&  

سادات کرهرود - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

http://fa.wikipedia.org/wiki/%25D8%25B3%25D8%25A7%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AA_%25DA%25A9%25D8%...
سادات کرهرود سلسله‌ای از سادات بودند که از جد هفتم به بعد در شهر کرهرود واقع در استان مرکزی زندگی می‌کردند. نسب این سلسله به امام سجاد چهارمین امام شیعیان می‌رسد.
آقانورالدین عراقی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
http://fa.wikipedia.org/wiki/%25D8%25A2%25D9%2582%25D8%25A7%25D9%2586%25D9%2588%25D8%25B1%25D8%2...
آقانورالدین عراقی از سادات کرهرود است که نسب خود را به امام چهارم شیعیان می‌رسانند. میرعلی محمد مکی جد هفتم وی پیش از ساخت قلعه سلطان آباد به منطقه مهاجرت نموده و در ...
علامتهای ظهور با مقدمه‌ای در حالات و انساب سادات کرهرود|مهدویت ... - خانه کتاب
http://www.ketab.ir/bookview.aspx%3Fbookid%3D511772
این مجموعه حاوی مباحثی است از نسخ علم انساب و تراجم و مانند آن که به طور خاص دربردارنده نکاتی است درباره انساب و حالات سادات روستای "کرهورد" از توابع شهرستان اراک.
شهرداری اراک > جذابیت های گردشگری > تخت سادات اراک
http://www.arak.ir/%25D8%25AC%25D8%25B0%25D8%25A7%25D8%25A8%25DB%258C%25D8%25AA%25D9%2587%25D8%2...
منطقه مرکزی، منطقه گردشگری تخت سادات واقع در منطقه سرسبز کره‌رود و در هشت کیلومتری شهرستان اراک قرار دارد. این منطقه زیبا مساحتی بالغ بر 100 هکتار با ...
آیات سرمد زندگانی اولاد میر علی محمد جد اعلای سادات کرهرود بانضمام ...
http://icnc.ir/index.aspx%3Fpid%3D289%26metadataId%3Da43227bc-bcda-46be-84b1-72c66b3aed94
آیات سرمد زندگانی اولاد میر علی محمد جد اعلای سادات کرهرود بانضمام خاطرات آیة الله آقا سید‌ نورالدین عراقی در طول هجرت و جهاد. پدیدآورندگان : ...
تخت سادات یکی از مناطق زیبای گردشگری استان مرکزی
http://www.yjc.ir/fa/news/2720442/%25D8%25AA%25D8%25AE%25D8%25AA-%25D8%25B3%25D8%25A7%25D8%25AF%...
تخت سادات یکی از مناطق زیبای گردشگری و گزینه مناسبی برای بازدید از مکان های دیدنی و جذاب طبیعی است که در شهر کرهرود استان مرکزی واقع شده است.
کرهرود - کلانشهر اراک - Wikimapia
http://wikimapia.org/27147797/fa/%25DA%25A9%25D8%25B1%25D9%2587%25D8%25B1%25D9%2588%25D8%25AF
کرهرود is a محله located in کلانشهر اراک. کرهرود - کلانشهر اراک on the map.
مساجد اراک
http://www.tebyan-masajed.ir/modules/ShowmasajedInCity.aspx%3FCityId%3D501
99 - مسجد زینالعابدین- رودکی - &nbsp10278 · □ 100 - مسجد سادات- کرهرود محله سادات - &nbsp9848 · □ 101 - مسجد سلیمانیه- خ 22 بهمن - &nbsp10387 · □ 102 - مسجد ...
۱۳٩٠/۸/۱٠ - کرهرود
http://karahrood.persianblog.ir/post/5/
شناخت بیشتر کرهرود که به زمان خلفای عباسی می رسد. ... عباسی می رسد. نویسنده: سید مرتضی ناصری کرهرودی - ۱۳٩٠/۸/۱٠ ... شجره نامه سادات کرهرود (میر ناصری ها).
کرهرود
http://karahrood.persianblog.ir/
2 نوامبر 2011 ... شناخت بیشتر کرهرود که به زمان خلفای عباسی می رسد. ... درباره نویسنده. سید مرتضی ناصری کرهرودی ..... شجره نامه سادات کرهرود (میر ناصری ها).
$(function() { firePixel('algoBox', 'algo', 'centerRailMiddle', 'googleAlgo'); }); .

 

برچسب ها :

کرهرود

 

مشاهیر کرهرود

 

... روزی یکی از بستگان سلطان شیخ احمد -که در بخش تاریخچۀ کرهرود در همین شماره از ایشان یاد نموده ایم- عبورش به دامنه کوهی که مشرف به کرهرود بوده است می افتد، و متوجه چشمه آبی می شود که تا آن روز اثری از آن نبوده است، و در کنار آن سیدی را در حال نماز می بیند، با کمال تعجب به سید نزدیک می شود و  پس از نماز  باب گفتگو را با ایشان باز می کند و متوجه می شود این چشمه  به فضل خدا برای اینکه این عالم بزرگوار(سید محمد مکی) برای وضو  به آب دسترسی داشته باشد از اثر کف دست مبارک ایشان بر سنگ ایجاد گردیده است. سید از او سؤال می کند که آیا در این جا مسلمان هست؟ و در جواب، داستانِ شیخ احمد را می شنود و از آن شخص می خواهد تا به سلطان شیخ احمد بگوید که سید محمد مکی به این دیار آمده است.

شیخ پس از شنیدن این خبر با عده ای از بستگان خود به استقبال ایشان رفته از ایشان دعوت می نمایند که درکنار آنان بماند تا از محضر ایشان درس بگیرند. ایشان هم قبول نموده در همانجا مجلس درس و بحثی بر پا می نمایند. اکثر سلسلۀ جلیلۀ سادات این محل از نسل آن عالم ربانی می باشد. و ضمناً در حال حاضر چشمۀ مذکور به چشمۀ بابا سید محمد معروف است.

از ایشان کرامات بسیاری نقل گردیده است که مستند ترین آن را می توان در صفحه 47 مفاتیح الجنان مشاهده نمود.

وی پس از عمری خدمت در راه اسلام و مسلمین سرانجام در کرهرود دار فانی را وداع گفته و در قبرستان معروف کرهرود به نام تخت سادات به خاک سپرده شد، و مزارش مورد توجه اهالی می باشد.

  
نویسنده : سیدمرتضی ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۶/٧
تگ ها :

 

کرهرود

 

کرهرود سرار افتخار (شماره نهم)


 

تاریخ کرهرود به تاریخ تشیع در ایران گره خورده است . هر جا   که تشیع قوتی گرفته نامی از کرهرود در تاریخ نگاری ها می توان یافت . ابودلف قاسم ابن عیسی سردار مأمون خلیفه عباسی که از علویان بود و مأمون ناحیه میان ری وهمدان در استان جبال را به او و خاندانش به اقطاع واگذار کرده بود برای اداره این ناحیه در مکان فعلی شهر کرهرود 

کرهرود سراسر افتخار

 ...قلعه ای را بنا نهاد و به تأسی از کرج (آستانه فعلی)  آن را کرج ابودلف نام نهاد بدین ترتیب نخستین سلسله محلی شیعیان در منطقه کرهرود بنا نهاده شد . هنوز هم قناتی که صحرای فیراسه را در کرهرود آب یاری می کند در عموم به قنات ابودلف مشهور است . پس از آن که مرداویچ زیاری جبال را از دست عباسیان خارج ساخت کرج ابودلف را به سردار خود علی پسر بویه سپرد . از همین جا بود که او پایه بزرگترین حکومت شیعه تا آن زمان را بنا نهاد ، حکومت آل بویه که بعد هابغداد را هم به زیر نفوذ خویش در آورد . از آن پس کمتر نشانی از کرهرود می توان یافت تا سلسله قدرتمند شیعه بعدی یعنی همان صفویه . با مهاجرت فقیهان امامی از جبل العامل لبنان به ایران عده ای از شیخ های همدانی به کرهرود می آیند و نخستین حوزه های دینی را در آن برپا می کنند . از این تاریخ کرهرود به یکی از مراکز مهم فقه امامی تبدیل می شود و حضور علمای کرهرود را در دوران صفویه ، زند و قاجار می توان در همه جا یافت . اوج این حضور را در دروان مشروطه و بیداری ایرانیان و بزرگانی همچون آیت الله آقا نورالدین عراقی و آیت الله آقا شیخ جواد واعظ کرهرودی می  توان دید .

کرهرود

 

سادات کرهرود

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سادات کرهرود سلسله‌ای از سادات بودند که از جد هفتم به بعد در شهر کرهرود واقع در استان مرکزی زندگی می‌کردند. نسب این سلسله به امام سجاد چهارمین امام شیعیان می‌رسد.[۱]

نسب‌شناسی

شجره‌نامه‌ای از این سلسله وجود دارد که حاج اسماعیل عراقی در پشت کتاب دُرَر آیت الله عبدالکریم حائری یزدی به چاپ رسانده است. بر اساس این متن شجره نامه به صورت زیر بوده است:[۲]

میرعلی محمد بن میرفخرالدین بن سیدهادی بن تاج‌الدین بن سید محمد بن سیدحیدر بن سید محمد (مکی) بن سید غیاث بن سید معصوم بن سید تاج‌الدین بن سید رضی‌الدین بن سید علی بن سید حسن بن سید محمد بن سید محمد بن محمد فخرالدین بن محمدرضی‌الدین بن سید زید بن سید داعی بن سید حسن بن سید محمد بن سید علی بن سید علی (الحریری) بن سید حسن (ابو محمد الافطس) بن سید علی (اصغر) بن امام زین‌العابدین.

هفتمین جد این دودمان، میرعلی‌محمد مکی است که مدتی قبل از بنای شهر اراک به این منطقه مهاجرت نمود. مزار وی در قبرستانی بنام تخت سید در کرهرود است و با آنکه ضریح ندارد معروف و مورد زیارت و محل نذورات است. قبرستان به اعتبار وی تخت سید نامیده شده است.[۳]

از سید غیاث تا سید علی در شجره‌نامه، از بازماندگان حمله مغول به آوه بودند که از زندگی آنها سندی در دست نیست.[۴]

ورود جد سادات به کرهرود

تاریخ ورود میر محمد مکی به کرهرود به درستی مشخص نیست. همین‌قدر مسلم است که وی در اواخر قرن دهم و در آغاز قرن یازدهم هجری قمری به سمت کرهرود آمده است، اما مقصد اصلی او شهرهای غرب ایران بود. جریان ساکن شدن میر محمد در کرهرود بدین گونه بوده است؛ گویند هنگامی که وی از آوه به سمت کرهرود رهسپار می‌شود نزدیک غروب خورشید برای ادای فرضیه نماز دنبال آب در اطراف کرهرود می‌گردد، چون آب پیدا نمی‌کند دستی بر خاک می‌زند و آب پدیدار می‌شود. یکی از اهالی که از آن سمت می‌گذشت با تعجب چشمه را می‌بیند و چون هزاران بار از منطقه گذرکرده بوده و چشمه‌ای در آنجا یافت نکرده بود با تعجب به سمت میر محمد می‌رود. میر محمد به وی می‌گوید:«برو به شیخ حسن بگو سید محمد آمده.» رهگذر به قریه کرهرود و نزد شیخ حسن کرهرودی می‌رود و واقعه را بر وی شرح می‌دهد. پس از آن شیخ به دیدار سید رفته و از وی خواهش می‌کند تا برای انجام امور شرعی مراجعان شهرها و روستاهای اطراف (عمدتاً از بروجرد، همدان و ملایر) در کرهرود باقی بماند. میر محمد که احساس کرد وظیفه سنگینی بر دوش وی نهاده شده در قریه کرهرود ساکن شد و ۳۵ سال در حوزه درسی آنجا به فعالیت پرداخت.[۵]

میرعلی‌محمد مکی بنای مدرسه علوم دینی را در قریه کرهرود گذاشت. بعد از تاسیس شهر اراک، دو تن از فرزندان وی به نامهای سیدمحمد و سیداحمد که به سیدین عراق مشهورند، در شهر اراک ساکن شدند و اداره و ریاست مذهبی و معنوی شهر را بر عهده گرفتند.[۶]

قبرستان تخت سادات

میر محمد جد اعلای سادات کرهرود، ۳۵ سال پس از ورود قریه وفات یافت. وی را در چشمه‌ای که در کنار آن نماز خوانده بود دفن کردند و از آن روز به بعد محل دفن وی به تخت سادات شهرت یافت.[۷]

افراد مشهور سلسله سادات

افراد مشهور سلسله سادات پس از ورود به کرهرود:[۸]

  • سید میرعلی محمد مکی (جد اعلا)
  • سید احمد (پسر میرعلی محمد)
  • سید محمد (پسر میرعلی محمد)
  • آقا اکبر (از نوادگان سید احمد)
  • آقا مرتضی (از نوادگان سید احمد)
  • آقا جواد (از نوادگان سید احمد)
  • میرزا محمدحسین (از نوادگان سید احمد)
  • میرزا معصوم (از نوادگان سید احمد)
  • سید جلیل (از نوادگان سید احمد)
  • سید اصغر (از نوادگان سید احمد)
  • سید علی (از نوادگان سید احمد)
  • آقا شفیع (از نوادگان سید احمد) (پدر آقانورالدین عراقی)
  • میرزا ابوالقاسم (از نوادگان سید احمد) (پدر حاج آقامحسن عراقی)
  • حاج سید قاسم (از نوادگان سید محمد)
  • حاج آقا رحیم (از نوادگان سید محمد)
  • حاج سید صادقی (از نوادگان سید محمد)
  • حاج سید عبدالرحمن (از نوادگان سید محمد)
  • حاج سید محمدباقر (از نوادگان سید محمد) (پدر آقا ضیاءالدین عراقی)

پانویس

منابع

  • نعیمی، داوود. آیات سرمد در تاریخ زندگانی اولاد میر علی محمد. چاپ اول. اراک: مولف، ۱۳۸۰. شابک ‎۹۶۴-۳۶۰-۴۰۹-۸.
  • خزائلی، علیرضا. «مشروطه خواه عراق عجم». زمانه، ش. ۵۲ (دی ۱۳۸۵).
  
نویسنده : سیدمرتضی ; ساعت ۱:۱۶ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۶/٧
تگ ها :


کرهرود

 

کرهرود

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
کرهرود
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان مرکزی
شهرستان اراک
بخش مرکزی
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۱۸۸۶ متر

کَرَهْرود شهری است در بخش مرکزی شهرستان اراک استان مرکزی ایران.[۱]

این ده با دو ده دیگر به‌نام سنجان و فیجان متصل به یکدیگر و هر سه به نام سه ده پیوسته به شهر فعلی اراک و در طرف جنوب آن واقع است[۲] - قریه کرهرود از قرای قدیمی و گاهی هم جنبه شهری داشته‌است. فضلا و دانشمندان زیادی به این شهرک منتسب بوده‌اند (۳) و در این اواخر هم مردانی فاضل در مهد تربیت‌خود پرورانده و آنان هم بر حسب موقعیت زمان، خدمتی به این آب و خاک کرده‌اند. شاه طهماسب صفوی در زمان حکومت‎اش شمس‎الدین بدلیسی را به حکومت کرهرود گماشت.[۳]

وجه تسمیه

کرهرود اسم بوده از برای رودی که از کرج سابق می‌گذشته و اکنون هم آن رود به نام رودخانه آستانه که لغت دوم کرج است معروف می‌باشد و رودخانه کرهرود هم از ناحیه قره کهریز یعنی سرزمین کرج سابق منشا می‌گیرد [لذا] آن را کرهرود یعنی رود کرج خوانده‌اند و ده واقع در کنار آن رود را هم کرهرود نامیده‌اند.[۴]

در لغت نامه دهخدا در باره این شهر آمده قصبه‌ای است میان اصفهان و همدان و ظاهراًکرج ابودلف همین قصبه‌است. (یادداشت مولف). مغولان آن را ترکان موران گویند.[۵]

در نواحی کره رود آن دو لشکر (لشکر ملک ارسلان عزالدین قیماز والی اصفهان و حسام الدین اینانج حاکم ری) به یکدیگر رسیدند و مانند بحر اخضر در جوش و خروش آمدند.[۶] چون از قنقر اولانک بگذشت و به کره رود رسید که مغول ترکان موران گویند...[۷]

این شهر که در گذشته کرج نام داشته مرکز حکومت آل ابی دلف بوده و ساخت آن را به ابودلف نسبت می‌دهند. به نظر می‌رسد که ابودلف در واقع مترادف خود نام کرج به معنی مساکن واقع در دامنه بالایی کوه بوده‌است که به غلط سازنده اساطیری آن محسوب شده‌است.[۸]

این شهر در گذشته نوعی مرکزیت داشته‌است به گونه‌ای که جلسه‌ای که در آن مکان مرکز ایالت تازه تاسیس عراق عجم (قلعه سلطان آباد) تعیین شد در این شهر بر‌گزار شده‌است.[۹]

نمایی از اِسِل کرهرود

الحاق شهر به اراک

در تاریخ ۵ تیر ۱۳۹۱ شورای عالی شهرسازی و معماری ایران به دلیل اتصال کامل نقاط شهری مذکور به شهر اراک، کارکردهای مستقیم جمعیت ساکن در شهرهای کرهرود و سنجان با شهر اراک و مراکز خدماتی آن، استقرار مراکز شهری مهم اراک از جمله پردیس دانشگاهی و دانشگاه اراک، دانشگاه علوم پزشکی اراک، بیمارستان امیرالمؤمنین (ع) و دانشگاه پیام نور در امتداد بلوار ورودی شهر اراک و مقابل شهر سنجان، عدم بضاعت مالی شهرداریهای کرهرود و سنجان برای ارائه خدمات مناسب به شهروندان و جلوگیری از مدیریت چندگانه بر اراضی و املاک متصل به شهر، توسعه ناموزون پیرامون شهر و یکپارچگی مدیریت شهری با الحاق این دو شهر به شهر اراک موافقت کرد.[۱۰]

در تاریخ ۱۰ فروردین ماه ۱۳۹۲، هیأت دولت با پیشنهاد وزارت کشور و تأیید رئیس جمهور از الحاق شهرهای کرهرود و سنجان به شهر اراک و تصویب آن به عنوان کلانشهر اراک خبر داد.[۱۱][۱۲]بر این اساس شهرهای کرهرود و سنجان به عنوان مناطق چهار و پنج شهر اراک شناخته شده و از خدمات شهرداری بهرمند می‌گردند.[۱۳]


 

 



 



 

 



 


شجره نامه سادات کرهرود.

نویسنده: سید مرتضی میر ناصری کرهرودی - چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393

شجره نامه سادات جلیل القدرکرهرود.سادات کرهرود رقم بزرگی را از سادات را نشان می دهدمحله سادات کرهرود یکی از محله های بنام کرهرود  که شمار کثیری از سادات را در خود جای داده است که نسب شان به سید محمد مکی معروف به بابا سید محمد سی ام نسل امام سجاد علیه السلام  که قبر مطهرشان با یک باز سازی متبرک به یک گنبد طلایی در تخت سادات کرهرود در تخت سادات کرهرود  مزین شده است که در قرن دهم هجری زندگی می کرده است .سید محمد مکی نیز از سادات حسینی آوه {نزدیک ساوه}است که سلسله النسب آنان در کتب معتبره ی انساب همچون سراج الانساب  مذکور گردیده است .                                          اینک به شرح نسب سیدمحمد مکی :          سیدمحمد مکی معروف به باباسید محمد بن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بنزید بن علی بن حشین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیه السلام بن امام حسین شهید علیه السلام بن امام علی علیه السلام بن ابیطالب ابن عبدالمطلب ابن هاشم                   حسن افطس کوچکترین فرزند امام سجاد علیه السلام است از این رو به اصغر ملقب گردیده است در حدود سی سالگی وفات کرد وقبرش در ینبع است. حسن الافطس بن علی اصغر در زمان منصور دوانیقی نهضتی را تدارک بر علیه منصور ایجاد وبه زندان منصور منتقل مشود  وتا زمان امام جعفرصادق علیه السلام  زندانی که امام وساطت کرده که منصور هم حسن افطس را به امام همام می بخشد . علی الحوری بن حسن افطس معروف به الحریری یا حوری که در زمان هارون الرشید به دست آن زمامدارپلید مظلومانه شهید می شود .........                                                  بابا سید محمد مکی با یک هجرت از آوه ساوه  به خطه کرهرود که خود داستانی دارد قدمت 2500 ساله را دارد  که شواهد آن با سند  بر می گردد. اقامت می گزیند و در حوزه علیمه ای که داریر بوده به تدریس واز این آقا پنج پسر از او باقی می ماند .به نام های:                                   1-میر کمال بن سید محمد مکی که  جد سادات میر معینی ها است .                         2-میرصفدر بن سیدمحمد مکی  که جد سادات اخلاقی ومیرعلیاری ها میر علی اکبریها  است.                                                                                                         3-میرهاسم جد میر آقاجانی ها  و میر یونسی ها                                              4-مبر بها  بن سید محمدمکی جد میر ناصری ها                                                  5-سید حیدر بن سید محمد مکی   اولاد بزرگ بابا سید محمد که از او میر علی محمد که در ضلع          غربی ربقعه   تخت سادات مدفون  وسنگ قبرش بر فراز قبر بر روی دیوار نصب گردیده است به دنیا می آِید واز میر علی محمد چهار فرزند به نام های 1-سیدمحمد 2-سیداحمد 3-سید یحیی 4-سید هادی  به دنیا می آیند. واز سید احمد فرزندی به نام آیت اله نورالدین عراقی  محسنی ها  از علمای اراک معروف می باشند . شرح     زندگی سادات کرهرود  در کتاب بنی فاطمه در استان مرکزی  تالیف دانشمند   معطم و محقق وپژوهشگر  حجت السلام والمسلمین کمال الدین فراهانی   واعظ معروف شهرمان  سادات استان مرکزی را جمع آوری وبه چاپ رسیده که می توانید با مراجعه به کتاب از جزئیات کامل بر خور دار شوید .      

شجره نامه میرناصری های محل سادات کرهرود

میرناصری ها آقابابا دارای نخل محل سادات

میرناصری ها سیدحسن آقا بانی نذری حسینه محل سادات

میرناصری ها      عموهدایت دارای علم غیبی محل سادات

میرناصری ها آقامحمدعمو حاج آقا متولی حسینه جا پا مرتضی علی تخت سادات

سیدرمضان (صاحب علم غیبی محل سادات) دارای سه پسر به نامهای :(  1-سید ابراهیم 2-سید هدایت 3-آقابابا

 

1-فرزندان سید ابراهیم  وهمسرش سیده قمر میراشرفی بنت سید محمد: 1- سید محمد آقا همسرش سیده صدیقه اجاقی بنت سید عبداله اجاقی انجدانی 2- آغا فاطمه همسرش حاج محمد میرزا برخورداری

2-فرزندان سید هدایت وهمسرش زهرا :1-آقاحسن 2-آقاحسین 3-آقامحمد 4-آقارمضان 5- آقامرتضی ودو دختر 

3-فرزندان آقابابا : 1- سید آقاابوالفضل وسه دختر

سیدرمضان (صاحب علم غیبی محل سادات) دارای سه پسر به نامهای :(  1-سید ابراهیم 2-سید هدایت 3-آقابابا

سیدمحمد

.............................

............................

..............................

..................................

....................................

میربها

باباسیدمحمد

ابن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بن زید بن علی بن حسین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر

ابن امام زین العابدین علیه السلام

ابن امام حسین علیه السلام

ابن امام علی بن ابیطالب علیه السلام ابن عبدالمطلب ابن هاشم

 

93/3/18::: 3:54 عصر | توسط : نظر (یک)

 

علم غیبی محل سادات کرهرود (عمو هدایت میر ناصری)


 

دوشنبه دوازدهم آبان 1393 | توسط : سید مرتضی میرناصری کرهرودی


 

برچسب ها :


در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند/گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را


 


حافظدل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا


کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که بازبینیم دیدار آشنا را


ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا


در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا


ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را


آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا


در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را


آن تلخ وش که صوفی ام الخباثش خواند
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا


هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را


سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا


آیینه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا


خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را


حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود
ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را





  • السلام علیک یا اهل البیت النبوه  ورسالاته                                                                     معرفت ائمه
  • سوره مبارکه شوری
  • آیه شریفه 20
  • مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا

  • معنای آیه:

    کسی که آخرت را بخواهد، افزون برآن، به او دهیم و کسی که دنیا را بخواهد تنها دنیا را به او دهیم.

  • پیام آیه:

    امام صادق (ع) فرمودند: « حرث الاخره (کشت آخرت) یعنی معرفت علی(ع) و ائمه (ع)، حرث الدنیا (کشت دنیا) یعنی تلاش کسانی که از دولت حق حضرت بقیه الله (عج) بهره ای نخواهند داشت»






 

 

 

سؤال:حدیث « دوازده خلیفه» در کتابهاى اهل سنت چگونه نقل شده است؟

جواب: احادیث دوازده امام و خلیفه بعد از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را اهل سنت در صحاح و مسانید با سندهاى صحیح از جابر بن سمره و دیگران نقل کرده اند. این احادیث به حدّى مورد توجّه فرقه هاى اسلامى قرار گرفته که جاى هیچ شک و شبهه اى را در آن ها باقى نگذارده است. اینک به برخى از آن ها اشاره مى کنیم:
1 ـ بخارى به سند خود از جابر بن سمره نقل کرده که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:
«یکون اثناعشر امیراً. فقال کلمة لم اسمعها فقال ابى: انّه قال: کلّهم من قریش»; «دوازده امیر خواهد بود. آن گاه سخنى گفت که من آن را نشنیدم. پدرم گفت: پیامبرفرمود: همه آنان ازقریشند».(1)
2 ـ مسلم به سندش از جابر بن سمره نقل کرده که گفت: با پدرم بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) وارد شدیم، شنیدیم که مى گوید:
«انّ هذا الامر لا ینقضى حتى یمضى فیهم اثناعشر خلیفة: قال: ثم تکلم بکلام خفى علىّ قال: فقلت لأبى ما قال؟ قال: کلّهم من قریش»; «این امر منقضى نمى شود تا آن که دوازده خلیفه در میان آنان بگذرد. آن گاه تکلّم به کلامى نمود که بر من مخفى گشت، از پدرم سؤال کردم: رسول خدا چه گفت: پدرم در جواب گفت: همه آن ها از قریشند».(2)
3 ـ و نیز مسلم از جابر نقل کرده که از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شنیدم که مى فرمود:
«لایزال امر الناس ماضیاً ما ولیهم اثناعشر رجلا، ثمّ تکلم النبى(صلى الله علیه وآله) بکلمة خفیت علىّ فسألت ابى ماذا قال رسول الله؟ فقال: کلّهم من قریش»; «دائماً امر مردم گذرا است تا آن که دوازده مرد متولّى آنان گردند. آن گاه تکلم به کلمه اى کرد که بر من مخفى شد. از پدرم سؤال کردم که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)چه فرمود: گفت: همه آن ها از قریشند».(3)
4 ـ و نیز از جابر نقل مى کند که از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شنیدم که فرمود:
«لا یزال الاسلام عزیزاً إلى اثنى عشر خلیفة. ثم قال کلمة لم افهمها فقلت لأبى ما قال؟ فقال: کلّهم من قریش»; «همیشه اسلام عزیز است تا دوازده خلیفه بر آن ها حاکم شود. آن گاه کلمه اى گفت که من آن را نفهمیدم، به پدرم گفتم: چه فرمود؟ گفت: همه آن ها از قریشند».(4)
5 ـ و نیز از جابر نقل کرده که فرمود: من با پدرم خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) رسیدیم، شنیدم که مى فرماید:
«لا یزال هذا الدین عزیزاً منیعاً إلى اثنى عشر خلیفة. فقال کلمة صمّنیها الناس فقلت لأبى ما قال؟ قال: کلّهم من قریش»; «همیشه این دین نفوذ ناپذیر و پابرجاست تا دوازده خلیفه بیاید. آن گاه سخنى گفت که مردم را با سر و صدا از گوش دادن به آن بازداشتند، به پدرم عرض کردم: حضرت چه فرمود؟ گفت: همه آنان از قریشند».(5)
6 ـ سعد بن ابى وقّاص مى گوید: به جابر بن سمره نوشتم که خبر ده مرا به چیزى که از رسول خدا شنیده اى. برایم نوشت: در روز جمعه، شبى که اسلمى رجم شد، از رسول خدا شنیدم که فرمود: «لا یزال الدین قائماً حتى تقوم الساعة او یکون علیکم اثناعشر خلیفة کلّهم من قریش»; «همیشه دین قائم است تا قیام قیامت تا این که دوازده خلیفه بر شما حکومت کنند که همه آنان از قریشند».(6)
7 ـ طبرانى از جابر نقل کرده که گفت: با پدرم نزد پیامبر بودم که فرمود:
«یکون لهذه الأمة اثناعشر قیّماً، لایضرّهم من خذلهم. ثمّ همس رسول الله بکلمة لم اسمعها فقلت لأبى: ما الکلمة الّتی همس بها النبىّ(صلى الله علیه وآله)؟ قال: کلّهم من قریش»; «براى دین امّت دوازده قیّم است، خذلان مردم به آن ها ضرر نمى رساند. آن گاه آهسته سخنى گفت که من آن را نشنیدم. به پدرم گفتم: این سخنى که پیامبر آهسته فرمود چه بود؟ گفت: همه آنان از قریشند».(7)
8 ـ و نیز جابر نقل مى کند که پیامبر فرمود:
«لا یزال هذا الأمر ظاهراً على من ناواه لا یضرّه مخالف ولا مفارق حتى یمضى من امّتى اثناعشر خلیفة من قریش»; «همیشه این دین نفوذناپذیر و پابرجا و غلبه کننده بر مخالفین خود است تا آن که دوازده حاکم مالک آن گردند. آن گاه مردم شلوغ کرده، سخن گفتند، لذا من نفهمیدم که بعد از «کلّهم» چه فرمود، از پدرم سؤال کردم، گفت: همه آنان از قریشند».(8)
9 ـ احمد بن حنبل نیز از جابر بن سمره نقل کرده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در خطبه اى که براى ما ایراد کرد، فرمود:
«لا یزال هذا الأمر عزیزاً منیعاً ظاهراً على من ناواه حتى یملک اثناعشر کلّهم. قال: فلم افهم ما بعد قال. فقلت لأبى ما قال؟ قال: کلّهم من قریش»; «این دین دائماً نفوذناپذیر است تا دوازده خلیفه بیاید. آن گاه سخنى فرمود که من نفهمیدم و مردم با صداى بلند ضجّه زدند. به پدرم گفتم: حضرت چه فرمود؟ گفت: فرمود: «کُلّهم من قریش».(9)
10 ـ در حدیثى دیگر جابر مى گوید: بعد از سخن پیامبر مردم تکبیر گفته و ضجّه زدند... .(10)
11 ـ و نیز از جابر نقل کرده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) براى ما در عرفات و بنابر نقلى دیگر در منا خطبه اى خواند، و فرمود:
«لن یزال هذا الامر عزیزاً ظاهراً حتى یملک اثناعشر، کلّهم. ثم لغط القوم وتکلّموا فلم افهم قوله بعد (کلّهم). فقلت لأبى: یا ابتاه! ما بعد کلّهم؟ قال کلّهم من قریش»; «همیشه این امر نفوذ ناپذیر و غالب است تا آن که دوازده نفر حاکم شوند، همه آن ها در این هنگام سر و صدا کرده و هیاهو نمودند، لذا نفهمیدم که بعد از «کلّهم» چه فرمود: از پدرم پرسیدم که پیامبر چه فرمود؟ گفت: «کلّهم من قریش».(11)
12 ـ و نیز از پیامبر نقل کرده که فرمود:
«لا یزال هذا الدین عزیزاً منیعاً... إلى اثنى عشر خلیفة. قال: فجعل الناس یقومون ویقعدون»; «این دین نفوذناپذیر و پابرجا است... تا دوازده خلیفه بیایند، آن گاه مردم شروع کردند به بلند شدن و نشستن».(12)(13)


1. صحیح بخارى، ج 8، ص 127، کتب الأحکام، باب الاستخلاف، ح 7223.
2. صحیح مسلم، ج 6، ص 3; شرح صحیح مسلم، ج 12، ص 201.
3. صحیح مسلم، ج 6، ص 3; شرح صحیح مسلم، ج 12، ص 201.
4. صحیح مسلم، ج 6، ص 3.
5. صحیح مسلم، ج 6، ص 4.
6. صحیح مسلم، ج 6، ص 4.
7. المعجم الکبیر، ج 2، ص 196، ح 1794.
8. المعجم الکبیر، ج 2، ص 196، ح 1796.
9. مسند احمد، ج 5، ص 93، ح 20923.
10. مسند احمد، ج 5، ص 93، ح 20923.
11. مسند احمد، ج 5، ص 99.
12. مسند احمد، ج 5، ص 99.
13. على اصغر رضوانى، امام شناسى و پاسخ به شبهات(2)، ص 253.


 

برچسب ها : 1

نکته                                                                                                               قسمتی از مباحثه ابراهیم بن خالد عونی( که از  اعلم  ترین علمای بصره بود و در دارالاماره ی بصره به چهارصد شاگرد درس می داد ) با کنیزی شیعه به نام حسنیه (از شاگردان امام صادق):
 ابراهیم گفت خلیفه و جانشین بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله را چه کسی می دانی؟

حسنیه گفت: آن کسی که سابقه اسلامش بیشتر بود.

ابراهیم گفت: آن کسی که سابقه ی اسلامش بیشتر بود، که بود؟

حسنیه گفت: آن کسی که داماد، ابن عمّ و برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود؛ آن کسی که خداوند نام او را از نام خود مشتق نموده، زیرا خداوند علیّ اعلاست و او علیّ مرتضی علیه السلام است. او که در تمام لحظات مراقب پیغمبر صلی الله علیه و آله بود. او همچون سپری بود که صدمات را به جان می خرید تا به پیامبر صلی الله علیه و آله آسیبی نرسد.

هارون از این حرف عصبانی شد. ابراهیم وقتی اوضاع را این چنین دید. گفت: ای حسنیه به چه دلیلی سابقه ی اسلام علی علیه السلام را بیشتر می دانی؟ من می گویم ابابکر سابقه ی اسلامش بیشتر بود، زیرا وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را به اسلام دعوت کرد، ابابکر چهل ساله بود و علی علیه السلام کودک بود و ایمان و طاعت و کفر و معصیت کودک اعتباری ندارد.

حسنیه گفت: اگر من ثابت کنم که ایمان و طاعت و کفر و معصیت کودک اعتبار دارد و کودک استحقاق پاداش و عذاب دارد..... به امامت و وصایت علی بن ابیطالب علیه السلام اقرار می کنی؟

ابراهیم گفت: اگر با دلیل و برهان ثابت کنی اقرار می کنم.

حسنیه گفت: در مورد نصّ صریح قرآن در مورد حضرت خضر علیه السلام حضرت موسی علیه السلام و کودکی که حضرت خضر علیه السلام او را کشت، چه می گویی؟ در قرآن است که : «فَانْطَلَقَا حَتَّی إذَا لَقِیا غُلَاماً قَالَ اَقَتَلْتَ نَفْسَاً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً»(سوره کهف آیه 74)

یعنی: «باز هم روان شدند تا به پسری برخوردند. او پسر را به قتل رسانید. موسی گفت: آیا نفس محترمی که کسی را نکشته بود، بی گناه کُشتی؟ همانا کار بسیار ناپسندی کردی.»

بعد از آنکه حضرت موسی علیه السلام به حضرت خضر علیه السلام به دلیل کشتن کودک اعتراض کرد، حضرت خضر علیه السلام در جواب وی گفت که: «وَ اَمَّا الْغُلَامُ فَکَانَ اَبَوَاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینَا اَنْ یُرْهِقَهُمَا طُغْیَاناً وَ کُفْراً»(سوره کهف آیه 80)

یعنی: «و اما آن غلام کافر بود و پدر و مادر او مؤمن بودند، از آن باک داشتم که آن پسر آنها را به خوی کفر و طغیان خود در آورد.»

(پس معصیت وکفر کودک معتبر است )حالا بگو که آیا آن کودک مستحقّ کشتن بود یا اینکه حضرت خضر علیه السلام ظالم بود؟ اگر بگویی حضرت خضر علیه السلام ظالم بود، پس شایسته نیست که خداوند سبحان عز و جلّ شخص ظالم را مدح کند، زیرا در قرآن مدح حضرت خضر علیه السلام آمده است و خضر پیغمبر بزرگی است. ای ابراهیم چرا جواب نمی دهی و عناد را پیشه ی خود کرده ای؟!                                                                                                                         حسنیه گفت: پس وقتی که خداوند مقام نبوّت را به بچّه ی نورسی عطا فرماید، چه اشکالی دارد که اعتراف بچّه ی سیزده ساله ای را به اسلام بپذیرد و او را آماده گرداند تا در سنّ سی و شش سالگی به مقام امامت و وصایت پیغمبر خود معرّفی نماید.

ابراهیم با تندی گفت: هرگز خداوند مقام نبوّت و این منصب شاهانه را به بچّه ای نسپرده است.

حسنیه گفت: پس معلوم می شود از داستان هایی که خداوند عز و جلّ در قرآن مجید نقل می کند، یااطلاع نداری یا می خواهی کلام خداوند را نپذیری. همان طور که در سوره ی مریم علیها السلام راجع به حضرت عیسی علیه السلام که تازه متولد شده بود آمده؛ مادرش در حالی که او را در بر گرفته بود، مورد تهاجم مردم بنی اسراییل قرار گرفت و به او تهمت ناروا زدند. حضرت مریم علیه السلام برای سکوت مردم، به فرزند خود عیسی علیه السلام اشاره کرد، حضرت عیسی علیه السلام (چند روزه بود ) که  به امر خداوند شروع به سخن گفتن کرد و گفت: «إنّی عَبْدُاللهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیّاً»(سوره مریم آیه 30)

یعنی: «من بنده ی خدا و صاحب کتاب هستم و خداوند مقام نبوّت را به من عطا فرموده است.»

( پس ایمان و طاعت کودک معتبر است )ای ابراهیم! چرا ساکت هستی و چیزی نمی گویی؟    و.......ادامه ..خارج از حوصله بحث است.                                                              منبع محکم تاریخی : - اعلام النّساء 1/264، روضات الجنّات 1/153، ریاحین الشریعه در دانشمندان بانوان شیعه 4/148، ریاض العلماء 6/406.

 

برچسب ها :


شاید شناخت برای هرکس با نوع دید او نسبت به علی(ع) متفاوت باشد. شناخت یک ورزشکار از علی(ع) پهلوانی او، یک مظلوم از عدالت او، یک گرسنه از سفره پرکرامت اوست. اما آنچه ارزشمند است شناخت علی(ع) از تمامی جهات است، آنچه علی را علی کرد چه بود؟



آیا سکوت او در برابر حق خود، آیا عدالت او، آیا یتیم نوازی او؛ پس کدام جنبه علی(ع) او را علی کرد که این شخصیت در تمام دوران الگویی کامل است. 




شناخت علی(ع) شناحت انسانیت است، شناخت حقیقت است، شناخت عدالت است. آری علی (ع) در برابر ظلم ، خود را جایز به سکوت نمی دید آنگاه که خلخال از پای زنی یهودی درآوردند فرمود: اگر کسی شنید و از دنیا رفت او را ملالت نکنید.



علی(ع) کیست؟! که جرج جورداق مسیحی آرزو می کند که مادر گیتی چنین فرزندی را به دنیا آورد و نویسندگان اهل سنت و مسیحی در ثنای او قلم فرسایی می کنند. شناخت علی(ع) شناخت یک فرد نیست بلکه شناخت یک تفکر است، شناخت یک ایده و روش است. 



آری آنگاه که کسی به او معرفت نداشت برای اینکه نهال اسلام در آن طوفان نفاق و تزویر از پا در نیاید او مامور به صبر بود. 25 سال از حق خود کنار بود و فقط 5 سال نسیم مهر و عدل او در رأس حکومت بود. هرچند در طول آن 25 سال مرجعی عظیم برای همگان حتی خلفای راشدی بود.



آری علی علی است و شناخت او شناخت همه نیکی ها و خوبی هاست. اما شناخت او باید با آگاهی باشد. خود فرمود: "دوکس در برابر من در هلاکتند، آنکس من را از آنچه هستم بالاتر بداند و آنکس ازآنچه هستم پایین تر بداند ".



علی(ع) چه می دید که زندگی برایش مانند خار در چشم و استخوان در گلو، چرا فقط محل درد دل او چاههای کوفه و نخلستانهای مدینه بود، علی(ع) را چرا آنان که در زمان او بودند نشناختند، در صورتی که همه به عدالتش و هم به مروتش اعتراف داشتند. 



او را نشناختند یا نمی خواستند بشناسند،آنان سر در میان پاههای خود برده بودند و خود را به گنگی زده بودند، گوشهایشان را گرفته بودند و نمی خواستند صوت عدالت و انسانیت را بشنوند.



آن زمان که قرآن ها را بر نیزه دیدند و علی(ع) فریاد برآورد که قرآن ناطق منم، آن زمان که فنته را بر شتر سرخ دید و فریاد برآورد که اینان همه نیرنگند و آن زمان که مالک اشتر تا یک قدمی چادر معاویه رفت تا او را هلاک کند و علی(ع) او را امر به بازگشت نمود.



آری آنها به مقتضیات زمان خود علی(ع) را نشناختند و ما به مقتضیات زمان خود. آری هنوز هم صدای مظلومیت علی(ع) به گوش می رسد، آیا بعد از گذشت بیش از 1400 سال از علی(ع) و حکومت او هنور او در میان ما غریب نیست؟



آیا خواستیم او را واقعا بشناسیم، آیا خوستیم از او بدانیم، آری علی(ع) نه تنها در آن زمان، حتی در میان ما شیعیان هنور هم مظلوم است


 

برچسب ها :

 

سند اول؛ حصین بن سبره و عمر بن مسلم در صحیح مسلم
النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحیح مسلم، ج4، ص1873، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

اعتراف ابن تیمیه به صحت روایت ثقلین و وجود ‌آن در صحیح مسلم

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبویة، ج7، ص318، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.


اعتراف ابن کثیر بر صحت روایت «ثقلین»

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى774هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج4، ص114، ناشر: دار الفکر - بیروت – 1401هـ.


 

سند دوم؛ یحیی بن جعده از زید بن ارقم :

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الکبیر، ج 5، ص 171، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

 


 تصحیح البانی:

البانی ، محمد ناصر ، السلسلة الصحیحة ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المکتبة‌ الشاملة

روایت فوق را حاکم نیشابوری در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» نیز از طریق زید بن ارقم نقل کرده و در پایان تصریح می‌کند که این روایت سندش صحیح است : 

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص 118، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990

 


سند سوم  ابو الطفیل از زید بن ارقم:

النسائی، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی (متوفاى303 هـ)، السنن الکبرى، ج5، ص45، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411 - 1991.

 






ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى774هـ)، السیرة النبویة، ج4، ص 416، طبق برنامه الجامع الکبیر.

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى774هـ)، البدایة والنهایة، ج5، ص 209،‌ناشر: مکتبة المعارف – بیروت.

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفاى1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج6، ص194، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

 


طریق سوم؛ حذیفه بن اسید غفاری

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الکبیر، ج3، ص180، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

اعتراف هیثمی بر صحت این روایت

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج9، ص164، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج10، ص363، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

 

 

 

 

 




برچسب‌ها: حدیث ثقلین, منابع اهل سنت, حقانیت شیعه

ارسال توسط محب اهل بیت

 

برچسب ها :

 

برای اثبات حقانیت مذهب شیعه دوازده امامی دلایل منطقی و متقن فراوانی وجود دارد، براهین موجود را می‏توان به سه دسته کلی تقسیم نمود: 1. براهین عقلی، 2. دلایل قرآنی، 3. روایات پیامبر اکرم(ص).

طبیعی است گستردگی هر یک از این استدلالات، مطالعه کتاب های متعددی را می‏طلبد و در این مختصر امکان بحث از آنها نیست؛ لیکن اختصارا به این برهان اشاره می‏گردد:

یک. از دیدگاه قرآن:

1. از نظر قرآن حتما رهبری و امامت امت، باید به ‏دست معصوم و دور از هر گونه کژی باشد. این نکته‏ به تعابیر مختلفی در کتاب ‏الهی بیان شده‏ است. از جمله هنگامی که ابراهیم(ع) به‏ امامت رسید:«انی جاعلک للناس‏اماما» (پس کلمه امام در قرآن آمده است)

 و آن منصب الهی را برای فرزندانش درخواست نمود:«قال ومن ذریتی»پاسخ آمد: «قال لاینال عهدی ‏الظالمین : عهد من به ستمکاران نمی‏رسد.(سوره بقره آیه 124 )
آیه بالا نشان می‏دهد که:امامت به حکم خداوند جدا از نبوت وجود دارد و امامت منصبی الهی است؛ نه به انتخاب افراد بلکه به کسانی اعطا می شود که از هر ظلمی با مفهوم وسیع قرآنی آن پاک و مبرا باشند.

آیه ابلاغ: «یا ایها النبی بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته» (آیه 67 سوره مائده ) و به دنبال آن آیه اکمال دین که درخصوص ولایت امیرالمؤمنین(ع) است و جزئیات آن در روایات متواتره بیان گردیده است.                                                                                                                آیه مباهله : (آیه 61 سوره آل عمران )..که طبق تفاسیر تمام دانشمندان اهل سنت و شیعه :خداوند میفرماید حضرت علی .(جان )نفس رسول خدا حضرت محمد (ع) است. (در ولایت امیر المومنین حضرت علی (ع)که دومین شخص عالم امکان از نظر برتری بعد از حضرت محمد است)

)

دو. از دیدگاه عقلی نیز باید توجه داشت که:

1. لزوم رهبری در جامعه، امری ضروری و انکار ناپذیر است.

2. رهبری در جامعه‏ اسلامی، باید براساس‏احکام و قوانین الهی باشد.

3. احکام الهی و اجرای آن به وسیله کسی ممکن است که صد در صد به زوایای آن احکام آگاه و نسبت به آنها متعهد باشد.
به عبارت دیگر اگر یا ایها النبی بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالتهیامبر نیست، این شرایط و اوصاف در نزدیک‏ترین فردبه‏ آن حضرت می باشد و به شهادت تاریخ و گواهی خلفا، هیچ کس در این جهات قابل مقایسه به امامان معصوم(ع) نبوده است. حتی خلفا در موارد بسیاری احساس نیاز به ائمه(ع) می‏کردند.

سه. از دیدگاه روایی:                                                                                                  حدیث معروف مساوات : که  مورد تایید تمام دانشمندان شیعه وسنی است : که پیامبر میفرماید :هر کس میخواهد علم حضرت آدم و تقوا و فهم حضرت نوح و حلم حضرت ابراهیم و زهد حضرت یحیی و هیبت حضرت موسی و عبادت حضرت عیسی را ببیند به علی ابن ابی طالببنگرد (که در این حدیث پیامبر..مقام حضرت علی (ع) را هم ردیف با پیامبران اولوالعزم بیان میکند پس دومین شخصیت عالم امکان بعد ازپیامبر حضرت علی (ع) است.)

همچنین روایات بی شماری همانند روایت بالا از پیامبر اکرم(ص) در کتاب‏های شیعه و سنی و مورد تایید دانشمندان شیعه وسنی ، به تواتر(در اصطلاح بیانگر بسیار گزارش شدن خبری است که از طریق آن اطمینان به آن خبر حاصل شود)

 نقل شده که به صراحت امامت و ولایت اهل بیت(ع) را ثابت میکند مانند:

1. روایات مربوط به حادثه غدیر،

2. روایات لیله الانذار،

3. احادیث سفینه،

4. احادیث ثقلین و...

(که از حوصله بحث خارج است )البته باید بدانید که این مقدار آگاهی، هرگز کافی نیست و نیازمند مطالعات جدی است.که در پایان منابعی در این رابطه خدمت شما معرفی می کنم.

علاوه برمطالب فوق، فقط همین قدر کافی است بدانید که تمام عقاید شیعه از طریق منابع اهل سنت قابل اثبات است    ....منابع علمای شیعه هم  که جای خود دارد ..و کتاب هایی مانند ((عبقات الانوار)) که ده ها جلد می باشد,  با منابع اهل سنت حقانیت شیعه را به اثبات رسانده است .

نویسندگان برخی از کتب ذکر شده خودشان از علمای اهل سنت بوده که پس از تحقیق شیعه شده اند. برخی از این کتاب ها مناظرات علمای شیعه و سنی می باشد. مانند کتاب ردیف 13 که بسیار عمیق و عالی است و بزرگترین علمای اهل سنت را به اعتراف نسبت به حقانیت شیعهواداشت.درپایان برخی ازکتابهایی که برای پی بردن به حقانیت شیعه قابل مطالعه هستند را ذکرمی کنم؛هرچند شاید دسترسی شما به این کتابها مشکل باشد،ولی اطلاع از وجود چنین منابعی مفید خواهد بود. هرچند شاید برخی ازاین کتابها را میتوان دانلود کرد.

1ـ بررسی مسائل کلی امامت، ابراهیم امینی

2ـ امامت و رهبری، شهید مطهری

3ـ آنگاه هدایت شدم، تیجانی سماوی، ترجمه: سید محمد جواد مهری

4ـ اهل سنت واقعی کیست؟، تیجانی سماوی، ترجمه: سید محمد جواد مهری

5ـ از آگاهان بپرسید، تیجانی سماوی، ترجمه: سید محمد جواد مهری

6ـ اهل بیت، کلید مشکل‏ها، تیجانی سماوی، ترجمه: سید محمد جواد مهری

7ـ همراه با راستگویان، تیجانی سماوی، ترجمه: سید محمد جواد مهری

8ـ عبداللّه‏ بن سبا، ج 3 - 1، علامه عسکری

9ـ نقش ائمه در احیای دین، ج 15 - 1، علامه عسکری

10ـ یکصد و پنجاه صحابی ساختگی، علامه عسکری

11ـ نقش عایشه در تاریخ اسلام، علامه عسکری

12ـ اندیشه‏های اسلامی در دیدگاه دو مکتب (ترجمه معالم المدرستین)، ج 2 - 1 ، علامه عسکری، ترجمه: دکتر جلیل تجلیل

13ـ حق‏ جو و حق‏ شناس (ترجمه المراجعات)، علامه سید شرف‏الدین، ترجمه محمد رضا امامی

14ـ شیعه در اسلام، علامه طباطبایی

15ـ شیعه و تهمت‏های ناروا، علامه جواد شری

16ـ شیعه پاسخ می‏گوید، سید رضا حسینی نسب

17ـ فریب، صالح الوردانی

18ـ خاطرات مدرسه، سید محمد جواد مهری

19ـ سیری در صحیحین، محمد صادق نجمی

20ـ الغدیر، علامه امینی

21ـ عبقات الانوار، میرحامد حسین لکنهوی

22ـ احقاق الحق، علامه شهید تستری

23ـ شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی

24ـ راه ما، راه و روش پیامبر ما، علامه امینی، ترجمه: موسوی همدانی.


 

برچسب ها :

 

 

کرهرود اراک

شناخت بیشتر کرهرود که به زمان خلفای عباسی می رسدنام اولی? کرهرود در زبان عربی کرج بوده و سبب آن به ادبیات عرب برمی گردد که در کلمات اعلام (هاء) را به (جیم) تبدیل میکنند، و این نام در زبان فارسی تبدیل به (هاء)یعنی کره می شود. کرهرود را ابودلف که فرزند یکی از فرماندهان ارتش امین خلیفه عباسی بوده است در زمان مأمون بنا نهاده و درحوالی سال 210 هجری در کرهرود حکومت مستقلی داشته است. به نقل از گذشتگان پس از ابودلف سلطان شیخ احمد به این دیار آمده و مسکن می گزیند. سلطان شیخ احمد مردی از تبار حارث همد

شجره نامه سادات کرهرود.

نویسنده: سید مرتضی ناصری کرهرودی - چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393

شجره نامه سادات جلیل القدرکرهرود.سادات کرهرود رقم بزرگی را از سادات را نشان می دهدمحله سادات کرهرود یکی از محله های بنام کرهرود  که شمار کثیری از سادات را در خود جای داده است که نسب شان به سید محمد مکی معروف به بابا سید محمد سی ام نسل امام سجاد علیه السلام  که قبر مطهرشان با یک باز سازی متبرک به یک گنبد طلایی در تخت سادات کرهرود در تخت سادات کرهرود  مزین شده است که در قرن دهم هجری زندگی می کرده است .سید محمد مکی نیز از سادات حسینی آوه {نزدیک ساوه}است که سلسله النسب آنان در کتب معتبره ی انساب همچون سراج الانساب  مذکور گردیده است .                                          اینک به شرح نسب سیدمحمد مکی :          سیدمحمد مکی معروف به باباسید محمد بن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بنزید بن علی بن حشین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیه السلام بن امام حسین شهید علیه السلام بن امام علی علیه السلام بن ابیطالب ابن عبدالمطلب ابن هاشم                   حسن افطس کوچکترین فرزند امام سجاد علیه السلام است از این رو به اصغر ملقب گردیده است در حدود سی سالگی وفات کرد وقبرش در ینبع است. حسن الافطس بن علی اصغر در زمان منصور دوانیقی نهضتی را تدارک بر علیه منصور ایجاد وبه زندان منصور منتقل مشود  وتا زمان امام جعفرصادق علیه السلام  زندانی که امام وساطت کرده که منصور هم حسن افطس را به امام همام می بخشد . علی الحوری بن حسن افطس معروف به الحریری یا حوری که در زمان هارون الرشید به دست آن زمامدارپلید مظلومانه شهید می شود .........                                                  بابا سید محمد مکی با یک هجرت از آوه ساوه  به خطه کرهرود که خود داستانی دارد قدمت 2500 ساله را دارد  که شواهد آن با سند  بر می گردد. اقامت می گزیند و در حوزه علیمه ای که داریر بوده به تدریس واز این آقا پنج پسر از او باقی می ماند .به نام های:                                   1-میر کمال بن سید محمد مکی که  جد سادات میر معینی ها است .                         2-میرصفدر بن سیدمحمد مکی  که جد سادات اخلاقی ومیرعلیاری ها میر علی اکبریها  است.                                                                                                         3-میرهاسم جد میر آقاجانی ها  و میر یونسی ها                                              4-مبر بها  بن سید محمدمکی جد میر ناصری ها                                                  5-سید حیدر بن سید محمد مکی   اولاد بزرگ بابا سید محمد که از او میر علی محمد که در ضلع          غربی ربقعه   تخت سادات مدفون  وسنگ قبرش بر فراز قبر بر روی دیوار نصب گردیده است به دنیا می آِید واز میر علی محمد چهار فرزند به نام های 1-سیدمحمد 2-سیداحمد 3-سید یحیی 4-سید هادی  به دنیا می آیند. واز سید احمد فرزندی به نام آیت اله نورالدین عراقی  محسنی ها  از علمای اراک معروف می باشند . شرح     زندگی سادات کرهرود  در کتاب بنی فاطمه در استان مرکزی  تالیف دانشمند   معطم و محقق وپژوهشگر  حجت السلام والمسلمین کمال الدین فراهانی   واعظ معروف شهرمان  سادات استان مرکزی را جمع آوری وبه چاپ رسیده که می توانید با مراجعه به کتاب از جزئیات کامل بر خور دار شوید .      

شجره نامه میرناصری های محل سادات کرهرود 

میرناصری ها آقابابا دارای نخل محل سادات

میرناصری ها سیدحسن آقا بانی نذری حسینه محل سادات

میرناصری ها      عموهدایت دارای علم غیبی محل سادات

میرناصری ها آقامحمد متولی حسینه جا پا مرتضی علی تخت سادات

 

1-سیدمحمد   2-سیدتوحید   3-..... سادات

سیدمرتضی

1-آقاحسن 2-آقاحسین 3-آقامحمد 4-آقارمضان 5-آقامرتضی                  1-  سیدمحمد آقا  (همسر سیده صدیقه اجاقی)2-آغا فاطمه (همسر محمدمیرزا برخورداری)     1-  سیدآقاابوالفضل

1-سیدهدایت                                               2- سیدابراهیم(همسرقمر میر اشرفی)             3-  سیدعلی

 

سیدرمضان (صاحب علم غیبی محل سادات)

سیدمحمد

.............................

............................

..............................

..................................

....................................

میربها

باباسیدمحمد

ابن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بن زید بن علی بن حسین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر

ابن امام زین العابدین علیه السلام

ابن امام حسین علیه السلام

ابن امام علی بن ابیطالب علیه السلام ابن عبدالمطلب ابن هاشم

 

93/3/18::: 3:54 عصر | توسط : نظر (یک)

 

علم غیبی محل سادات کرهرود (عمو هدایت میر ناصری)


 

برچسب ها :

علم غیبی محل سادات کرهرود  عمو هدایت


 

برچسب ها :

25 مطلب با موضوع «مزارات ایران :: مرکزی :: اراک» ثبت شده است

مشهور به «شاهزاده حمزه»، بقعه این امامزاده در میان روستاى سوارآباد، از دهستان مشک آباد بخش حومه، در 55 کیلومترى شمال غربى شهر اراک واقع شده است.

بناى قبلى که به ابعاد 5×6 متر و از خشت و گل ساخته شده بود، در سال 1374 تخریب شد و به جاى آن بناى کنونى که شامل ایوان، حرم و ضریح است ساخته شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۳ ، ۱۳:۵۳
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

این بقعه در روستاى ساروق از بخش مرکزى و در 48 کیلومترى شمال غربى اراک واقع شده و بسیار مورد توجّه اهالى است و یکى از بزرگترین کرامات قرن، در این بقعه به وقوع پیوسته که داستان حافظ قرآن شدن کربلایى کاظم  تاکنون بر سرزبان‏ها است.

ساختمان بقعه که از آثار بجا ماندة قرن ششم هجرى است و شامل سه بقعه مجزّا مى‏باشد، در دوره‏هاى بعد مرمّت شده‏اند. این سه بقعه عبارتند از:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۴۰
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

روستاى انجدان از دهستان مشک آباد و در 37 کیلومترى جنوب شرقى شهر اراک قرار دارد که در میان آن دو زیارتگاه به نام «شاه غریب و شاه قلندر» وجود دارد و از بناهاى قرن هشتم هجرى است.

ساختمان بقعه شاه قلندر به شکل هشت ضلعی است که برای ساخت گنبد آن پس از بالابردن دیوارها به شانزده ضلعی تبدیل شده و گنبد بر فراز آن احداث گشته است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۳۹
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

روستاى انجدان از دهستان مشک آباد و در 37 کیلومترى جنوب شرقى شهر اراک قرار دارد که در میان آن دو زیارتگاه به نام «شاه غریب و شاه قلندر» وجود دارد و از بناهاى قرن هشتم هجرى است.

این دو بنا، منتسب به پیشوایان فرقه اسماعیلیه است که پس از حمله هلاکوخان مغول و تصرّف قلعه الموت، منطقه انجدان یکى از پناهگاه‏هاى محل استقرار آن‏ها شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۳۸
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

این بقعه در کوهِ محلّه سادات کرهرود واقع شده و به «تخت سادات» مشهور است.

ساختمان بقعه که از خشت و گل ساخته شده، داراى گنبد کم خیزى است که داخل آن با گچ سفید شده و در زیر قوس گنبد، گوشه‏سازى‏هاى ظریفى دیده مى‏شود. ضریح چوبى بر روى سنگ قبر نصب شده و بقعه مورد توجّه اهالى است. قدمت بنا به زمان قاجاریّه مى‏رسد. در کتاب علامت‏هاى ظهور مدفونین در این بقعه را که همه از سادات حسینى افطسى‏اند چنین نوشته است:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۳۷
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

قعه چهل دختران در روستای تاریخی توران پشت

این بقعه در روستاى انجدان از دهستان مشک آباد (دوراخور) و در 36 کیلومترى شمال شرقى شهر اراک واقع شده و به «چهل اختران» نیز مشهور است.

ساختمان بقعه که از آثار دورة صفویّه و قاجاریّه است، از آجر ساخته شده و داراى گنبد عرقچینى است که از خارج پوشش سیمانى و از داخل پوشش گچى دارد. داخل حرم، چهار طاقنماى گچکارى شده به چشم مى‏خورد. گنبد بنا یک پوشه است و راه پلّه‏اى در سمت بیرون بنا به بام بقعه هدایت مى‏شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۳۶
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

 

این بقعه در شمال شرق روستاى مرادآباد از دهستان مشهد میقان و در 13 کیلومترى شمال شهر اراک واقع شده است.

ساختمان بقعه، یک بناى آرامگاهى دوازده ضلعى از خارج و داخل است و یک طاقنماى بلند در ورودى طرّاحى شده است. طرح بیرونى بنا به شکل کثیرالاضلاع منتظم و برج مانند است که بر هر ضلع آن طاقنمایى تعبیه شده و بر فراز آن‏ها گنبدى از نوع دوپوش آجرى و شبیه به تخم مرغی وجود دارد. این گنبد از داخل با چهار تیرچوبى مهار شده و رگه‏هاى آجرچینى آن قابل مشاهده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۳۵
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در میان روستاى شهوه (معصومیّه) از بخش مرکزى و در 13 کیلومترى شرق شهر اراک واقع شده و به «دو دختران» نیز مشهور است.

ساختمان بقعه، یک بناى آجرى با زیر بناى 42 متر مربّع است. بر فراز بقعه، گنبدى دوپوش قرار دارد که گنبد خارجى آن، مخروطى ترکدار آجرى است و دوازده ترک در آن اجرا شده و در بالاى آن، آشیانه لک لک است.
سوراخى در بدنه خارجى گنبد ایجاد شده بود که در سالیان اخیر مرمّت شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۲۵
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در روستای میقان (معرب میکان) در دو فرسنگى شمال شهر اراک واقع شده و به «محمّد عابد» مشهور است.

ساختمان بقعه، بنایى مشتمل بر بقعة تاریخى، گنبد کاشی‌کارى، رواق، ایوان و یک صحن معمور، با حجره‏ها و غرفه‏ها و سقاخانه و بناهاى وابسته به آن است. بناى بقعه، به صورت مربّع به دهانة 6 و ارتفاع 9 متر است که از هر ضلع، درى به رواق‏هاى اطراف یا به ایوان گشوده مى‏شود. هم سطح پوشش چهار درگاه مزبور، نیم طاقى در چهار گوشة بقعه بالا آمده که صورت ساختمان را به هیأت هشت ضلعى نامحسوس و بلافاصله به شکل فلکه‏اى تبدیل ساخته است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۲۰
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در 37 کیلومترى شهر اراک و در فراز تپّه‌ای مرتفع در روستاى مشهد گرمه واقع شده و به «شاهزاده محسن» مشهور است.

ساختمان بقعه از خشت و گل ساخته شده و شامل یک بنا با طرح چهار ضلعى است که حرم و ایوان ورودى و دو شبستان دیگر دارد. بر روى فضاى حرم، گنبد آجرى کم ارتفاعى تعبیه شده است.

حرم این بقعه به صورت مربّع و به ابعاد 6×6 متر با ازارة سنگى و بدنة گچى است و در چهار گوشة بالاى حرم در محل اتصال دیوارها به گنبد تزیینات گچى پلّکانى وجود دارد و در زیر گنبد، سه نورگیر تعبیه شده است. از شبستان ورودى به داخل حرم، پنج پلّه به سمت پایین وجود دارد که محل عبور به داخل حرم مى‏باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۱۸
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در 37 کیلومترى شهر اراک و در فراز تپّه‌ای مرتفع در روستاى مشهد گرمه واقع شده و به «شاهزاده محسن» مشهور است.

ساختمان بقعه از خشت و گل ساخته شده و شامل یک بنا با طرح چهار ضلعى است که حرم و ایوان ورودى و دو شبستان دیگر دارد. بر روى فضاى حرم، گنبد آجرى کم ارتفاعى تعبیه شده است.

حرم این بقعه به صورت مربّع و به ابعاد 6×6 متر با ازارة سنگى و بدنة گچى است و در چهار گوشة بالاى حرم در محل اتصال دیوارها به گنبد تزیینات گچى پلّکانى وجود دارد و در زیر گنبد، سه نورگیر تعبیه شده است. از شبستان ورودى به داخل حرم، پنج پلّه به سمت پایین وجود دارد که محل عبور به داخل حرم مى‏باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۱۸
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در شمال روستاى ساروق و در  نزدیکى روستاى ولاشجرد واقع شده و به «شاهزاده  سیّد علی» مشهور است.

ساختمان بقعه، شامل دو فضاى مستطیل شکل به هم پیوسته است. فضاى نخست، شبستان ورودى است که داراى ابعاد 3×8 متر مى‏باشد و فضاى دوّم، حرم امامزاده به ابعاد 3×7 متر است که بر روى آن، گنبد عرقچینى کوتاهى تعبیه شده است که از خارج، پوشش کاهگلى و از داخل، پوشش گچى دارد. یک گلدستة کوتاه در کنار گنبد احداث شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۱۶
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در شمال روستاى ساروق و در  نزدیکى روستاى ولاشجرد واقع شده و به «شاهزاده  سیّد علی» مشهور است.

ساختمان بقعه، شامل دو فضاى مستطیل شکل به هم پیوسته است. فضاى نخست، شبستان ورودى است که داراى ابعاد 3×8 متر مى‏باشد و فضاى دوّم، حرم امامزاده به ابعاد 3×7 متر است که بر روى آن، گنبد عرقچینى کوتاهى تعبیه شده است که از خارج، پوشش کاهگلى و از داخل، پوشش گچى دارد. یک گلدستة کوتاه در کنار گنبد احداث شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۱۶
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزادگان، در خیابان شهید بهشتى شهر اراک و در محلة عبّاس آباد قرار دارد و از بناهاى منحصر به فردى است که قدمت آن بیشتر از قدمت شهر اراک مى‏باشد.

این بنا، داراى هسته‏اى مرکزى و الحاقى در شرق و غرب مى‏باشد. هستة مرکزى، یک چهار طاقى است که با پلان صلیبى شکل در زیر بناى سردابه‏اى قرار دارد. شالودة بنا از خشت خام ساخته شده و ستون‏هاى آن بسیار حجیم است. این افزایش حجم، باعث شده تا دالان کوتاهى از چهار طرف زیر گنبد خانه به وجود آید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۱۱
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در روستاى کودزر، در 30 کیلومترى  جادّة اراک به خمین و 7 کیلومتر دورتر از جادّه  ترانزیتی، نزدیک روستاى حسن‏آباد واقع شده و به «شاهزاده عبدالله» مشهور است.

بنا بر روى سطح مرتفعى که نزدیک سه متر از سطوح اطراف بلندتر است، با نقشة هشت ضلعى به ابعاد هر ضلع، 20/4 متر ساخته شده و داراى دو ورودی یکى در شمال شرقى و دیگرى در جنوب شرقى است. گنبد امامزاده،کروى یک پوش با پوشش سیمانى است. ارتفاع داخلى بنا،از کف تا گنبد، 15 متر است و تمام دیوارهاى داخلى، از ارتفاع یک تا 12 مترى گچ‌برى شده است؛ اما سطح زیر گنبد،فاقد تزیین است. شیوة گچ‌برى بنا، آن را به قرن ششم هجرى قمرى مربوط مى‏کند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۰۲
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در 46 کیلومترى شمال غربى شهر اراک و در میان روستاى فارسیجان قرار دارد.

ساختمان بقعه، قدیمى و از خشت و گل می‌باشد که شامل حرم و شبستان ورودى است. حرم اصلى امامزاده، اتاق مربّع شکلى است که گنبد عرقچینى آجرى با روکش گچ دارد. در زیر گنبد، نقّاشى‏هایى به صورت گل و بوته به چشم مى‏خورد که در کتیبة داخلى آن با رنگ طلایى در زمینة سبز، آیة الکرسى نوشته شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۰۱
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در شهر آستانه و در چهل کیلومترى جنوب غربى اراک واقع شده و بسیار مورد توجّه اهالی است.

این بقعه درگذشته داراى چهار صحن و سرا بوده است.

1. صحن قدیم، در قسمت شمالى بقعه، که در حال حاضر اثرى از آن نیست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۵۹
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده، در 12 کیلومترى جنوب فرمهین، پس از سه راهى جادّه ساروق و در میان روستاى آهنگران واقع شده و به «شاهزاده زینب خاتون» مشهور است.

بناى بقعة امامزاده را در حدود 20 سال قبل با حفظ شکل قدیم آن تعمیر کرده و فقط گنبد آن جدید ساخته شده است. بر روى یک قطعه کاشى (18×30) سانتى مترى به رنگ لاجوردى بر زمینة سفید، تاریخ اتمام بناى گنبد قدیم چنین نوشته شده است: «غره شهر ذى القعده سنه 1062 توفیق آثار حاجى بابا میر به صورت اتمام رسانید، عمل نور على اللَّه مرد قمّى مبارک باد» که مطابق با حکومت شاه عبّاس دوّم صفوى (1052ـ1077 هـ. ق) مى‏باشد. فضاى داخلى بقعه، به شکل دایره بود که در وسط آن، صندوقى چوبى به ابعاد 137×137×300 سانتى متر با تزیینات مشبک قرار دارد که قسمت‌هایى از آن آسیب دیده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۵۰
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در شرق روستاى نظام آباد ـ در کنار جادّه آسفالته فرمهین ـ و در 40 کیلومترى شمال شهر اراک و در کنار تپّه باستانى احمدآباد واقع شده و به «شاهزاده حسین» مشهور است.

ساختمان بقعه از بناهاى دوره ایلخانى و صفویّه است. شالوده بنا آجر، گچ و مقدارى هم از سنگ و چوب جهت کلاف‏کشى استفاده شده است. به جهت سهولت در ساخت بنا، در نزدیکى بقعه، کوره آجرپزى دایر شده که آثارى از آن باقى مانده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۴۴
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

بقعة این امامزاده در 13 کیلومترى ساروق و 70 کیلومترى شرق شهر اراک و در میان روستای جیریا واقع شده است.

ساختمان بقعه، شامل یک بناى هشت ضلعى است که از داخل داراى طاق‌نماهایى است و یک ایوان سادة قدیمى نیز در جنوب دارد. در حدود سال 1378 هـ. ش، مرمّت داخلى بنا و سنگ کارى ازارة آن انجام شده است. زیر بناى بقعه را 100 متر مربّع و داخل حرم را 40 مترمربّع محاسبه کرده‏اند و بقعه، داراى یک گنبد مخروطى با ساقة حدود یک مترى است که کلاً با آجر ساخته شده و از بیرون کاهگل و از داخل گچ‌کارى شده است. تنها تزیینات موجود در بقعه، در زیر گنبد و بدنة جانبى آن به صورت محدود به شکل طاق‌نما است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۴۳
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است، اما برای چاپ مطالب اجازه کتبی مالک سایت و صاحب اثر لازم است!(مزارات ایران و جهان اسلام: http://shrines.blog.ir/)

 

برچسب ها :

بقعة سادات کرهرود ـ اراک

این بقعه در کوهِ محلّه سادات کرهرود واقع شده و به «تخت سادات» مشهور است.

ساختمان بقعه که از خشت و گل ساخته شده، داراى گنبد کم خیزى است که داخل آن با گچ سفید شده و در زیر قوس گنبد، گوشه‏سازى‏هاى ظریفى دیده مى‏شود. ضریح چوبى بر روى سنگ قبر نصب شده و بقعه مورد توجّه اهالى است. قدمت بنا به زمان قاجاریّه مى‏رسد. در کتاب علامت‏هاى ظهور مدفونین در این بقعه را که همه از سادات حسینى افطسى‏اند چنین نوشته است:

«مرقد سیّد محمّد جنب والدش میرعلى محمّد و داخل ضریحى چوبین در مقبره‏اى واقع و مرقد سیّد احمد پشت پاى او در مقبره دیگرى متصل به آن قرار دارد،

1. بر لوح قبر سیّد محمّد این ابیات و ماده تاریخ دیده مى‏شود:

هو الباقی‏

همان جهان خراب است این سراچه شش در

کـه خشت آن شده خاک وجود کِهتر و مهتر

شــده است محو در آن رسم بارگاه سلیمان‏

اثــر نمـانده در آن از بناى کـــاخ سکندر

سفیــر طائر عــرشش رســید از پى تاریخ‏

کـــه (جــا نمود بعرش برین محمّد دیگر)

به تاریخ بیستم شهر ربیع الاوّل سنة 1264 من الهجرة الطاهرة النبویة على مُهاجرها آلاف من السلام و التحیة.

و بر لوح قبر سیّد احمد آمده: هو الفرد، الملک للَّه الواحد القهار.

وفدت على الکریم...

إنمـا الدنیا فناء لیس للدنیا ثبوت

إنما الدنیا کبیت نسجته العنکبوت‏

بمضمون «الدنیا سِجنُ المؤمن و جَنَّة الکافر» و مدلول ]کُلُّ شَىْ‏ءٍ هَالِکٌ إِلّا وَجْهَهُ[ عمدة المدققین و قدوة المحقّقین و جامع المعقول و المنقول حاوى الفروع و الأصول زین العابدین و الزاهدین و الزائر الأئمةَ الطاهرین و خیر الطائفین الحاج سیّد احمد ابن المرحوم المغفور المبرور آقا میرعلى محمّد عالم فانى را به مضمون کریمه ]یَا أَیَّتهَا النَّفْسُ المُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ[ وداع نموده به عالم جاوید خرامید، و کان ذا فی یوم
الغدیر سنة 1260.

کران نماند پرتو خورشید فضل اندر جهان‏

ســـایه اقبال آلش تــا ابـــد پاینده باد

ولـــم یشـــربوا مــن بـارد الماء شربة

ولـــم یأکلوا مــن کل رطــب و یابس‏

و در اطراف سنگ صلوات بر ائمه طاهرین.

2. سیّد  که بر لوح مزارش نوشته شده:

«قد ارتحل من دار الغرور إلى دار السرور العالم البارع التَّقى المروِّج لأحکام الدّین السیّد السَّنَد و الحِبر المعتمد السیّد  ابن السیّد رفیع طاب ثراه و جعل الجنة مأواه فی یوم الثامن و العشرین من جمادى الأولى سنة 1371 قمرى».

3. سیّد محمّد رفیع  که بر لوح مزار آن نوشته شده:

«هذا المرقد المنوَّر و المضجع المطهَّر للسیّد الجلیل و العالم العارف النِّحریر النَّبیل سیّد محمّد رفیع نور اللَّه تعالى مرقده ابن مرحوم سیّد ربیع فى شهر شوال سنة 1334 قمرى.

گـــــل بوســـــتان امیــر عــرب‏

ربیـــع بن یحــیى حســـینى نسـب‏

بـــاز ز جـــور زمـان گردش دوران‏

نالـــه اهــل جهــان رسید به کیوان‏

لـــوح مزار مرحوم میرعلى محمّد 

شمس فیض کرم رفت از کنار افسوس‏

نمـــود گلشن آفـاق بى‏هزار افسوس‏

نــور چشم جهان طوطى فقاهت رفت‏

به سـیّم رجب این ماجرا چو واقع شد

سپهـر گفت که‏اى چرخ نابکار افسوس‏

رمـد بـه دیده زده عقل گفت تاریخش‏

وى افســرد عیان رنگ نوبهار افسوس‏

تاریخ وفات مرحوم مغفور جنّت آرامگاه سلالة السادات آقا میر على محمّد ابن مرحوم میر فخرالدّین فی شهر رجب من شهور سنة 1233.

بقعة سادات کرهرود به شمارة 27808 و در تاریخ 01/09/1388 به ثبت آثار ملّى و تاریخى رسیده است.

این بقعه در کوهِ محلّه سادات کرهرود واقع شده و به «تخت سادات» مشهور است.

ساختمان بقعه که از خشت و گل ساخته شده، داراى گنبد کم خیزى است که داخل آن با گچ سفید شده و در زیر قوس گنبد، گوشه‏سازى‏هاى ظریفى دیده مى‏شود. ضریح چوبى بر روى سنگ قبر نصب شده و بقعه مورد توجّه اهالى است. قدمت بنا به زمان قاجاریّه مى‏رسد. در کتاب علامت‏هاى ظهور مدفونین در این بقعه را که همه از سادات حسینى افطسى‏اند چنین نوشته است:

«مرقد سیّد محمّد جنب والدش میرعلى محمّد و داخل ضریحى چوبین در مقبره‏اى واقع و مرقد سیّد احمد پشت پاى او در مقبره دیگرى متصل به آن قرار دارد،

1. بر لوح قبر سیّد محمّد این ابیات و ماده تاریخ دیده مى‏شود:

هو الباقی‏

همان جهان خراب است این سراچه شش در

کـه خشت آن شده خاک وجود کِهتر و مهتر

شــده است محو در آن رسم بارگاه سلیمان‏

اثــر نمـانده در آن از بناى کـــاخ سکندر

سفیــر طائر عــرشش رســید از پى تاریخ‏

کـــه (جــا نمود بعرش برین محمّد دیگر)

به تاریخ بیستم شهر ربیع الاوّل سنة 1264 من الهجرة الطاهرة النبویة على مُهاجرها آلاف من السلام و التحیة.

و بر لوح قبر سیّد احمد آمده: هو الفرد، الملک للَّه الواحد القهار.

وفدت على الکریم...

إنمـا الدنیا فناء لیس للدنیا ثبوت

إنما الدنیا کبیت نسجته العنکبوت‏

بمضمون «الدنیا سِجنُ المؤمن و جَنَّة الکافر» و مدلول ]کُلُّ شَىْ‏ءٍ هَالِکٌ إِلّا وَجْهَهُ[ عمدة المدققین و قدوة المحقّقین و جامع المعقول و المنقول حاوى الفروع و الأصول زین العابدین و الزاهدین و الزائر الأئمةَ الطاهرین و خیر الطائفین الحاج سیّد احمد ابن المرحوم المغفور المبرور آقا میرعلى محمّد عالم فانى را به مضمون کریمه ]یَا أَیَّتهَا النَّفْسُ المُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ[ وداع نموده به عالم جاوید خرامید، و کان ذا فی یوم
الغدیر سنة 1260.

کران نماند پرتو خورشید فضل اندر جهان‏

ســـایه اقبال آلش تــا ابـــد پاینده باد

ولـــم یشـــربوا مــن بـارد الماء شربة

ولـــم یأکلوا مــن کل رطــب و یابس‏

و در اطراف سنگ صلوات بر ائمه طاهرین.

2. سیّد  که بر لوح مزارش نوشته شده:

«قد ارتحل من دار الغرور إلى دار السرور العالم البارع التَّقى المروِّج لأحکام الدّین السیّد السَّنَد و الحِبر المعتمد السیّد  ابن السیّد رفیع طاب ثراه و جعل الجنة مأواه فی یوم الثامن و العشرین من جمادى الأولى سنة 1371 قمرى».

3. سیّد محمّد رفیع  که بر لوح مزار آن نوشته شده:

«هذا المرقد المنوَّر و المضجع المطهَّر للسیّد الجلیل و العالم العارف النِّحریر النَّبیل سیّد محمّد رفیع نور اللَّه تعالى مرقده ابن مرحوم سیّد ربیع فى شهر شوال سنة 1334 قمرى.

گـــــل بوســـــتان امیــر عــرب‏

ربیـــع بن یحــیى حســـینى نسـب‏

بـــاز ز جـــور زمـان گردش دوران‏

نالـــه اهــل جهــان رسید به کیوان‏

لـــوح مزار مرحوم میرعلى محمّد 

شمس فیض کرم رفت از کنار افسوس‏

نمـــود گلشن آفـاق بى‏هزار افسوس‏

نــور چشم جهان طوطى فقاهت رفت‏

به سـیّم رجب این ماجرا چو واقع شد

سپهـر گفت که‏اى چرخ نابکار افسوس‏

رمـد بـه دیده زده عقل گفت تاریخش‏

وى افســرد عیان رنگ نوبهار افسوس‏

تاریخ وفات مرحوم مغفور جنّت آرامگاه سلالة السادات آقا میر على محمّد ابن مرحوم میر فخرالدّین فی شهر رجب من شهور سنة 1233.

بقعة سادات کرهرود به شمارة 27808 و در تاریخ 01/09/1388 به ثبت آثار ملّى و تاریخى رسیده است.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۲۵
دکتر محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

امامزادگان استان مرکزی

بقعة سادات کرهرود ـ اراک

تخت سادات

کتاب هزار مزار ایران استان مرکزی


کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است، اما برای چاپ مطالب اجازه کتبی مالک سایت و صاحب اثر لازم است!(مزارات ایران و جهان اسلام: http://shrines.blog.ir/)

 

برچسب ها :

 

مشاهیر کرهرود

 

... روزی یکی از بستگان سلطان شیخ احمد -که در بخش تاریخچۀ کرهرود در همین شماره از ایشان یاد نموده ایم- عبورش به دامنه کوهی که مشرف به کرهرود بوده است می افتد، و متوجه چشمه آبی می شود که تا آن روز اثری از آن نبوده است، و در کنار آن سیدی را در حال نماز می بیند، با کمال تعجب به سید نزدیک می شود و  پس از نماز  باب گفتگو را با ایشان باز می کند و متوجه می شود این چشمه  به فضل خدا برای اینکه این عالم بزرگوار(سید محمد مکی) برای وضو  به آب دسترسی داشته باشد از اثر کف دست مبارک ایشان بر سنگ ایجاد گردیده است. سید از او سؤال می کند که آیا در این جا مسلمان هست؟ و در جواب، داستانِ شیخ احمد را می شنود و از آن شخص می خواهد تا به سلطان شیخ احمد بگوید که سید محمد مکی به این دیار آمده است.

شیخ پس از شنیدن این خبر با عده ای از بستگان خود به استقبال ایشان رفته از ایشان دعوت می نمایند که درکنار آنان بماند تا از محضر ایشان درس بگیرند. ایشان هم قبول نموده در همانجا مجلس درس و بحثی بر پا می نمایند. اکثر سلسلۀ جلیلۀ سادات این محل از نسل آن عالم ربانی می باشد. و ضمناً در حال حاضر چشمۀ مذکور به چشمۀ بابا سید محمد معروف است.

از ایشان کرامات بسیاری نقل گردیده است که مستند ترین آن را می توان در صفحه 47 مفاتیح الجنان مشاهده نمود.

وی پس از عمری خدمت در راه اسلام و مسلمین سرانجام در کرهرود دار فانی را وداع گفته و در قبرستان معروف کرهرود به نام تخت سادات به خاک سپرده شد، و مزارش مورد توجه اهالی می باشد.


 

برچسب ها :

 

کرهرود سرار افتخار (شماره نهم)


 

تاریخ کرهرود به تاریخ تشیع در ایران گره خورده است . هر جا   که تشیع قوتی گرفته نامی از کرهرود در تاریخ نگاری ها می توان یافت . ابودلف قاسم ابن عیسی سردار مأمون خلیفه عباسی که از علویان بود و مأمون ناحیه میان ری وهمدان در استان جبال را به او و خاندانش به اقطاع واگذار کرده بود برای اداره این ناحیه در مکان فعلی شهر کرهرود 

کرهرود سراسر افتخار

 ...قلعه ای را بنا نهاد و به تأسی از کرج (آستانه فعلی)  آن را کرج ابودلف نام نهاد بدین ترتیب نخستین سلسله محلی شیعیان در منطقه کرهرود بنا نهاده شد . هنوز هم قناتی که صحرای فیراسه را در کرهرود آب یاری می کند در عموم به قنات ابودلف مشهور است . پس از آن که مرداویچ زیاری جبال را از دست عباسیان خارج ساخت کرج ابودلف را به سردار خود علی پسر بویه سپرد . از همین جا بود که او پایه بزرگترین حکومت شیعه تا آن زمان را بنا نهاد ، حکومت آل بویه که بعد هابغداد را هم به زیر نفوذ خویش در آورد . از آن پس کمتر نشانی از کرهرود می توان یافت تا سلسله قدرتمند شیعه بعدی یعنی همان صفویه . با مهاجرت فقیهان امامی از جبل العامل لبنان به ایران عده ای از شیخ های همدانی به کرهرود می آیند و نخستین حوزه های دینی را در آن برپا می کنند . از این تاریخ کرهرود به یکی از مراکز مهم فقه امامی تبدیل می شود و حضور علمای کرهرود را در دوران صفویه ، زند و قاجار می توان در همه جا یافت . اوج این حضور را در دروان مشروطه و بیداری ایرانیان و بزرگانی همچون آیت الله آقا نورالدین عراقی و آیت الله آقا شیخ جواد واعظ کرهرودی می  توان دید .


 

برچسب ها :

سادات کرهرود

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سادات کرهرود سلسله‌ای از سادات بودند که از جد هفتم به بعد در شهر کرهرود واقع در استان مرکزی زندگی می‌کردند. نسب این سلسله به امام سجاد چهارمین امام شیعیان می‌رسد.[۱]

نسب‌شناسی

شجره‌نامه‌ای از این سلسله وجود دارد که حاج اسماعیل عراقی در پشت کتاب دُرَر آیت الله عبدالکریم حائری یزدی به چاپ رسانده است. بر اساس این متن شجره نامه به صورت زیر بوده است:[۲]

میرعلی محمد بن میرفخرالدین بن سیدهادی بن تاج‌الدین بن سید محمد بن سیدحیدر بن سید محمد (مکی) بن سید غیاث بن سید معصوم بن سید تاج‌الدین بن سید رضی‌الدین بن سید علی بن سید حسن بن سید محمد بن سید محمد بن محمد فخرالدین بن محمدرضی‌الدین بن سید زید بن سید داعی بن سید حسن بن سید محمد بن سید علی بن سید علی (الحریری) بن سید حسن (ابو محمد الافطس) بن سید علی (اصغر) بن امام زین‌العابدین.

هفتمین جد این دودمان، میرعلی‌محمد مکی است که مدتی قبل از بنای شهر اراک به این منطقه مهاجرت نمود. مزار وی در قبرستانی بنام تخت سید در کرهرود است و با آنکه ضریح ندارد معروف و مورد زیارت و محل نذورات است. قبرستان به اعتبار وی تخت سید نامیده شده است.[۳]

از سید غیاث تا سید علی در شجره‌نامه، از بازماندگان حمله مغول به آوه بودند که از زندگی آنها سندی در دست نیست.[۴]

ورود جد سادات به کرهرود

تاریخ ورود میر محمد مکی به کرهرود به درستی مشخص نیست. همین‌قدر مسلم است که وی در اواخر قرن دهم و در آغاز قرن یازدهم هجری قمری به سمت کرهرود آمده است، اما مقصد اصلی او شهرهای غرب ایران بود. جریان ساکن شدن میر محمد در کرهرود بدین گونه بوده است؛ گویند هنگامی که وی از آوه به سمت کرهرود رهسپار می‌شود نزدیک غروب خورشید برای ادای فرضیه نماز دنبال آب در اطراف کرهرود می‌گردد، چون آب پیدا نمی‌کند دستی بر خاک می‌زند و آب پدیدار می‌شود. یکی از اهالی که از آن سمت می‌گذشت با تعجب چشمه را می‌بیند و چون هزاران بار از منطقه گذرکرده بوده و چشمه‌ای در آنجا یافت نکرده بود با تعجب به سمت میر محمد می‌رود. میر محمد به وی می‌گوید:«برو به شیخ حسن بگو سید محمد آمده.» رهگذر به قریه کرهرود و نزد شیخ حسن کرهرودی می‌رود و واقعه را بر وی شرح می‌دهد. پس از آن شیخ به دیدار سید رفته و از وی خواهش می‌کند تا برای انجام امور شرعی مراجعان شهرها و روستاهای اطراف (عمدتاً از بروجرد، همدان و ملایر) در کرهرود باقی بماند. میر محمد که احساس کرد وظیفه سنگینی بر دوش وی نهاده شده در قریه کرهرود ساکن شد و ۳۵ سال در حوزه درسی آنجا به فعالیت پرداخت.[۵]

میرعلی‌محمد مکی بنای مدرسه علوم دینی را در قریه کرهرود گذاشت. بعد از تاسیس شهر اراک، دو تن از فرزندان وی به نامهای سیدمحمد و سیداحمد که به سیدین عراق مشهورند، در شهر اراک ساکن شدند و اداره و ریاست مذهبی و معنوی شهر را بر عهده گرفتند.[۶]

قبرستان تخت سادات

میر محمد جد اعلای سادات کرهرود، ۳۵ سال پس از ورود قریه وفات یافت. وی را در چشمه‌ای که در کنار آن نماز خوانده بود دفن کردند و از آن روز به بعد محل دفن وی به تخت سادات شهرت یافت.[۷]

افراد مشهور سلسله سادات

افراد مشهور سلسله سادات پس از ورود به کرهرود:[۸]

  • سید میرعلی محمد مکی (جد اعلا)
  • سید احمد (پسر میرعلی محمد)
  • سید محمد (پسر میرعلی محمد)
  • آقا اکبر (از نوادگان سید احمد)
  • آقا مرتضی (از نوادگان سید احمد)
  • آقا جواد (از نوادگان سید احمد)
  • میرزا محمدحسین (از نوادگان سید احمد)
  • میرزا معصوم (از نوادگان سید احمد)
  • سید جلیل (از نوادگان سید احمد)
  • سید اصغر (از نوادگان سید احمد)
  • سید علی (از نوادگان سید احمد)
  • آقا شفیع (از نوادگان سید احمد) (پدر آقانورالدین عراقی)
  • میرزا ابوالقاسم (از نوادگان سید احمد) (پدر حاج آقامحسن عراقی)
  • حاج سید قاسم (از نوادگان سید محمد)
  • حاج آقا رحیم (از نوادگان سید محمد)
  • حاج سید صادقی (از نوادگان سید محمد)
  • حاج سید عبدالرحمن (از نوادگان سید محمد)
  • حاج سید محمدباقر (از نوادگان سید محمد) (پدر آقا ضیاءالدین عراقی)

پانویس

منابع

  • نعیمی، داوود. آیات سرمد در تاریخ زندگانی اولاد میر علی محمد. چاپ اول. اراک: مولف، ۱۳۸۰. شابک ‎۹۶۴-۳۶۰-۴۰۹-۸.
  • خزائلی، علیرضا. «مشروطه خواه عراق عجم». زمانه، ش. ۵۲ (دی ۱۳۸۵).

 

برچسب ها :

کرهرود

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
کرهرود
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان مرکزی
شهرستان اراک
بخش مرکزی
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۱۸۸۶ متر

کَرَهْرود شهری است در بخش مرکزی شهرستان اراک استان مرکزی ایران.[۱]

این ده با دو ده دیگر به‌نام سنجان و فیجان متصل به یکدیگر و هر سه به نام سه ده پیوسته به شهر فعلی اراک و در طرف جنوب آن واقع است[۲] - قریه کرهرود از قرای قدیمی و گاهی هم جنبه شهری داشته‌است. فضلا و دانشمندان زیادی به این شهرک منتسب بوده‌اند (۳) و در این اواخر هم مردانی فاضل در مهد تربیت‌خود پرورانده و آنان هم بر حسب موقعیت زمان، خدمتی به این آب و خاک کرده‌اند. شاه طهماسب صفوی در زمان حکومت‎اش شمس‎الدین بدلیسی را به حکومت کرهرود گماشت.[۳]

وجه تسمیه

کرهرود اسم بوده از برای رودی که از کرج سابق می‌گذشته و اکنون هم آن رود به نام رودخانه آستانه که لغت دوم کرج است معروف می‌باشد و رودخانه کرهرود هم از ناحیه قره کهریز یعنی سرزمین کرج سابق منشا می‌گیرد [لذا] آن را کرهرود یعنی رود کرج خوانده‌اند و ده واقع در کنار آن رود را هم کرهرود نامیده‌اند.[۴]

در لغت نامه دهخدا در باره این شهر آمده قصبه‌ای است میان اصفهان و همدان و ظاهراًکرج ابودلف همین قصبه‌است. (یادداشت مولف). مغولان آن را ترکان موران گویند.[۵]

در نواحی کره رود آن دو لشکر (لشکر ملک ارسلان عزالدین قیماز والی اصفهان و حسام الدین اینانج حاکم ری) به یکدیگر رسیدند و مانند بحر اخضر در جوش و خروش آمدند.[۶] چون از قنقر اولانک بگذشت و به کره رود رسید که مغول ترکان موران گویند...[۷]

این شهر که در گذشته کرج نام داشته مرکز حکومت آل ابی دلف بوده و ساخت آن را به ابودلف نسبت می‌دهند. به نظر می‌رسد که ابودلف در واقع مترادف خود نام کرج به معنی مساکن واقع در دامنه بالایی کوه بوده‌است که به غلط سازنده اساطیری آن محسوب شده‌است.[۸]

این شهر در گذشته نوعی مرکزیت داشته‌است به گونه‌ای که جلسه‌ای که در آن مکان مرکز ایالت تازه تاسیس عراق عجم (قلعه سلطان آباد) تعیین شد در این شهر بر‌گزار شده‌است.[۹]

نمایی از اِسِل کرهرود

الحاق شهر به اراک

در تاریخ ۵ تیر ۱۳۹۱ شورای عالی شهرسازی و معماری ایران به دلیل اتصال کامل نقاط شهری مذکور به شهر اراک، کارکردهای مستقیم جمعیت ساکن در شهرهای کرهرود و سنجان با شهر اراک و مراکز خدماتی آن، استقرار مراکز شهری مهم اراک از جمله پردیس دانشگاهی و دانشگاه اراک، دانشگاه علوم پزشکی اراک، بیمارستان امیرالمؤمنین (ع) و دانشگاه پیام نور در امتداد بلوار ورودی شهر اراک و مقابل شهر سنجان، عدم بضاعت مالی شهرداریهای کرهرود و سنجان برای ارائه خدمات مناسب به شهروندان و جلوگیری از مدیریت چندگانه بر اراضی و املاک متصل به شهر، توسعه ناموزون پیرامون شهر و یکپارچگی مدیریت شهری با الحاق این دو شهر به شهر اراک موافقت کرد.[۱۰]

در تاریخ ۱۰ فروردین ماه ۱۳۹۲، هیأت دولت با پیشنهاد وزارت کشور و تأیید رئیس جمهور از الحاق شهرهای کرهرود و سنجان به شهر اراک و تصویب آن به عنوان کلانشهر اراک خبر داد.[۱۱][۱۲]بر این اساس شهرهای کرهرود و سنجان به عنوان مناطق چهار و پنج شهر اراک شناخته شده و از خدمات شهرداری بهرمند می‌گردند.[۱۳]


 

برچسب ها :

 

       

کرهرود اراک

شناخت بیشتر کرهرود که به زمان خلفای عباسی می رسدنام اولی? کرهرود در زبان عربی کرج بوده و سبب آن به ادبیات عرب برمی گردد که در کلمات اعلام (هاء) را به (جیم) تبدیل میکنند، و این نام در زبان فارسی تبدیل به (هاء)یعنی کره می شود. کرهرود را ابودلف که فرزند یکی از فرماندهان ارتش امین خلیفه عباسی بوده است در زمان مأمون بنا نهاده و درحوالی سال 210 هجری در کرهرود حکومت مستقلی داشته است. به نقل از گذشتگان پس از ابودلف سلطان شیخ احمد به این دیار آمده و مسکن می گزیند. سلطان شیخ احمد مردی از تبار حارث همد
نویسنده: سید مرتضی ناصری کرهرودی - چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393

شجره نامه سادات جلیل القدرکرهرود.سادات کرهرود رقم بزرگی را از سادات را نشان می دهدمحله سادات کرهرود یکی از محله های بنام کرهرود  که شمار کثیری از سادات را در خود جای داده است که نسب شان به سید محمد مکی معروف به بابا سید محمد سی ام نسل امام سجاد علیه السلام  که قبر مطهرشان با یک باز سازی متبرک به یک گنبد طلایی در تخت سادات کرهرود در تخت سادات کرهرود  مزین شده است که در قرن دهم هجری زندگی می کرده است .سید محمد مکی نیز از سادات حسینی آوه {نزدیک ساوه}است که سلسله النسب آنان در کتب معتبره ی انساب همچون سراج الانساب  مذکور گردیده است .                                          اینک به شرح نسب سیدمحمد مکی :          سیدمحمد مکی معروف به باباسید محمد بن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بنزید بن علی بن حشین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیه السلام بن امام حسین شهید علیه السلام بن امام علی علیه السلام بن ابیطالب ابن عبدالمطلب ابن هاشم                   حسن افطس کوچکترین فرزند امام سجاد علیه السلام است از این رو به اصغر ملقب گردیده است در حدود سی سالگی وفات کرد وقبرش در ینبع است. حسن الافطس بن علی اصغر در زمان منصور دوانیقی نهضتی را تدارک بر علیه منصور ایجاد وبه زندان منصور منتقل مشود  وتا زمان امام جعفرصادق علیه السلام  زندانی که امام وساطت کرده که منصور هم حسن افطس را به امام همام می بخشد . علی الحوری بن حسن افطس معروف به الحریری یا حوری که در زمان هارون الرشید به دست آن زمامدارپلید مظلومانه شهید می شود .........                                                  بابا سید محمد مکی با یک هجرت از آوه ساوه  به خطه کرهرود که خود داستانی دارد قدمت 2500 ساله را دارد  که شواهد آن با سند  بر می گردد. اقامت می گزیند و در حوزه علیمه ای که داریر بوده به تدریس واز این آقا پنج پسر از او باقی می ماند .به نام های:                                                                                                                      1-میر کمال بن سید محمد مکی که  جد سادات میر معینی ها است .                               2-میرصفدر بن سیدمحمد مکی  که جد سادات اخلاقی ومیرعلیاری ها میر علی اکبریها  است.                                                                                                         3-میرهاسم جد میر آقاجانی ها  و میر یونسی ها                                              4-مبر بها  بن سید محمدمکی جد میر ناصری ها                                                   5-سید حیدر بن سید محمد مکی   اولاد بزرگ بابا سید محمد که از او میر علی محمد که در ضلع          غربی ربقعه   تخت سادات مدفون  وسنگ قبرش بر فراز قبر بر روی دیوار نصب گردیده است به دنیا می آِید واز میر علی محمد چهار فرزند به نام های 1-سیدمحمد 2-سیداحمد 3-سید یحیی 4-سید هادی  به دنیا می آیند. واز سید احمد فرزندی به نام آیت اله نورالدین عراقی  محسنی ها  از علمای اراک معروف می باشند . شرح     زندگی سادات کرهرود  در کتاب بنی فاطمه در استان مرکزی  تالیف دانشمند   معطم و محقق وپژوهشگر  حجت السلام والمسلمین کمال الدین فراهانی   واعظ معروف شهرمان  سادات استان مرکزی را جمع آوری وبه چاپ رسیده که می توانید با مراجعه به کتاب از جزئیات کامل بر خور دار شوید .      

شجره نامهمیرناصری های محل سادات کرهرود 

میرناصری ها آقابابا دارای نخل محل سادات

میرناصری ها سیدحسن آقا بانی نذری حسینه محل سادات

میرناصری ها      عموهدایت دارای علم غیبی محل سادات

میرناصری ها آقامحمد متولی حسینه جا پا مرتضی علی تخت سادات

 

1-سیدمحمد   2-سیدتوحید   3-..... سادات

سیدمرتضی

1-آقاحسن 2-آقاحسین 3-آقامحمد 4-آقارمضان 5-آقامرتضی                  1-  سیدمحمد آقا  (همسر سیده صدیقه اجاقی)2-آغا فاطمه (همسر محمدمیرزا برخورداری)     1-  سیدآقاابوالفضل

1-سیدهدایت                                               2- سیدابراهیم(همسرقمر میر اشرفی)             3-  سیدعلی

 

سیدرمضان (صاحب علم غیبی محل سادات)

سیدمحمد

.............................

............................

..............................

..................................

....................................

میربها

باباسیدمحمد

ابن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بن زید بن علی بن حسین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر

ابن امام زین العابدین علیه السلام

ابن امام حسین علیه السلام

ابن امام علی بن ابیطالب علیه السلام ابن عبدالمطلب ابن هاشم


 

برچسب ها :

کشف خارق‌العاده زیستی

 
 

دهه گذشته برای دانشمندان و کاوشگران دهه ای پربار بوده است زیرا در این ۱۰ سال در حدود ۲۵۰ هزار گونه جدید زیستی شامل گونه های گیاهی و حیوانی در سرتاسر جهان کشف شده اند.

شبکه بی بی سی در برنامه بزرگداشت ویژه ای با عنوان “یک دهه اکتشاف” به معرفی ۱۰ کشف خارق العاده ای که طی ۱۰ سال گذشته در زمینه محیط زیست انجام گرفته، پرداخته است.

میمون لمور

 میمون لمور

شاخه ای جدید از میمون های لمور که طی ساخت برنامه “یک دهه اکتشاف” در شبکه بی بی سی، کشف شده و در حال حاضر آزمایش های ژنتیکی به منظور بررسی جدید بودن این گونه زیستی در حال انجام است.

تنبل کوتوله سه انگشتی

 تنبل کوتوله سه انگشتی

این تنبل به همراه فرزندش در سواحل پاناما کشف شدند. در حال حاضر تنها ۲۰۰ نمونه از این جاندار در سرتاسر جهان باقی مانده است .

کوسه کوچک اِپُل دار

 کوسه کوچک اِپُل دار

می تواند با استفاده از باله هایش بر روی بستر دریا قدم بزند و در صورت احساس نزدیک شدن خطر به سرعت شنا کرده و از منطقه دور شود .این گونه زیستی شگفت انگیز در منطقه “بیردزهد” در اندونزی کشف شده است، منطقه ای که به گفته دانشمندان دارنده یکی از متنوع ترین ذخائر گونه های زیستی است.

“سنژی” صورت خاکستری

 سنژی صورت خاکستری

این گونه که ریشه در خانواده فیل ها دارد در تانزانیا کشف شده و به شدت در معرض انقراض قرار دارد و در حال حاضر تنها در دو منطقه قابل مشاهده هستند که این دو منطقه نیز تحت تاثیر فعالیت های انسانی، شهری شدن و آتش سوزی های متعدد رو به نابودی گذاشته اند.

ماهی چشم بشکه ای

 ماهی چشم بشکه ای

ماهی که در حال حاضر به عنوان یک گونه زیستی به رسمیت شناخته شده است و برای اولین بار موسسه تحقیقاتی آکواریوم “مانتری بی” در اعماق دریا از آن تصویر برداری کرده است، کره های سبز رنگ چشم های این ماهی هستند که رو به بالا قرار گرفته اند تا بتواند با کمک سر شفافش، شکارهای خود را در تاریکی آب ها ببیند.

عروس دریایی بزرگ سرخ رنگ

 عروس دریایی بزرگ سرخ رنگ

طول این جاندار دریایی در حدود یک متر است و دانشمندان هنوز درنیافته اند این عروس دریایی از چه منبعی تغذیه می کند.

گل کوزه ای

 گل کوزه ای

این گونه جدید از گل های کوزه ای در دورافتاده ترین نقاط کوهستانی در فیلیپین کشف شده و به اندازه ای بزرگ است که مشت انسان به راحتی درون آن جا می گیرد.

 مارمولک لانگ کاوی

 مارمولک لانگ کاوی

گونه ای جدید از مارمولک ها که در جزیره لانگ کاوی کشف شده اند و به منظور محافظت از خود در برابر افعی ها، با زندگی در غارها انطباق یافته اند.

بلندقدترین حشره جهان

 بلندقدترین حشره جهان

حشره “مگااستیک” یا حشره چوبی که در جزیره بورنئو کشف شده با داشتن طولی برابر ۵۶ سانتیمتر بلندترین حشره ای است که تا به حال در جهان مشاهده شده است.


 

برچسب ها :

 

 

زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود برنمی داری و همه را به سربازانت میبخشی؟
کورش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟! کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.
کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا
نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.
مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند،
از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.
کورش رو به کزروس کرد و گفت: ثروت من اینجاست. اگر آنهارا پیش خود نگه داشته بودم، همیشه
باید نگران آنها بودم. زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهرهاند مثل این میماند که تو
نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد! 

 

یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که:
”شجاعت یعنی چه؟”
محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود :
” شجاعت یعنی این ”
و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !
اما برگه ی آن جوان دست به دست بین دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون …استثنا به ورقه سفید او نمره ۲۰ دادند
فکر میکنید اون دانش آموز چه کسی می تونست باشه؟
.
!!!دکتر علی شریعتی!!!

 



 

گـلـه مـیـکـرد زِ مـجـنـون لـیـلـی، کـه شـده رابـطـه‌ مـان ایـمـیـلـی
حــیــف ازان رابـطـة انـسـانـی، کـه چـنین شـد کـه خـودت میدانی

عـشــق وقـتـی بـشـود دات‌کـامی، حـاصلـش نـیـسـت بـجـز نـاکـامـی
نـازنـیـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟، برده یا “دات‌کام” و”دات اُرگ” تورا؟

بــهــرت ایـمـیـل زدم پـیشـترک ،جـای “سابجکت” نـوشـتم بـه درک
بـه درک گـر دل مـن غمگین است، بـه درک گـر غم مـن سنگین است

بـه درک رابـطـه گر خورده تَـرَک ،قـطـع آنـهم بـه جـهـنـم، بـه درک!
آنـقـدر دلـخـور ازیـن ایـمـیـلـم ،کـه بـه ایـن رابـطـه هـم بـی ‌مـیـلم

مـرگ لـیـلی، نِت و مِت را ول کن، هـمـه را جای “اوکِی” ، “کنسِل” کن
OFF کـن کـامـپـیـوتـر را جـانـم، یـار مـن بـاش و بـبـیـن مـن ON ام

اگـرت حـرفـی و پـیـغـامـی هسـت ،روی کـاغـذ بـنـویـس بــا دسـت
نــامـه یـک حـالـت دیـگـر دارد ،خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـکـرر دارد

خسته ازFont و زِFormat شده‌ام، دلـخـور از گـردالـیِ @ شــده‌ام
کرد “ریـپـلای” بـه لـیـلـی مـجـنـون، که دلم هست ازین “سابجکت”خون

بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم کـرد ،هرچه گفتی کـه بکن خـواهم کـرد
زودتـر پـیـش تـو خـواهـم آمـد ،هی مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد

راسـت گـفتـی تـو عـزیـزم لـیـلـی، دیــگر از مــن نــرسـد ایـمـیـلی
نـامـه ‌ای پـسـت نـمـودم بـهـرت بـه ،امـیـدی کـه سـرآیـد قـهـرت

 



 

 

شاید روزی به هم برسیم
که دیگر هیچکدام را توان از نو شروع کردن نباشد
شاید روزی به هم برسیم که هردو خسته باشیم
از جستجو، از، انتظار، از نا امیدی ، از سرنوشت
و دست روزگار چنان گرفتارمان کرده باشد
که تنها به لبخندی و سلامی مختصر اکتفا کنیم

شاید آنروز تنها به چشم یک آشنای دیرین به هم بنگریم
نه آن معشوقی که دل همواره پی دیدنش می تپید
شاید روزی که به هم میرسیم
خواسته یا ناخواسته چنان حصاری بینمان شکل گرفته باشد
که حتی خاطرات خوش گذشته نیز قادر به برداشتن آن نباشد
از چنین روزی سخت در هراسم…


 

چقدر دوست دارم که یکیو داشته باشم،
ماله خود خودم،
یکی که نگرانم باشه،
یکی که براش مهم باشم…
یکی که مثل تو پشتمو خالی نکنه…
دلم یکی میخواد که وقتی بهش خوبی میکنم فکر نکنه محتاجشم،
کسی که جواب محبتامو با محبت بده…
دلم کسی رو میخواد که بتونم بهش ببالم…
دلم کسی رو میخواد که جلو دیگران با افتخار بگم این ماله منه،
این دنیای منه…
دلم این روزا یه مرهم،یه دوست داشتن واقعی میخواد…
یکی که رفیق باشه،
یکی که دستاشو بگیرمو با هم یه عالمه قدم بزنیم…
دلم یه دوست داشتن میخواد…
دوست داشتنی که این روزا به این سادگی ها گیر نمیاد…


 

مصاحبه کننده :در هواپیمائی ۵۰۰ عدد آجر داریم، ۱ عدد آنها را از هواپیما به بیرون پرتاب میکنیم. الان چند عدد آجر داریم ؟
متقاضی : ۴۹۹ عدد !
مصاحبه کننده :سه مرحله قرار دادن یک فیل داخل یخچال را شرح دهید.
متقاضی :مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم – مرحله دوم: فیلو میذاریم تو یخچال – مرحله سوم: در یخچالو میبندیم !!
مصاحبه کننده :حالا چهار مرحله قرار دادن یک گوزن در یخچال را توضیح دهید !متقاضی :مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم – مرحله دوم: فیلو از تو یخچال در میاریممرحله سوم: گوزنو میذاریم تو یخچال – مرحله چهارم: در یخچالو میبندیم !!مصاحبه کننده :شیر واسه تولدش مهمونی گرفته، همه حیوونا هستن جز یکی. اون کیه ؟
متقاضی :گوزنه که تو یخچاله !!
مصاحبه کننده :چگونه یک پیرزن از یک برکه پر از سوسمار رد میشود ؟
متقاضی :خیلی راحت، چون سوسمارا همشون رفتن تولد شیر !!
مصاحبه کننده :سوال آخر. اون پیرزن کشته شد، چرا ؟
متقاضی : امممممممم، نمیدونم، غرق شد ؟
مصاحبه کننده :نه، اون یه دونه آجری که از هواپیما انداختی پائین خورد تو سرش مرد !!! شما مردود شدین، نفر بعدی لطفا :Big GrinBig GrinBig Grin|

 


ادامه مطلب
تاریخ : ۲۰/مرداد/۱۳۹۲
 
 
قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد . پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست یا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید !
مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد ۲۰ هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ۱۰ صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ۱۰ صبح برنامه ای برایش نگذارد .
بقیه داستان در ادامه مطلب…    (بیشتر…)

 



 
نام : کمال    
کلاس :دوم دبستان    
موزو انشا : عزدواج!   

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند. 
 در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید
من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.  

 

یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده…لذا به عادت دیرینه ی ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب!اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه…، پلیس میاد و اول با راننده ی فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه:
ما باید این آقا رو بازداشت کنیم، ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما تو اتوبان داشتی دنده عقب میرفتی !

 



 

پدر و پسری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد. به زمین افتاد و داد کشید: آآی ی ی ی!
صدایی از دور دست آمد: آآی ی ی ی!
پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟
پاسخ شنید: کی هستی؟
پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!
باز پاسخ شنید: ترسو!
پسرک با تعجب ازپدرش پرسید: چه خبر است؟
پدر لبخندی زد و گفت: پسرم خوب توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!

صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!
پسرک باز بیشتر تعجب کرد.پدرش توضیح داد: مردم میگویند که این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است.
هر چیزی که بگویی یا انجام دهی،زندگی عینا” به تو جواب میدهد؛ اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلب بوجود می آید و
اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتما بدست خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی، زندگی همان را به تو خواهد داد!



برچسب ها :

کرهرود

شناخت بیشتر کرهرود که به زمان خلفای عباسی می رسد
نویسنده: سید مرتضی ناصری کرهرودی - ۱۳٩٠/۸/۱٠

راک قدیم

میدان ارک- انتهای بازار اراک

میدان شریعتی اراک

میدان سه راه ارامنه(7 تیر جدید)اراک

دروازه تهران(میدان سرداران اراک)

میدان ولی عصر اراک

باغ ملی اراک(میدان شهدای فعلی)


 

برچسب ها :

کرهرود

شناخت بیشتر کرهرود که به زمان خلفای عباسی می رسد
نویسنده: سید مرتضی ناصری کرهرودی - ۱۳٩٠/۸/٩

 عکسها از: مجید دوست محمدی

 

عکسهایی از: مجید دوست محمدی


 

برچسب ها :

علمای کرهرود اراک

 

مرحوم دهگان در تاریخ اراک می‏نویسد:
کرهرود

این ده با دو ده دیگر به‏نام سنجان و فیجان متصل به یکدیگر و هر سه به نام سه ده پیوسته به شهر فعلی اراک و در طرف جنوب آن واقع است - قریه کرهرود از قرای قدیمی و گاهی هم جنبه شهری داشته است . فضلا و دانشمندان زیادی به این شهرک منتسب بوده‏اند (3) و در این اواخر هم مردانی فاضل در مهد تربیت‏خود پرورانده و آنان هم بر حسب موقعیت زمان، خدمتی به این آب و خاک کرده‏اند . وجه تسمیه کرهرود را می‏توان به صورت زیر حدس زد:

کرهرود اسم بوده از برای رودی که از کرج سابق می‏گذشته و اکنون هم آن رود به نام رودخانه آستانه که لغت دوم کرج است معروف می‏باشد . . . و رودخانه کرهرود هم از ناحیه قره کهریز یعنی سرزمین کرج سابق منشا می‏گیرد [لذا] آن را کرهرود یعنی رود کرج خوانده‏اند و ده واقع در کنار آن رود را هم کرهرود نامیده‏اند . (4)

تا پانزده سالگی در کرهرود مقدمات را می‏خواند و در سال 1255 ق به حوزه علمیه بروجرد رفت و معالم الاصول را نزد برخی از بزرگان آن حوزه خواند و سپس به درس حاج سید شفیع موسوی بروجردی (5) - صاحب کتاب الروضة البهیة در رجال و تراجم و القواعد الشریفیة در اصول فقه که هر دو چاپ شده است - حاضر شد و مدت پنج‏سال یک دوره اصول را از ایشان استفاده کرد .

در سال 1261 ق پدرش در کرهرود از دنیا رفت . از این رو به کرهرود مراجعت و پس از چند ماه به خواست مادرش ازدواج نمود و پس از چندی توفیق یافت که باز به حوزه بروجرد برگردد و بخشی از اصول فقه را نیز نزد همان استاد بخواند و نیز فقه را از درس مرحوم ملا اسدالله بروجردی (6) - که از او به «شیخی و استادی العالم الاواه‏» تعبیر می‏کند - استفاده کند و در سال 1265 ق که بیست وپنج‏ساله بود هر دو استاد برایش اجازه اجتهاد نوشتند .

در این سال به کرهرود و از آن جا به اراک - شهری که یوسف‏خان سپهدار به دستور فتحعلی شاه تازه بنا کرده بود و نام آن روزش «سلطان آباد» و «شهرنو» بود - منتقل و تا سال 1271 ق در آن جا متوطن شد .

در این شش سال یک بار به تهران و بار دیگر به آذربایجان و بار سوم به خراسان سفر کرد و هدفش از این مسافرت‏ها این بود که بلکه جایی را پیدا کند که اقامت وی در آن جاها موجب تکامل او و مورد رضایت‏خدای منان باشد، اما خواسته خود را نه در اراک و نه در آن جای که مسافرت می‏کرد نیافت و بالاخره تصمیم گرفت‏به عتبات عالیات و حوزه نجف اشرف هجرت کند .

در سال 1271 ق یا (1272 ق) موفق شد که با خانواده به نجف اشرف مشرف و از ابتدای ورود تا سال 1281 ق یعنی مدت حدود ده سال، از درس استاد اعظم و شیخ الفقهاء - که از او به شیخنا الاکرم و استادنا الاعظم و ملاذنا الافخم نخبة ائمة الاصول و قدوة ارباب المعقول و المنقول مصطفی المرتضی و مرتضی المصطفی، الشیخ مرتضی التستری الحائری النجفی الانصاری مولدا و تحصیلا و موطنا و نسبا یاد کرده - بهره‏مند شد .

بعد از وفات شیخ انصاری رحمه الله در سال 1281 ق به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام به ایران آمد و پس از زیارت، به نجف مراجعت و تا سال 1293 ق (یا همین حدود) در نجف به تالیف کتاب‏هایی در فقه و اصول اشتغال داشت‏سپس به ایران آمد و مدتی در همدان اقامت کرد پس از آن به تهران آمد، اما به این قصد که پس از بر طرف شدن برخی از گرفتاری‏ها و مشکلات زندگیش، باز به نجف برگردد که توفیق نیافت و تا پایان عمر در تهران بود .

منزل وی در تهران محله پامنار - نزدیک بازار - بود و در مسجد آقابهرام - که در همان پامنار بود - اقامه جماعت می‏کرد .

سال وفات او را در پیش گفتار «دارالسلام‏» چاپ دوم، 1306 ق و در ذریعه 1308 ق و حدود 1310 ق نوشته‏اند . (7) جنازه وی از تهران به نجف منتقل و در خانه (8) او که جنب خانه آیة‏الله آخوند خراسانی رحمه الله بود دفن گردید .

بزرگان در باره او چنین گفته‏اند:

علامه تهرانی در اعلام الشیعه می‏نویسد:

شیخ و علامه اجل، فقیه اصولی، محقق مدقق ورع، تقی، آخوند ملامحمودبن جعفرین باقربن قاسم میثمی عراقی نجفی همدانی نزیل تهران، متوفای جمعه آخر جمادی الاولی 1308 ق، از اجلای شاگردان علامه انصاری است و مقدار زیادی از تقریرات فقه و اصول او را نوشته است . . . چند سال پس از وفات شیخ انصاری به ایران مراجعت و در همدان ساکن شد .

در آن زمان شیخیه بر همدان تسلط داشتند و از این رو نتوانست آن جا بماند و در سال حدود 1293 ق به تهران رفت و علما و طلاب آن جا اطراف او جمع شده به درس و بحث و اقامه جماعت و وعظ و قضاوت و سایر وظایف شرعی و نیز پاک نویس کردن مطالبی که قبلا نوشته بود مشغول شد و با این که در اواخر، چشمش ضعیف شده بود، اما تا پایان عمر به تدریس و وظایف دیگر خود ادامه داد و پس از وفات، فرزندش شیخ محمدتقی طبق وصیت او جنازه‏اش را به نجف آورد و در خانه محقری که در همسایگی خانه آخوند خراسانی داشت دفن کرد و عنوان مقبره بر یک کاشی نوشته به دیوار خانه نصب شده است . (9)

صاحب کتاب المآثر و الآثار می‏نویسد:

از مجتهدین مسلم دارالخلافه (تهران) است . در مسجد مرحوم آغابهرام به امامت جماعت و ترویج احکام می‏پردازد . تقریرات درس شیخ الطائفه استاد الکل مرتضی الانصاری را فقها و اصولا بر وجه اشباع ضبط کرده و تدوین فرموده است . علمای عظام و فقهای فخام از این رهگذر به تالیفاتش محتاجند و در این سنوات کتابی به نام دارالسلام در احوال حضرت حجة‏الله القائم علیه السلام به فارسی تالیف کرد و مطبوع افتاد . (10)

صاحب کتاب علمای معاصرین بعد از نقل عبارت کتاب المآثر و الآثار که نقل شد، می‏نویسد:

چون صاحب مآثر و آثار در ترجمه این عالم خبیر و فاضل نحریر به اجمال کوشیده و از آثار جلیله و مآثر نفیسه او اسمی نبرده، لذا مناسب دیدم که به جهت مزید معرفت‏به مقام و رفعت آن مرحوم مغفور و ترغیب و تشویق مطالعه کنندگان از اهل علم و فقه و حدیث، و تاسی و اقتدای ایشان بدین گونه علمای اعلام جمله‏ای از حالات و چندی از مؤلفات و مصنفات آن حبر معظم مذکور آید . . . . (11)

در ریحانة الادب آمده:

از اکابر علمای امامیه اوایل سده چهاردهم هجری می‏باشد . (12)

در کتاب زندگانی شیخ انصاری، ایشان را در فصل شاگردان شیخ یاد و می‏نویسد:

یکی از رجال نامی شیعه در اوایل سده چهاردهم و از بزرگان اهل علم و دانش و از اجله فقها و اصولیون، متقی، زاهد، خبیر، رجالی، مورخ و جامع معقول و منقول بود و از کسانی است که خدمت‏حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - رسیده و آن حضرت را زیارت نموده و به این سعادت عظمی نایل گشته است . (13)

سید محسن امین می‏نویسد:

در سال 1293 ق از نجف به ایران آمد و در همدان و سپس در تهران اقامت گزید و بقی فی طهران عالما رئیسا الی ان مات . (14)
خاندان او ملا محمد سمیع میثمی

برادرش ملامحمد سمیع بن محمد جعفر میثمی عراقی است .

علامه تهرانی در باره او می‏نویسد:

ادیب فاضل و خطیب مصنف بارع، از اهل فضل و ادب بود و تخلص او در شعر «واعظ‏» بود و در منبر و خطابه ید طولایی داشت .

از تالیفات اوست:

1 . مشاغل النفوس در احوال چهارده معصوم، به فارسی نثر و نظم نظیر جلاءالعیون علامه مجلسی، ولی از آن بزرگ‏تر است، که به نام ناصرالدین شاه و مستوفی الممالک نگاشته شده است و نسخه آن به خط مؤلف نزد فرزندش میرزا محمد شفیع بوده است و نیز نسخه‏ای از آن در کتابخانه آیة‏الله مرعشی موجود است . (15)

2 . لسان الواعظین، در مواعظ و اخلاق فارسی شامل هشت‏باب، تاریخ تالیف 1290 ق .

نسخه اصل آن نزد نواده برادرش شیخ جمال الدین و نسخه دیگر نزد فرزند میرزا محمد شفیع بوده است . (16)

وی کمی قبل از برادرش صاحب دارالسلام از دنیا رفت .
شیخ محمد شفیع میثمی

فرزند برادرش شیخ محمد شفیع‏بن محمد سمیع میثمی عراقی نیز دانشمندی ادیب و فاضلی جلیل بود . در 1279 ق متولد و در 1353 ق یا 1354 ق در اراک از دنیا رفت . او در ایران درس خوانده، از اساتیدی بهره برده بود و در نهایت از شاگردان خاص حاج آقا محسن عراقی متوفای 1325ق بود .

وی تالیفاتی به این شرح دارد:

1 . الانتباهیه، فارسی در رد فرقه بهاییه به منزله مقدمه کتاب دیگرش رجوم الشیاطین است . تاریخ تالیف 1338 ق .

2 . تنزیه القلوب، کتاب بزرگی است در اخلاق به نثر و نظم، تاریخ تالیف 1350 ق .

3 . حقایق اسلامیه، در اصول عقاید، فارسی .

4 . رجوم الشیاطین، در رد برخی از گمراهان، (منظومه فارسی است .)

5 . زبدة العرفان، در مذاهب و ادیان، تاریخ تالیف 1348 ق .

6 . هدایة المتعلمین، در رد بهایی‏ها، تاریخ تالیف 1349 ق .

7 . هدایة المتعلمین برای تدریس در مدارس ابتدایی نوشته و در 1333 ق چاپ شده .

8 . دیوان شعر و تخلص او «شوقی‏» می‏باشد .

علامه تهرانی می‏گوید:

در سال 1350 ق که برای زیارت حضرت رضا علیه السلام به ایران رفتم در عبور از شهر اراک، این کتاب‏ها را نزد او دیدم و در مذاکره با او در برخی مسایل مطالبی گفت که شاهد فضل وی بود، سپس علامه تهرانی می‏افزاید که فرزند او حاج محمد جعفر، داماد برخی از دختر عمه‏های من است . (17)
فرزند و نواده او شیخ محمدتقی میثمی

علامه تهرانی می‏نویسد:

شیخ محمدتقی‏بن مولی محمود میثمی عراقی نجفی تهرانی از اجلای علمای تهران است . وی از شاگردان پدرش بود و پس از پدر در مسجد وی (مسجد آقا بهرام محله پامنار تهران) اقامه جماعت می‏کرد و در وعظ و خطابه بسیار زبردست‏بود و در خانه خود تدریس داشت و برخی از طلاب از وی استفاده می‏کردند .

در حدود سال 1310 ق نجاة العباد صاحب جواهر و شرح باب حادی عشر فاضل مقداد را درس می‏گفت که من در آن درس شرکت می‏کردم .

و کانت له مع مراتبه العلمیة اختراعات و صناعات بدیعة عجیبة .

شعر هم می‏سرود . از جمله قصیده نونیه دعبل که یک بیت آن این است:

لااضحک الله سن الدهر ان له

قواعد عدلت عن کل میزان

را تخمیس کرده و توسط فرزندش در حاشیه شرح قصیده دعبل، تالیف میرزا کمال‏الدین فسایی شیرازی در سال 1308 ق تا 1314 ق چاپ شده است و نیز او رثای منظوم حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در باره پیامبر صلی الله علیه و آله را تتمیم کرده و چاپ شده است . (18)

وی در دهه سوم بعد از 1300 ق از دنیا رفت .

و نیز می‏نویسد:

شیخ جمال الدین میثمی دوست فاضل بارع ما، شیخ جمال‏الدین بن شیخ محمدتقی متولد در 1290 ق بعد از پدر در مسجد وی در محله پامنار که به مسجد آغابهرام معروف است، اقامه جماعت می‏کرد و مانند پدر و جدش در همان مسجد منبر می‏رفت و مؤمنان را موعظه می‏کرد و حدود سال 1365 ق (یا حدود 1360 ق) از دنیا رفت . (19)

وی کتابی شامل صد و سی و شش مجلس (منبر) برای فرزندش (ملک‏الواعظین) نگاشته است . این کتاب مقتل و نامش «دره‏» و تاریخ پایان تالیف آن 1349 ق می‏باشد .

و کتاب دیگر به نام آداب الاسلام و الایمان فارسی شامل 74 باب از احادیث اهل بیت علیهم السلام، دارد .

و اثر سومی به نام انوار میثمی که کشکولی است فارسی دارد و فیه کثیر من الکشفیات البدیعة و الصنایع العجیبة . (20)
شیخ فضل‏الله میثمی

علامه تهرانی می‏نویسد:

«فرزند شیخ جمال‏الدین، خطیب معروف، ملقب به ملک الواعظین، متولد 1321 ق است .» (21)

نگارنده گوید:

مرحوم ملک الواعظین از منبری‏های معروف تهران بود و این جانب در نوجوانی حدود سال 1375 ق او را دیده و احیانا پای منبر او هم بوده‏ام . وی در مقدمه کتاب دارالسلام چاپ کتاب فروشی اسلامیه می‏نویسد:

«این جانب فضل‏الله ملک الواعظین بن جمال‏الدین بن محمدتقی‏بن محمود العراقی المیثمی . . . مجملی از تاریخ آن مرحوم را می‏نویسم . . . . (22)

آن مرحوم تالیفاتی دارد:

1 . بحرالحقائق در تفسیر سوره توحید . این اثر، کتابی بزرگ و فارسی است که علامه تهرانی نسخه اصل آن را که مورخ 1351 ق بوده نزد مؤلف دیده است . (23)

2 . ملتقطات بحرالمصائب، علامه تهرانی آن را نزد مؤلف دیده است . (24)

شاید این کتاب گزیده‏ای از بحرالمصائب مقتل فارسی باشد که در چهار جلد چاپ شده است .

3 . منتخبات میثمی در سه جلد شامل متفرقات و اشعار و لطایف . (25) (شاید جنگ منبر ایشان بوده است)

4 . جنگ نور الابصار، مواعظ فارسی شامل مجالس و هر مجلس در احوال یکی از معصومین علیهم السلام است . نسخه آن را علامه تهرانی نزد مؤلف دیده است . (26)

5 . در کتاب معارف الرجال گفته شده تالیفی به نام اخلاق فارسی دارد . (27)

بسیار مناسب است که با تفحص و پی‏گیری، بازماندگان ایشان شناسایی شوند تا شاید کتاب‏های خود او و پدر و جد و جد اعلا و خاندانش که حتما نزد ایشان بوده است، شناسایی و مورد استفاده قرار گیرد .
تالیفات ملامحمود میثمی

1 . مشکاة النیرین، به زبان عربی شامل چهل حدیث در مناقب و چهل حدیث در مصائب .(به اندازه دارالسلام است و دارالسلام 560 صفحه وزیری است)

در پایان دارالسلام گوید:

«حقیر بعد از آن که اراده کردم که در مقام تصنیف و تالیف برآیم و افادات و تحقیقاتی که از مشایخ خود التقاط کرده و استفاده نموده به اضافه افکار بدیعه که به خاطر رسیده از برای تذکر خود و انتفاع برادران به قید تحریر در آورم، چنان که بزرگان گفته‏اند که «العلم صید و الکتابة قید» چنان دیدم که باید اول امر تحفه‏ای لایق، هدیه موالی خود که بزرگان دینند نمایم تا آن که به توجه و نظر و شفاعت ایشان موفق به این امر شوم، لهذا کتاب مشکاة النیرین را که در مناقب و مصائب معصومین علیهم السلام است تالیف کردم .

تاریخ تالیف آن 1279 ق می‏باشد و نسخه اصل آن را علامه تهرانی در تهران نزد نواده مؤلف، شیخ جمال‏الدین بن محمد تقی‏بن محمود دیده است . (28)

نواده مؤلف، مرحوم ملک الواعظین از نسخه خطی همین کتاب شرح حال مؤلف را که به قلم خود در سال 1279 ق نوشته، نقل می‏کند و در ادامه می‏نویسد:

پس از آن، ایشان در مقابل نعم الهیه حمد الهی می‏کند که خداوند دوستی و ولایت علی و اولاد محبین او را در دل او قرار داده و حدیث «حب علی حسنة لاتضرمعها سیئة‏» و قول رسول خدا صلی الله علیه و آله: «المرء یحشر مع من احب‏» [را نقل] و همین را یگانه فخر خود خوانده است .

پس از آن در مقابل توفیق تحصیل علم و اشتغال به آن و موافقت (مرافقت) با اهل آن [حمد الهی را کرده] که مرا به آیه «شهدالله انه لااله الاهو و الملائکة و او لو العلم‏» مضاهی ملائکه قرار داده و مرا به درجات قرب بالا برده، چنان چه وعده داده «یرفع الله الذین آمنوا و الذین اوتوا العلم درجات‏» و برای من حظی از خشیت‏خود قرار داده «انما یخشی الله من عباده العلماء»

و گفته: خداوند، جحیم و نعمت‏های خود و دشمنان و حجت‏خود را به من نمود تا جایی که دلم به مقام اطمینان رسید و از من هرگونه وساوس و خطراتی را دور فرمود و علم و ایمان نصیب من فرمود و مرا مجاور قبر اشرف خلقش بعد از رسول خاتم قرار داد .

و قرار داده خواب مرا در این تربت پاک به برکت این تربت مبارکه و صاحب آن [عبادت]، و عبادت من عبادتی است که معادل ست‏با دویست هزار عبادت .

و این‏ها نعم جزئیه است که به حکم «و اما بنعمة ربک فحدث‏» بیان شد و الا به حکم «و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها» از شماره بیرون است «فالحمدلله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهتدی لولا ان هدانا الله‏» «ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب) (29)

در کتابخانه آیة‏الله مرعشی نسخه‏ای از مشکاة النیرین مورخ 1287 ق موجود است .

2 . جوامع الشتات، اصول فقه در دو جلد .(تقریبا سه برابر دارالسلام است)

در اواخر کتاب دارالسلام گوید:

بعد از وفات شیخ انصاری آن جناب را در خواب دیدم که در بیابانی وسیع که در آن نهری بزرگ جاری بود ایستاده ظرفی که در دست داشت‏به من داد و فرمود از این نهر آب بیاور . چون بر لب نهر رفتم آب، تمیز و صاف نبود، برگشتم به عرض رسانیدم . فرمودند: تدبیری کن و بیاور که دانستم مقصود صاف کردن آب است و از خواب بیدار شدم .

خواب را برای برخی از علما نقل کردم، گفت مقصود آن جناب تنقیح مطالب علمیه بوده، زمانی نگذشت که حقیر عازم بر تنقیح و تحریر مباحث اصولیه و فقهیه شدم و مناسب آن دیدم که جمیع تحقیقات اصولیه و فقهیه شیخ استاد را از مسموعات و غیر مسموعات تنقیح و تحریر و جمع نمایم . پس جمیع مسودات خود آن مرحوم را با تقریرات تلامذه ایشان از خود و غیر خود جمع‏آوری کرده با دقت تمام تنقیح نموده در اصول کتاب «جوامع‏» و در فقه کتاب «لوامع‏» را نوشتم و بعد از آن دیگر بار موفق شده در اصول کتاب «قوامع‏» و در فقه کتاب «خزائن‏» نوشته شد و تمام این توفیقات از آثار اشاره آن جناب در خواب به آوردن آب بود . اعلی الله قدره و رفع درجته و شکر سعیه و جزاه‏الله فضل جزاء المطیعین .

در دارالسلام اعتقاد کامل خود را به شیخ انصاری این طور بیان می‏کند:

حقیر از سال 1272 ق تا سال 1281 ق ملازم منبر درس و نماز جماعت‏شیخ الطائفه شیخ انصاری‏قدس سره بودم، بعد از آن که در ایران خود را فارغ می‏دانستم و از جمعی از معتبرین علما مصدق و مجاز بودم و فهم تحقیق و نظر دقیق شیخ را طوری دیدم که از مسموعات سابقه خود بالمرة چشم بسته و دست کشیدم و فائز به استفاضه و استفاده از ایشان بودم .

و اضافه می‏کند: کرامات و مقامات شیخ انصاری‏قدس سره زیاده از حصر و شمار است و مخالف و مؤالف را به آن اعتراف است و چگونه چنین نباشد و حال آن که در عبادت در عصر خود عدیل نداشت و در زهد و ورع او را نظیر نبود و با آن که در هر سال زیاده از صد هزار تومان از وجوه به سوی او متوجه می‏گردید، وفات کرد در حالی که درهم و دیناری نگذاشت و در زندگی به اقل مایقنع به اکتفا نمود . (30)

با این که نام این کتاب جوامع الشتات فی ما برز من العلامة الانصاری من الافادات فی المباحث الاصولیة است، ولی همان طور که در ذریعه فرموده‏اند:

این کتاب شامل آن بخش‏هایی از مباحث اصول فقه است که به قلم خود شیخ انصاری نگاشته نشده، یعنی بحث‏های حجیت ظن و برائت و استصحاب و تعادل و تراجیح را ندارد و گویا این استثنا دنبال نام کتاب هم باشد .

اما مرحوم ملک الواعظین در مقدمه چاپ حروفی دارالسلام در شرح حال جد خود می‏نویسد:

جوامع الشتات جامع جمیع آن چه در اصول از شیخ انصاری ابراز شده غیر از مسایل اربعه می‏باشد و این کتاب در دو مجلد است که مجلد سوم آن را در همان مسایل اربعه (حجیت ظن، برائت، استصحاب و تعادل و تراجیح) نوشته‏اند .

در ذریعه سه نسخه از این کتاب (ج 1 و 2 ظ) معرفی شده که یکی در کتابخانه میرزای شیرازی بزرگ، و دومی در کتابخانه میرزا عبدالرزاق واعظ همدانی متوفای بعد از 1381 ق و سومی به خط مؤلف نزد نواده مؤلف، شیخ جمال الدین در تهران بوده است .

3 . قوامع الفضول فی علم اصول .(در یک جلد رحلی 584 صفحه چاپ شده است)

این کتاب دوره کامل اصول فقه و به منزله تقریرات درس اصول شیخ انصاری است و این کتاب چون علاوه بر آن چه در فرائد الاصول (رسائل) شیخ انصاری و مطارع الانظار (تقریرات درس اصول شیخ انصاری به قلم میرزا ابوالقاسم کلانتر تهرانی) آمده، بخش‏های دیگر اصول را هم دارد، مورد توجه و استفاده قرار گرفته و مؤلف به خاطر همین کتاب شهرتی پیدا کرده، تا جایی که او را بیش‏تر به عنوان «صاحب قوامع‏» می‏شناسند و معرفی می‏کنند .

این کتاب بعد از جوامع الشتات و لوامع النکات، تالیف شده و تاریخ پایان تالیف آن 1292 ق در نجف اشرف بوده است .

از مؤلف در صفحه قبل از شروع کتاب نقل شده:

«ان کتابنا هذا الموسوم بقوامع الفضول عن وجوه حقائق اصول علم الاصول الجامع لجمیع ما التقط من مطارع نتائج افکار شیخنا الوحید المرتضی الانصاری - طیب رمسه - فی هذا العلم من مباحث المعقول و المنقول . . . .»

تقریظهایی حاکی از اهمیت این تالیف و مجتهد و محقق بودن مؤلف آن بر این کتاب نوشته شده است:

سید علی آل بحرالعلوم طباطبایی متوفای 1298 ق که از اکابر فقهای عصر خود بوده و کتاب «البرهان القاطع‏» در فقه (که سه جلد آن چاپ شده تالیف اوست) در باره قوامع می‏نویسد:

لحظت جملة من مسائل هذا الکتاب فوجدتها دلیلا واضحا علی قوة ربانیة لمؤلفه لم توجد فی ابناء عصره و برهانا ساطعا لوجود ملکة رد الفروع الی الاصول اختص بها عن غیره فکان کما قیل:

و انی و ان کنت الاخیر زمانه لآت بمالم تستطعه الاوائل و ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء . حرره الاقل علی آل بحرالعلوم الطباطبائی 1294 ق .

سید مهدی قزوینی متوفای 1300 ق و صاحب کرامات و از شاگردان میرزای شیرازی رحمه الله در باره قوامع می‏نویسد:

سرحت نظری فی هذا الکتاب فوجدته کعقد قد انفصم فتناثرت لآلیه . . . کیف و قد صدر عن قریحة وقادة و فکرة نقادة و قوة ربانیة و ملکة قدسیة تشهد لصاحبه بالاقتدار علی رد الفروع الی الاصول و الاحاطة بالمعقول و المنقول وفقه الله لمراضیه و جعل مستقبله خیرا من ماضیه و بلغه ما یتمناه و ما الفضل الا من عندالله .

من مبلغ الاعراب انی بعدهم

شاهدت رسطالیس والاسکندرا

و رایت کل العالمین کانهم

رد الاله زمانهم والاعصرا

حرره الاقل محمدبن الحسن المدعو بمهدی الحسینی الشهیر بالقزوینی 1294 ق .

و میرزای بزرگ میرزا محمدحسن شیرازی متوفای 1312 ق می‏نویسد:

چه قدر خوب است که نسخ این کتاب مستطاب بسیار شود که علما و طلاب از آن منتفع شوند و ان شاء الله بانی خواهند شد . حرره الاحقر محمدحسن الحسینی .

این کتاب در سال 1304 ق (بخش اول) و 1305 ق (بخش دوم) برای چاپ استنساخ و در همان سال‏ها در زمان حیات مؤلف در تهران چاپ شده و در پایان آن آمده است:

طالبان این کتاب و کتاب دارالسلام در محله پای منار در خانه مصنف آن، از نجل نبیل ایشان، زبدة العلماء الاطیاب شیخ محمد تقی، ابتیاع نمایند .

در فهرست کتب چاپی خانبابا مشار آمده که قوامع علاوه بر سال 1305 ق در سال 1294 ق هم چاپ شده است . نگارنده فقط چاپ حدود 1305ق را دیده و آن چاپ را ندیده‏ام و شاید ایشان 1294 ق را که تاریخ تقریظها است‏با تاریخ چاپ اشتباه کرده باشد، باید تحقیق شود .

4 . لوامع النکات الجامع لجمیع ما برز من الشیخ الانصاری فی الفقه سوی ما کتبه فی الطهارة و المکاسب .(پنج‏برابر دارالسلام است)

علامه تهرانی که نسخه خطی این کتاب را دیده می‏فرماید:

شرح شرایع است در چهار [یا شش] جلد، جلد اول صلاة و جلد دوم زکاة و خمس و صوم (تاریخ پایان تالیف جلد دوم 1288ق) است .

و نسخه‏ای شامل زکاة و بخشی از اجاره نزد حاج شیخ علی قمی و سه جلد آن نزد میرزا عبدالرزاق واعظ همدانی و برخی از مجلدات آن به خط مؤلف نزد نواده‏اش شیخ جمال‏الدین در تهران و کتاب رهن آن در کتابخانه سیدمحمدباقر حجت در کربلا و جزء اول آن در کتابخانه امیرالمؤمنین در نجف است . (31)

یک نسخه از یک قطعه این کتاب در کتابخانه آیة‏الله مرعشی مورخ 1289 ق که از روی نسخه مؤلف نوشته شده موجود است .

در فهرست آن کتابخانه (32) آمده:

این کتاب در شش جلد بزرگ نوشته شده و تاریخ پایان تالیف جلد ششم 1287 ق می‏باشد که نسخه حاضر جلد ششم است و مشتمل بر قسم چهارم از شرح شرایع است .

5 . خزائن الکلام فی شرح قواعد الاحکام، طهارت آن نوشته شده .(چهار برابر دارالسلام است)

علامه تهرانی می‏نویسد:

«شرح کتاب طهارت تا وضو را در یک مجلد و شرح دمای ثلاثه را در مجلدی دیگر نزد نواده او - شیخ جمال‏الدین - در تهران دیدم . »

6 . میاه العیون، فقه و شرح منهاج الهدایه حاجی کلباسی است .

علامه تهرانی گوید:

نسخه اصل به خط مؤلف شامل مقداری از طهارت و بخشی از خیارات و بحث نقد و نسیه و شروط و متفرقاتی از ابواب معاملات و قضا و رهن را در نجف نزد [آیة الله] سیدمحمد حجت کوه کمری دیدم که مجموعا حدود ده هزار بیت (نصف دارالسلام) بود .

ظاهرا همین نسخه است که اکنون در کتابخانه آیة‏الله مرعشی قم است . (33)

7 . کفایة الراشدین فی الرد علی جماعة من المبدعین .

حاج کریم‏خان کرمانی رئیس شیخیه در زمان خود کتابی به نام هدایة الطالبین دارد که خواسته است در آن ایرادهای یکی از علمای یزد بر طایفه شیخیه را پاسخ گوید .

در کتاب فهرست کتب شیخیه آمده است:

در هدایة الطالبین این سؤال‏ها را حاج کریم‏خان پاسخ داده است .

چرا مریدهای شما علما را لعن و طعن می‏کنند؟

مرادتان از رکن رابع که گفته‏اید اصول دین چهار است و چهارم آن رکن رابع می‏باشد چیست؟

موضوع عدد در صوم و افطار در ماه رمضان چیست و مآخذ فقاهتی آن چیست؟

مرحوم میرزا عبدالرزاق همدانی واعظ متوفاتی بعد از 1381 ق و صاحب تالیفات فراوان هم کتابی به نام هدایة الطالبین در رد شیخیه دارد که نباید این دو با هم اشتباه شود .

کفایة الراشدین ردی است‏بر هدایة الطالبین حاج کریم‏خان که در سال 1283ق نگارش آن به پایان رسیده است و حدود 150 صفحه وزیری است .

علامه تهرانی می‏فرماید:

نسخه به خط مؤلف نزد نواده‏اش شیخ جمال‏الدین در تهران است .

در کتابخانه آیة‏الله مرعشی نسخه‏ای از این کتاب مورخ 1306 ق موجود است و در فهرست آن کتابخانه (34) آمده است .

مؤلف در سال 1282 ق به زیارت حضرت رضا علیه السلام رفت و هنگام بازگشت در تهران شخصی کتاب هدایة الطالبین حاج کریم‏خان کرمانی را به وی داد و درخواست کرد که اظهار نظر نماید .

کتاب کفایة الراشدین را در پاسخ آن نوشته و ضمنا ردی است‏بر صوفیه و مدعیان ارشاد و مشتمل بر سه باب است:

باب اول: در جواب کلمات خان کرمان;

با دوم: در احتجاج یوحنای ذمی;

باب سوم: رد صوفیه .

بنابراین اولین تالیف مرحوم میثمی مشکاة‏النیرین و شاید دوم کفایة الراشدین و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم جوامع الشتات و لوامع النکات و مسند الاخبار و خزائن و قوامع الفضول است و تاریخ تالیف میاه العیون معلوم نیست، و آخرین آن‏ها دارالسلام است .

8 . مسند الاخبار، مثنوی فارسی است در فضایل و مناقب گرفته شده از کتاب دیگرش مشکاة النیرین .(عربی)

این مثنوی تا حالات امام حسن علیه السلام را دارد و تاریخ پایان آن 1287 ق است .

در آغاز آن از مستوفی الممالک یاد شده و مثنوی به ناصرالدین شاه قاجار تقدیم شده است .

نسخه مورخ 1287 ق آن در 88 صفحه در کتابخانه آیة‏الله مرعشی موجود است . (35)

9 . ظاهرا شعر هم می‏سروده، پس باید دیوانی هم داشته باشد .

10 . دارالسلام فی من فاز بسلام الامام علیه السلام

تا چند سال قبل که هنوز در باره حضرت ولی‏عصر علیه السلام کتاب‏های فارسی متعدد نگاشته نشده بود از میان کتاب‏های فارسی سه کتاب بیش‏تر مورد توجه دانشمندان بود: ترجمه سیزدهم بحار و دارالسلام عراقی و نجم الثاقب حاجی نوری .

دارالسلام پیش از نجم الثاقب تالیف شده و در سال 1301 ق تالیف و در 1303 ق چاپ سنگی و بار دیگر در 1374 ق چاپ حروفی شده است .

و مؤلف پس از این کتاب موفق به نوشتن کتاب دیگری نشده است و خود فرموده:

از سال 1294 ق (که در تهران بوده) نتوانستم چیزی بنویسم و فقط دارالسلام را نوشتم .

چند سالی که پس از تالیف دارالسلام در قید حیات بود به ضعف چشم هم مبتلا شده بود که خود این مانع تالیف و نگارش بود .

در باره دارالسلام گفته شده:

گویا ترجمه و مستدرکی است‏بر باب «من رای الحجة علیه‏السلام‏» از جلد سیزدهم بحارالانوار .

مؤلف در آغاز کتاب گوید:

چون طول غیبت و قصور و نقصان بصیرت کل مسلمین، بلکه مؤمنین اثنا عشری را که در ظاهر معتقد به امامت و وجود و غیبت آن بزرگوارند به طوری غافل نموده که گویا اعتقاد ندارند والا رعیت را لازم آن است که حاجات خود را به سلطان عصر عرضه کنند و مهمات خود را به او مرجوع دارند و از او یاری خواهند نه آن که اعتنا ندارند .

لهذا این حقیر سر تا پا تقصیر بر خود واجب داشتم که مختصر کتابی که مشتمل بر امور متعلقه به آن جناب و ذکر کسانی که در بیداری یا آن که در خواب به شرف دریافت‏حضور آن بزرگوار فایز شرفیاب شده‏اند و ذکر بعض امور واقعه در عصر او - و غیر ذلک ممایناسبه - به زبان فارسی و بیان واضح نزدیک به فهم عموم که به ارشاد محتاج‏ترند نوشته تا آن که باعث تذکر غافلان و ارشاد گمراهان و روشنایی چشم زنده‏دلان و رغم انوف معاندان و کفاره وقوف در بلده تهران (36) و سبب اصلاح امور این حیران سرگردان پریشان محترق به نار هجران گردد . ان شاء الله .

و چون عمده مقصود در آن ذکر اشخاصی بود که فایز به لقای آن امام عالی مقام شده‏اند، مناسب آمد که موسوم باشد به «دارالسلام المشتمل علی ذکر من فاز بسلام الامام‏» . . . و علیه التوکل و الاعتماد .

نگارنده گوید:

این جانب چون حدود صد داستان از کتاب ارزشمند دارالسلام را برگزیده تا منتشر سازد، این شرح حال را به عنوان مقدمه آن اثر که خوانندگان با مؤلف جلیل‏القدر آن آشنایی بیش‏تر داشته باشند، تنظیم نمودم .

تعدادی از این داستان‏ها مربوط به مؤلف دارالسلام و حاکی از صدق و صفای روحی وی و این که خدمت امام زمان علیه السلام رسیده و نیز مورد عنایت اهل بیت علیهم السلام بوده است می‏باشد .

علاقه‏مندان به خواندن این حکایات به همان برگزیده دارالسلام که به کوشش این جانب تنظیم شده رجوع کنند .
مصادر این شرح حال

1 . دارالسلام عراقی چاپ سنگی و حروفی .

2 . مقدمه دارالسلام، نوشته ملک الواعظین .

3 . پایان قوامع الاصول، نوشته فرزند مؤلف .

4 . اعلام الشیعه، علامه تهرانی سده 13 و 14 .

5 . المآثر و الآثار اعتماد السلطنه .

6 . علمای معاصرین، خیابانی .

7 . ریحانة الادب، خیابانی .

8 . الذریعة الی تصانیف الشیعه، علامه تهرانی .

9 . اعیان الشیعه، سید محسن امین .

10 . زندگانی شیخ انصاری، تالیف مرتضی انصاری .

11 . تاریخ بروجرد، نوشته آقای مولانا .

12 . تاریخ اراک دهگان .

13 . علمای گمنام، نوشته حاج آقا مجتبی عراقی .

14 . گنجینه دانشمندان رازی .(بخش علمای اراک)

15 . معارف الرجال، حرزالدین .

16 . فهرست کتابخانه آیة‏الله‏العظمی مرعشی نجفی . (37)

پی‏نوشت‏ها:

1) به لغت‏نامه دهخدا واژه کزاز رجوع شود .

کزاز نیز نام دهی است از دهستان بالا بخش سربند شهرستان اراک .

2) به کتاب علمای گمنام تالیف مرحوم آیة‏الله حاج آقا مجتبی عراقی ص 215، ذیل «خاندان میثمی‏» رجوع شود .

3) در کتاب علمای گمنام چند نفر از دانشمندان کرهرودی معرفی شده‏اند .

4) تاریخ اراک، ص 150 .

5) شرح حال حاج سید شفیع به گونه مفصل در کتاب تاریخ بروجرد 2، صص 402- 427 یاد شده است .

6) شرح حال حجة‏الاسلام حاج ملا اسدالله بروجردی نیز در کتاب تاریخ بروجرد 2، صص 318- 344 آمده است .

7) و نیز در کتاب زندگانی و شخصیت‏شیخ انصاری 1306 ق و در مؤلفین کتب چاپی خان بابا مشار 1308 ق ودر ریحانة الادب خیابانی حدود 1310 ق ضبط شده است و با مراجعه به موارد متعدد ذریعه روشن می‏شود که 1308 ق صحیح است .

8) این منزل نزدیک مدرسه آیة‏الله بروجردی بوده است .(الذریعه، ج 17، ص 199 .)

9) اعلام الشیعه، قرن 14، ج 1، ص 268 و ج 5، ص 138 مخلوط .

10) ص 166، چاپ سنگی .

11) علمای معاصرین، 326 .

12) ریحانة الادب، 2/383 .

13) زندگانی شیخ انصاری، ص 310 .

14) اعیان الشیعة، چاپ جدید، ج 10، ص 103 .

15) ذریعه، ج‏21، ص 38 و فهرست کتابخانه آیة‏الله مرعشی، ج 7، ص 294 .

16) ذریعه، ج 18، ص 311 .

17) اعلام الشیعه، سده 14، ص 834 و 841 و ذریعه جلدهای متعدد .

18) ر . ک: ذریعه، ج 9، ص 1138 و ج 14، ص 12 و ج 17، ص 134 و اعلام‏الشیعه سده 14، ص 268 .

19) اعلام الشیعه، سده 14، ص 268 و الذریعه، ج‏20، ص‏111 و ج 8، ص 88 .

20) ذریعه، ج 1، ص 13 و ج 2، ص 445 .

21) اعلام الشیعة سده 14، ص 268 و الذریعه، ج 20، ص 111 و ج 3، ص 36 .

22) دارالسلام، چاپ حروفی، ص 2 .

23) ذریعه، ج‏3، ص 36 و شاید 1351 ق تاریخ دیدن نسخه باشد نه تاریخ تالیف کتاب .

24) ذریعه، ج 22، ص 195 .

25) ذریعه، ج 22، ص 365 .

26) ذریعه، ج 24، ص 356 .

27) معارف الرجال، ج 2، ص 157 .

28) الذریعه، ج 21، ص 93 . علمای معاصرین، ص 326 .

29) مقدمه دارالسلام چاپ حروفی .

30) علمای معاصرین، ص 327 .

31) الذربعة، ج 18، ص 358 .

32) الذریعه، ج 14، ص 59 .

33) فهرست نسخه‏های خطی کتابخانه آیة‏الله مرعشی، ج 15، ص 19 .

34) الذریعه، ج 9، ص 218 .

35) فهرست کتابخانه آیة‏الله مرعشی، ج 7، ص 293 .

36) این فقیه بزرگوار از نجف به ایران به قصد مراجعت - نه توقف در تهران - آمده بود که توفیق آن را نیافت و از این رو خود را در خسران می‏بیند با اینکه در تهران هم منشا برکاتی بوده و از او استفاده‏ها شده است .

37) متاسفانه فقط بیست جلد از فهرست این کتابخانه دیده شد و احتمال هست که در سایر مجلدات این فهرست و نیز در فهرست‏های سایر کتابخانه‏ها نسخه‏هایی از تالیفات یاد شده مؤلف و خاندان او و یا تالیفاتی که ما از آن اطلاع نداشته‏ایم یاد شده باشد، که نیاز به بررسی دارد . 

بعید نیست که اولاد اصحاب امیرمؤمنان علیه السلام هم مانند اولاد ائمه اطهار علیهم السلام از ترس دشمنان و یا به جهت دیگر، به ایران آمده باشند و در اصفهان، جابری، منسوب به جابربن عبدالله انصاری، و در قم انصاری، نیز منسوب به جابر، و در گلپایگان، نخعی، منسوب به مالک اشتر نخعی، و در تهران، کمیلی منسوب به کمیل، و . . . داشته باشیم .

و نیز این انتساب‏ها اگر در برخی موارد هم مدرک درستی نداشته باشد، لااقل دلیل بر ارادت ایرانیان به علی علیه السلام و یاران مخلص و خالص او است .

شیخ محمود تا هشت‏سالگی در همان روستای «رشان‏» بود و سپس پدرش به «کرهرود» هجرت کرد و پسر را هم با خود به آن جا برد


 

برچسب ها :

بنام خدا

کاربر گرامی

با سلام و احترام

پیوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنویسان فارسی خوش آمد میگوییم.
شما میتوانید برای آشنایی بیشتر با خدمات سایت به آدرس های زیر مراجعه کنید:

http://help.persianblog.ir برای راهنمایی و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سایت برای اطلاع از
http://fans.persianblog.ir برای همکاری داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشکل در استفاده از خدمات سایت میتوانید با پست الکترونیکی :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الکترونیکی
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرمایید.

با تشکر

مدیر گروه سایتهای پرشین بلاگ
مهدی بوترابی

http://ariagostar.com
 

برچسب ها :
 




برچسب ها :
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.