تفکر انسانی

نویسنده: amirhoseinshojae - جمعه ٢۳ خرداد ،۱۳٩۳

((به نام آفریدگار خرد))
نقش دکتر علی شریعتی در انقلاب اسلامی ایران

 

 

آری ای کودک گستاخ!
 بدین سان بشکن سکوت مرگبارش را.
برای علی شریعتی سکوت یعنی مرگ. به همین دلیل سکوت نکرد و همین دلیل  یعنی سکوت نکردن اش،او را به مرگ کشانید.
من می‌گویم که او نمرد با نابودی جسم.
اما او اکنون مرد با سکوت مرگبار خود.سکوتی که ما دهان اورا بستیم.
ای کاش این گونه بود. ما به بستن دهان او به طوری که صدایش،کتابش،حرفش به کسی نرسد،بسنده نکردیم و سخنانی به او نسبت دادیم و چه سخنانی؟
می‌دانم چه می‌گویید.می‌گویید که حرف مفت نزن بنشین سر جایت.اون شریعتی برای ما چه کرد؟
پس مساله روشن شد ما باید دوچیز را معلوم کنیم من می‌خواهم بگویم دکتر شریعتی برای ما کار های مهمی انجام داد و چون برای ما کارهای مهمی انجام داد ماباید اورا زنده نگه داریم.پس شد دو سوال و دو مساله:
1-او برای ما چه کرد؟
2-الآن به چه درد ما می‌خورد؟ و ما چگونه می‌توانیم او را و چرا باید زنده نگه‌داریم؟
برای مساله‌ی اول رجوع کردن  به کتاب با ارزش "از شریعتی" دکتر عبدالکریم سروش،کار خوبی است.

وقتی می‌خواهد یک حرکتی،شورشی،انقلابی صورت بگیرد،باید یک پشتوانه وجود داشته باشد و به عبارتی باید اهداف، دلیل و چگونگی انقلاب مشخص باشد.
شاید مهمترین ایدیولوگ انقلاب او باشد چه بسا که مهم ترین شخصیت امام خمینی (ره)است ولی او(امام خمینی (ره))برای آنهایی که بهشان گفت به پا خیزید و بر ضد استبداد شاه قیام کنید، نگفت چگونه و چه طور و با چه سلاحی.
به عبارتی می‌توان گفت برای یک جنبش به جز سلاح مادی باید سلاح فکری نیز داشت و یکی از افرادی که سلاح فکری برای جوانان ساخت و به آنان داد،مرحوم شریعتی بود.
او سلاح سازی ماهر بود. که توانست با ادبیاتش و با سخنوری اش دل جوانان را برباید و آن ها را بیدار کند.
آری او دردمندی عاشق بود و این درد و عشق را به جوانان داد. سخنان پر شور و هیجان او در تمام آثارش به چشم می‌خورد.

مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید،پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.
                                                                                      ((دکتر علی شریعتی))
او می‌گوید ای مردمی که بر حسین می گریید و اورا دوست دارید،او مگر پیشوای شما نیست؟ او بر ضد ستم و ظلم قیام کرد و شهید شد حال شما مذهبی را قبول دارید که به درد جهان تان نمی‌خورد و این مذهب ارزشی ندارد و نام این مذهب را " تشیع صفوی" نام نهاد و تشیع دیگری را به ما نشان داد به نام "تشیع علوی" و گفت که بیایید و بااین مذهب فراموش شده قیام کنید و همچون حسین باشید.
او می‌گوید:
کسی که در صحنه نباشد، چه نماز خوان و چه شرابخوار، هر دو یکی است.
او باز مردم را دعوت به حضور در صحنه می کند و آنها را بر ضد ظلم و ستم می شوراند.
حرف اساسی او این است که مردم حرکت کنید و شورش کنید و ایست نکنید.
او سوالی در ذهنش بود و آن اینکه چگونه می توان با تشیع قیام کرد؟ و راهش را فهمید و طرح اساسی مکتب را برای اسلام ارایه کرد.
او چه مرد خاینی بود که برایمان سلاح درست کرد و جوانان را که غربزده بودند و اسلام زده،با اسلام و شرق آشنایی داد؟!
شما همین را می‌گویید؟
او می‌گوید که "فیلسوفان پفیوزان تاریخ‌اند".فیلسوفانی که یک گوشه نشسته اند و درباره‌ی دین بحث می‌کنند اما به خود یک حرکتی نمی‌دهند و زیر بار ظلم و ستم رفته اند.

دکتر علی شریعتی با تبدیل "اسلام فرهنگ و دانش" به "اسلام ایدیولوژی و بینش" این کار بزرگ را انجام داد.1
او اسلام به عنوان یک علم را کنار گذاشت و اسلام به عنوان یک مکتب( عقیده) را مطرح و معرفی کرد. یعنی اسلام ابوذری اسلام یک مجاهد نه اسلام ابوعلی اسلام یک عالم.
پس اولین و مهمترین کار او ایدیولوژیک کردن دین بود و حرکت بخشی به جوانان.
به عبارتی او "کاتالیزور انقلاب" بود.
سریع کننده ی یک قیام بودن کار آسانی است؟
علاوه بر این او کار مهم دیگری نیز انجام داد و آن این بود که عناصر آسمانی دینی را تبدیل به عناصر زمینی کرد و از جمله امام حسین (ع) . و او نگاه تاریخی به دین داشتن را آموخت و گفت که حرکت امام حسین(ع) را نیز تاریخی نگاه کنید نه ماورای تاریخی.
روضه‌خوان هایی که کلی دروغ می‌گفتند تا گریه‌ی مردم را در بیاورند و حسین را تبدیل به یک فرا زمینی ای تبدیل کرده‌بودند که مجبور بود کشته شود و کشته شدن او باعث شد که ما گریه کنیم تا گناهانمان بخشیده شود و آنها از خون حسین که باید به ما جوشش و خروش و شورش و جنبش دهید ، تریاکی ساختند تا مردم را تخدیر کنند.2
او حسین(ع) را سمبل امامت کرد و یک حرکت انقلابی ایجاد کرد و با مساله‌ی شهادت، ترس جوانان را از مردن نابود کرد.
پس او سلاح ساخت،به دست جوانان داد،راه استفاده از آن را یاد داد و بدون ترس از مرگ، آنان را به میدان و صحنه کشاند و خودش هم غریب شهید شد.
و او تمام این کار ها را با ایدیولوژیک کردن دین و با سمبل کردن حسین(ع) به یک انقلابی و الگو گرفتن از او انجام داد. بدون هیچ مزد و پاداشی . و حال او مظلوم است شریعتی مظلوم تاریخ ما است و این حرف من نیست و حرف حضرت آیت الله خامنه ای است.
او یک رو شنفکر دینی بود .
سوال:روشنفکر دینی کیست و وظیفه‌ی او چیست و او چه می‌کند؟

________________________________________________________
1-رجوع شود به کتاب اسلام شناسی دکتر علی شریعتی قسمت "طرح اساسی مکتب."
2-به کتاب استاد مطهری به نام حماسه‌ی حسینی فصل تحریفات عاشورا رجوع کنید.


 

زمانی که در غرب تحولاتی ایجاد شد،کسی از مسلمانان  و از ما نپرسید که برخی کار ها را انجام دهیم یا نه. یعنی از یک دورانی به بعد بین دین و زندگی شکاف ایجاد شد و دین تبدیل به یک امری کنار زندگی شد. کار روشنفکر دینی این است بیاید و زندگی اش را با دین انجام دهد.مثلا  اگر می‌خواهیم انقلاب کنیم با دین انقلاب کنیم. یعنی دین مفهومش زندگی است.
دکتر علی شریعتی هم از این قاعده مستثنی نیست و او دید که جامعه نیاز به یک انقلاب و تحول دارد و او آمد و با  دین انقلاب ایجاد کرد. یعنی کار روشنفکر دینی،مشخص کردن این است که چگونه با دین زندگی کنیم و مسایل  زندگی را با دین حل کنیم و مبارزه با این حرف که دین اکنون به درد نمی‌خورد و نمی‌توان مشکلات امروزی را با آن حل کرد.
دکتر علی شریعتی یک روشنفکر دینی بود.که به قول خود او، او را نه مذهبیون(روحانیون و عام) و نه روشنفکران (غیر و ضد مذهبی) قبولش داشتند.
او کار بزرگی کرد و کار او این بود که بیاید  و بگوید که چگونه می‌توان در این دنیای مدرن زندگی دین دارانه کنیم.
این مرحوم شریعتی برای ما کارهیی کرده که ما باید تلافی کنیم. امیدواریم روزی همانند روز استاد مطهری و دکتر مفتح،برای دکتر شریعتی پدید آید که به نسل جوان امروز تلنگر بزنیم تا به سوی آثار دکتر علی شریعتی بروند.
حال ما این کار را نکردیم که هیچ،برای او پیامک هایی ساختیم که شخصیت اورا نابود کنند و یا بدتر از آن این که او را بد نشان دهد.
باید بگوییم که دکتر علی شریعتی "شمعی خاموش" است.

هجرت تو خاموشی ات شد
آن باعث فراموشی ات شد.
شهادت برایت
راه فراقت
فراقت از این دنیای سرد،
دنیای خالی و بی مرد.
در تلاش نو اندیشی
رفتی به سوی فراموشی
پیامک ها تو را می‌شناسانند
آنها همان نابود کنندگانند.
معلم شهید ما
رفت به سوی خدا
از او چه باقی‌ست؟
آثارش.  چه عالی‌ست.
هبوط و کویرش
کرده ما را اثیرش.
نمی‌دانم علی چگونه رفتی.
نمی‌دانم چگونه رخت خود را بستی.
منجمد و بی حرکت
تو فدای ملت ات
تو که حرکت دادی به ما،
حال خودت این گونه و ما
با پیامک تو را می‌کشیم.
با آن به هرسو می کشیم.
اکنون دوران شریعتی کشی
 با جرات می‌گویم شمعی خامشی
عمر تو کوتاه بود
جنبشت چون ماه بود
ای علی پس تو کجایی که ببینی؟
اینان می‌گویند که تو بی دینی.
ای علی ما تو را زنده می‌کنیم.
از تو پیامک ها بیرون می‌کشیم.
شریعتی شمعی خاموش
دست جوانان با عیش و نوش
علی محبوب جوانان گذشته
حال که دیگر عمرش گذشته
این علی حال شده مسخره‌ی ما
این علی فروتن و بی ادعا
ای علی ما زنده‌ات می‌کنیم.
دستی بر روی جوانان می‌کشیم.
هجرت غریب و سرد
صورت خسته و زرد
سطلی پر از سیگار
این علی بیمار
پنجره‌ی باز
اتفاق پر راز
کنار در افتاده‌است.
عمرش را دیگر داده‌است.
دل برای یافتنش مارا به قبر می‌برد.
آثارش کنارمان و دل به سوی دیگر می‌رود.
این شمع سوخت.
آتشش را بر دل ما افروخت.
سوز مرگ و سوز عشقت.
سفر سخت و پر مشقت.
                                   
                                        شاعر:امیرحسین شجاعی



برچسب ها :