزدان فاذار از این عمل این بود که با ساکن کردن اعراب در حوالی ساوه و قم مردم خود را در مقابل حمله اهالی دیلم مصون نگه دارد. وقتی یزدان فاذار در ناحیه ابرشتجان سپاه دیلمیان را تار و مار کرد یکسال بعد مردم دیلم به ابرشتجان تاختند و از دور متوجه سیاه چادرهای اعراب و چهارپایان آنان شدند. احوص4، رئیس تازیان که بوسیله دیدبانان خود از هجوم مردم دیلم آگاهی یافت اعراب را منجر به تیروکمان به مقابله دیلمیان فرستاد. در این مقابله عدّه ای از مردم دیلم و عربها کشته شدند. عربها کشته های خود را به باغ اسپید منتقل نمودند. این باغ در طسوج و زوا به هنگام اعیاد ملّی و مذهبی مرکز تجمع مردم آن حدود و محل انعقاد جشن و سرور آنان بود.

یزدان فاذار چون از کشتار مردم دیلم با خبر شد با فرزندش مُخسرهان و مردی بنام خَربنداز یکی از اعیان و اشراف منطقه حصار براوستان (ابرشتجان) از عرب ها استقبال نمودند و برای پیشباز از باغ اسپید بیرون رفتند و اعراب را به درون باغ خواندند و بر سر احوص، درهم و زعفران نثار نمودند. پس از این اتفّاق میان سران زرتشتی و عرب اشعری که سعی در مخفی نمودن مرام و اعتقادات و نوامیس خود و دوری از زرتشتیان داشتند انس و الفت برقرار شد و مردم

نویسنده: سیدمرتضی ناصری کرهرودی معلم باز نشسته آموزش وپرورش - یکشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳٩٥

تاریخ کهن کرهرود وشجره نامه سادات کرهروداز کوچکترین فرزند امام سجاد علیه السلام:

حصارها با عرب اشعری به حشر و نشر پرداختند و پیمانی به زبان پارسی و عربی در دو نسخه میان دو طرف منعقد گردید که این پیمان تا سال 114 هجری زمانی که یزدان فاذار زنده بود به قوّت خود باقی ماند. امّا با قیام ابومسلم خراسانی و چیره شدن وی بر کارگزاران اموی و قتل نصربن حیّار حاکم و والی خراسان، زرتشتیان که از حشر و نشر تازیان بیزار بودند از آنان خواستند که هر چه زودتر از سرزمین آنان بیرون روند. احوص از سران حصارها تقاضا نمود تا روز چهاردهم سال 114 هجری به اعراب اشعری مهلت دهد و با نیرنگی در روز چهارشنبه آخر سال که جشن آتش افروزی زرتشتیان ساکن حصارها بود بر اساس نقشه ای که از قبل طرح شده بود 40 نفر از غلامان خود را برای کشتن رؤسای حصارها مأمور نمود با این شرط که تا صبح روز بعد غلامان با سرهای بریده سران زرتشتی باز گردند تا آزاد شوند. احوص پس از شمارش سرها غلامان را آزاد ساخت و پس از این واقعه، حصارها همه بوسیله اعراب اشعری تصرف شدند و زرتشتیان از درون حصارها بیرون شدند و از آن پس نفوذ عرب در منطقه قم و آشتیان و طسوج های آن افزایش یافت چنان که تا تاریخ 373 هجری تعداد آنان به 6000 نفر می رسید.

درباره حملات دیلمیان به منطقه ابرشتجان در مناظره عبدالله بن سعد اشعری که فردی بغایت زاهد و عابد بود و راغب ان بود که به قزوین برود برادرش احوص او را گفت که این مکان هم با ثغری است که دیلم بدان متوجه می شوند و زحمت میدهند و اگر غرض تو آنست که به ثغر قزوین ۶روی تا دفع کفار و مخالفان کنی واجد و ثواب حاصل نمایی همین جا بمان و دفع کفار کن درباره ساکن شدن اعراب در منطقه بر اساس روایت ایرانیان (عجم) یزدان فاذار رئیس ناحیه ابرشتجان دیوار و بارویی عظیم بنا کرد و برای جلوگیری از حمله لشکر دیلم به منطقه ابرشتجان که در بعضی از جنگها بجانب قم معبدهایی باز می نمودند و بر مردم ابرشتجان ظلم و تعدی بسیار می کردند تا حدی که اهالی ابرشتجان از ایشان بیمناک شدند و شب و روز در خدمت آنان بودند و چند گاو و گوسفند از برای آنها کشتند . از قضا نظر یکی از بزرگان دیلم بر زنی از نوامیس آن منطقه افتاد و خواست تا تعرّض نماید. یزدان فاذار از این واقعه بسیار ناراحت و به میان قوم خود رفت و این خبر را به آنان داد و آنها را سرزنش کرد سپس اهالی منطقه به پیش یزدان فاذار آمدند و گفتند ما مطیع تو هستیم هر آنچه مصلحت بینی وی اهالی دیلم را مست نمود و پس از آن با قوم خود و شمشیرهای آخته به آنان حمله کردند همه را کشتند به استثنای رئیسشان و وی به جانب شهر خود فرار کرد سپس یزدان فاذار تصمیم گرفت دیواری بزرگ در شمال ابرشتجان برای جلوگیری از تعرّض دیلمیان ایجاد کند که دارای دیدبانها و محافظین فراوان بود این دیوار با کمک مالی اهالی ساخته شد. این دیوار از ابرشتجان تا حدود جمکران قم و همچنین از ابرشتجان تا مزدجان یا فردغان در شمال فراهان ادامه داشت.

اما خاندان ابودلف هم علیرغم اینکه در خدمت حکام بنی عباس از جمله هارون الرشید و محمد و مامون فرزندان وی بودند اما از ارادتمندان اهل بیت بودند که در بخشی از مقاله ذیل به آن اشاره می شود :

ابودلف عجلی (قاسم بن عیسی) سردار هارون الرشید دَلَف آباد (ذلف آباد) فراهان را بنا کرده است. در این محل شهری ساخت که دو طبقه بود گر چه گفته می شود که همه روستاهای فراهان از راههای زیرزمینی به هم وصل بوده و در مواقع خطر به هم یاری می رساندند نظیر این حجره ها در روستاهای مشهد، فرمهین کودزر، دستجان، تبرته، ماستر، بورقان مشاهده شده است. و گاو خل معروفترین مثال در این باره است. البته ساخت خُل ها یا راههای زیرزمینی بی تردید قبل از خاندان ابودلف بوده است و در زمان قبل اسلام هم رایج بوده ابودلف از خانواده عجلی یکی از طوایف بزرگ عرب بوده و نسبت او پس از 38 پشت به آل عدنان می رسیده ادریس بن محقل بن شیخ بن عمیر العجلی اولین کسی است که از این خاندان وارد رساتیق اصفهان و سلسله جبال شده این شخص در همدان و رستاق کوزدر املاک و مزارع اشخاص را گرفت و در زمان هشام ابن عبدالملک افراد وی یکی از تجار منطقه را کشتند به همین علت ادریس را به کوفه فرستادند و در آنجا زندانی شد و پسرش عیسی روانه کرج (آستانه) شد و قلعه ای در آنجا بنا کرد و این خاندان از آن پس در رستاق فائق آمده در کنار کره (آستانه و کلهرود) ساکن شدند.

مرحوم استاد زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت:«ابودلف قاسم بن عیسی عجلی که بیشتر از یاران محمد امین (پسر هارون الرشید) بود بعدها نزد مأمون برادر امین تقرب و مکانتی یافت و از نامداران عرب محسوب می شد و به واسطه فضل و سخا و ذوق خود درباره معتصم، افشین ولایت جبل را داشت. ابودلف از جانب او در بلاد دیلم غزا می کرد در جنگ بابک با او در آذربایجان بود و دلاوری هایی در جنگ نشان می داد او را منظور خلیفه قرار داده بود. امّا افشین پیشرفت های او را به دیده رشک نشان می داد و برای تباه کردن و برانداخت و بقیه مطالب در قسمت کرهرود 6

نویسنده: سیدمرتضی ناصری کرهرودی معلم باز نشسته آموزش وپرورش - یکشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳٩٥

تاریخ کهن کرهرود وشجره نامه سادات کرهروداز کوچکترین فرزند امام سجاد علیه السلام:

  وی نقشه ها و نیرنگ ها بکار می برد». خاندان ابودلف در ایالت جبال درآن زمان مرز دار بودند و حکومت نیمه مستقلی تشکیل دادند و با مدنظر قرار دادن تاریخ قم بنظر می رسد که شیعه مذهب بودند و یا ارادتی به این خاندان داشتند. برای نمونه ابن جعفر موسی بن محمدبن علی بن موسی علیهم اسلام قصد عبدالفربن دلف کرد و عبدالعزیز او را اعزاز و اکرام نمود و خلعتها و مرکبها بخشید و وظیفه (حقوق) سالیانه معین کرد چنانچه مستغنی شد و بعد از آن احتیاج نبود که به شهرهای دیگر رود به جهت وجه معاش و بقم املاک خرید و آب و زمین پیدا کرد و متوطن شد. ابن جعفر از سادات حسینیه از سادات رضائیند و از فرزندان، اما م رضا (ع) بود و اولین کسی که از سادات رضویه به قم آمد.[1]

نمودار خاندان عجلی و حاکمان فراهان در سال 180-285 هـ در نهاوند و رستاق کوزدر و رستاق فراهان و کرج (کرهرودو آستانه) بشرح ذیل می باشد.

  عمیر عجلی

   شیخ

 

   معقل

 

 ادریس

ابودلف (قاسم بن عیسی) 210 هـ

عبدالعزیز

 

دلف بن قاسم 260 هـ

 

احمد بن عبدالعزیز 265 هـ

 

 

عمربن عبدالعزیز 281 هـ

 

الحارث بن عبدالعزیز (ابولیلی) 284 هـ

 

عبدالعزیز 285 هـ.

خاندان ابودلف در حومه فراهان و کرج (کرهه) کره که حدود آستانه فعلی باشد قصری را بنا کردند و مدتها در آن حکمرانی کرده و افراد خاندان خود را به اطراف می فرستادند.

قدرت گرفتن علویان در طبرستان و در زمان معتصم بعضی از خاندان های کوچک به سبب مخالفت با خلافت قدرت و استقلال دیرینه محلی خود را از دست دادند در بین این سلاله های کوچک خاندان عربی نژاد ابودلف( بنی دلف) در ولایت کرج که قدرت خود را به تأیید خلفا مدیون بود در بعضی موارد هم خود را با خلیفه وقت ناچار به اظهار مخالفت می دید در زمانی که با قدرت های بزرگ یا با غلبه مدعیان قویتر مواجه نمی شد دوام می یافت و در مورد بسیاری از این حکومت های کوچک محلی بخصوص در دوران ضعف خلافت بغداد، به مختصر هدایایی که همراه با اظهار تبعیت ظاهری و مجرد ذکر نام خلیفه در خطبه و سکه هایی بنام آنها که به درگاه آنان ارسال می شد بسنده می کردند با اینهمه عمال و کارگزاران این حکمرانان از نظارت فقها و متشر عان محلی که ممکن بود آنان را نزد عامه منفور یا نزد خلیفه مسئول نماید خالی نمی ماند. ۸

منطقه فراهان کوزدر دور آخر (مشک آباد) و مشرق نهاوند جزء منطقه ایفارین بوده است ایفار به معنی زمین های بخشوده شده از مالیات بوده است که از جانب مأمون خلیفه عباسی به ابودلف قاسم بن عیسی عجلی ۷حاکم اصفهانی و فراهان واگذار شده بود (210 هـ) که به تصریح یا قوت حموی حموی و معجم البلدان بوده و با متن تاریخ قم مغایرت دارد.

زیرا در تاریخ قم برای منطقه فراهان، کوزدر و دور آخر مالیات مقرر شده است این خاندان تا زمان خلیفه معتصم پا برجا بود تا اینکه اختلافات داخلی و عصیان نسبت به خلیفه به علت گرایشات شیعی در منطقه و نهضت های ملی (ناسیونالیستی) موجب انقراض آن خاندان شده بود قدرت محلی سلاله ابن دلف در آن نواحی در حد نوعی استقلال داخلی باقی ماند، اعراب عجلی از جمله عشایر بکربن وایل و از طایفه بیمه بود و مقارن آغاز فتوحات اسلامی در حدود سیماسه سکونت داشت در واقعه ذی قار هم در اراضی مجاورهای ایران نقش قابل ملاحظه ای برای خود قایل بود. گرایش های شیعی در بین آنها ظاهراً تا حدی به سبب اختلاط با موالی کوفه (ایرانیان) توسعه بیشتر یافت و اینکه بر اساس تصریح ابن خلکان الکامل ابن اثیر و تاریخ طبرسی ابومسلم خراسانی را غلام مملوک عیسی بن محقل نشان می دهد. همین مسئله نقش این طایفه را در نزد خلفای عباسی قابل توجه و ویژه می نمود. زیرا ابومسلم که در این خاندان پرورش یافت عباسیان به قدرت رساند. دو شهر عمده این اقطاع ابن ابی دلف عبارت بودند از کرج ابودلف (زلف آباد) از رستاق کوزدر قدیم و فراهان فعلی و کره رود که باقی مانده آنها هنوز در استانه اراک موجودند.

 

نجّم الدین ابوبکر محمد بن علی بن سلیمان راوندی خطّاط و هنرمند سده ششم هجری در کتاب راحه الصدور و آیه السرور از قول شمس الدین لاغری می آورد:۹

خسروا هست جای باطینان 

آبروی چهار یار بدار

پس فراهان بسوز و مصلحگاه[2]

 

 

قم و کاشان و آبه و طبرش

وندرین چار جای زن آتش 

     تا چهارت ثواب گردد شش 

 

و این تفکرات سرنوشت منطقه ما را به جرم شیعه بودن رقم می زد .

 

1]- ص 216 تاریخ قم

 

 

[2]- محله ای در شهر ری که از شیعیان بودند.

۳-ابومسلم سردار ایرانی که از اهالی منطقه جبال بود و توانست با ۱۰۰هزار سپاهی حکومت مروانیان را شکست داده و با مراجعه به اهل بیت از جمله امام جعفر صادق (ع)دعوت به حکومت نماید که ایشان از این کار امتنان کردند و در نهایت ابو مسلم به فرزندان عباس عموی پیامبرمراجعه کرد که سفاح در سال ۱۳۲هجری قمری حکومت را پذیرفت و در نهایت دو سال بعد ابو مسلم بدست منصور برادر سفاح و خلیفه وقت در بغداد به قتل رسید .

۴- خاندان اشعر

مطالب قدیمی تر »
سیدمرتضی ناصری کرهرودی معلم باز نشسته آموزش وپرورش
سیدمرتضی ابن حاج سیدمحمد آقا ابن سید ابراهیم ابن سیدرمضان ابن میرناصرابن میربها ابن میرعلی ابن آقامیر ابن میر بها ( جدمیرناصری ها) ابن سید محمد مکی زاهد (معروف باباسیدمحمد)ابن غیاث الدین ابن معصوم ابن تاج الدین ابن رضی الدینابن علی ابن ابومحمدرضا الدین حسن ابن.............
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :